نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 231
تبلور مفهوم زمان: براساس حرکات استعاری دستان

تبلور مفهوم زمان: براساس حرکات استعاری دستان

دوره 5، شماره 1، فروردین 1393، صفحه 109-127

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.52663

فهیمه نصیب ضرابی، محمدرضا پهلوان‌نژاد

چکیده این مقاله به بررسی حرکات استعاری دستان در حین به کار بردن قیدهای مختلف زمان توسط فارسیزبانان، بهمنظور ارائه طرحی برای مفهوم زمان، میپردازد. پس از تصویربرداری از 22 آزمودنی، در حین پاسخگویی به سؤالات مبهم پرسشنامهای شامل 10 سؤال که آزمودنی را ملزم به کار بردن قیدهای مختلف زمان مینمود، و تحلیل دادههای تصویری حاصل، پیکرهای شامل 299 حرکت بهدست آمد. دادههای این پیکره 8 نوع حرکت متفاوت را جهت اشاره به قیدهای زمانی مختلف نشان میدهد که براساس بسامد وقوع تعیین شدهاند. این حرکات تنها شامل حرکات دستان میباشد؛ چرا که حرکات دیگر اعضای بدن، مانند سر و تنه، به دلیل بسامد بسیار پایین از پیکره حذف شدند. این نوع حرکات را میتوان در سه دسته گذشته، حال و آینده جای داد. در پایان پژوهش، براساس این حرکات، طرحی برای مفهوم زمان در ذهن سخنگویان فارسی پیشنهاد شده است. این طرح نشان میدهد که زمان برای فارسیزبانان افقی، از عقب به جلو، و از راست به چپ میباشد.
 

فعل‌های میانه و بررسی آنها در اوستای جدید. بخش نخست

فعل‌های میانه و بررسی آنها در اوستای جدید. بخش نخست

دوره 3، شماره 2، اسفند 1391، صفحه 111-129

https://doi.org/10.22059/jolr.2013.35364

آژیده مقدم، نرگس نعمت الهی

چکیده فعل در زبان­های ایرانی باستان بر مبنای زمان، نمود، شخص، شمار و دو جهتِ اکتیو و میانه بررسی می‌شود. بنابر دیدگاه رایج، جهت میانه وسیلۀ تبدیل ریشه­های گذرا به ناگذر است. این دیدگاه با مشاهدۀ ریشه­هایی فعلی شکل گرفته است که در جهت اکتیو، گذرا و در جهت میانه ناگذر هستند، در حالی ‌که  بررسی دقیق­تر متون بازمانده از زبان­های باستانی ایران،  ویژگی­های دیگری را آشکار می­کند که اعتبار نظریۀ فوق را به چالش می­کشد. این مقاله به تحلیل ساختار افعال میانه می­پردازد و مقدمه­ای است برای بررسی و بازنگری در طبقه بندی فعل­های میانه در زبان اوستایی که در مقاله دیگری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

استعارۀ مفهومی در قطعه‌ای به زبان ختنی

استعارۀ مفهومی در قطعه‌ای به زبان ختنی

دوره 4، شماره 1، اردیبهشت 1392، صفحه 111-127

https://doi.org/10.22059/jolr.2013.35930

سید فاطمه موسوی

چکیده از دستاوردهای زبان‌شناسیِ شناختی کشف این حقیقت است که زبان‌ها اغلب برای ملموس کردن برخی مفاهیم انتزاعی از استعاره‌های مفهومی بهره می‌برند. استعاره‌های مفهومی به توضیح حوزة مقصد که حوزه‌ای انتزاعی است از طریق حوزة مبدأ که حوزه‌ای ملموس است می‌پردازند. یعنی از طریق مقایسة حوزة انتزاعی مورد نظر با حوزه‌ای ملموس درک آن را برای شنوندگان راحت‌تر می‌کنند. در این پژوهش به تحلیل استعاره‌های مفهومی موجود در متنی کهن به زبان ختنی می‌پردازیم. زبان ختنی زبانی ایرانی و از شاخة ایرانی میانة شرقی است. این پژوهش به بررسی بیستمین فصل از کتاب زمبسته می‌پردازد که حاوی اشعار مهم و معتبر بودایی است. فصل بیستم این رساله متنی است از زبان بودا که برای اندرز و خطاب به شمن‌های بودایی سروده شده است. بنابراین هدف آن آموزش مفاهیم مهم و بسیار پیچیدة آیین بودایی است و علت به کار رفتن استعاره‌های مفهومی متعدد در این متن نیز احتمالاً همین موضوع است. این مطالعه اولاً نشان می‌دهد که زبان ختنی نیز مانند دیگر زبان‌ها از چنین استعاره‌هایی بهره جسته است و در مرحلة دوم درک بهتر آموزه‌های بودا در این فراز از متن زمبسته را میسر می‌کند.    

ساخت‌های کنایی نشاندار در هورامی: تقابل دو رویکرد کمینه‌گرا

ساخت‌های کنایی نشاندار در هورامی: تقابل دو رویکرد کمینه‌گرا

دوره 5، شماره 2، اسفند 1393، صفحه 113-132

https://doi.org/10.22059/jolr.2015.54188

زانیار نقشبندی

چکیده مقاله‌ی پیش‌رو درصدد است تا با تکیه بر امکانات نظری مفهوم فاز تحلیلی کمینه‌گرا از ساخت‌های کنایی نشاندار در گویش هورامی بدست دهد. در این راستا پس از اشاره به ویژگی‌های رویکرد مشخصه بنیادی که پیش‌تر برای توجیه خصوصیات منحصر بفرد این دسته از ساخت‌های زبانی در هورامی ارائه شده و نیز معرفی سازوکارهای دخیل در نظریه‌ی فاز، در نهایت تحلیل جدیدتری از ساخت‌های مورد بحث در سایه نظریه فاز بدست داده خواهد شد. مقایسه‌ی تحلیل‌های نظری فوق نشان می‌دهد که قائل شدن به مفهوم فاز و الزامات نظری مترتب بر آن نظیر شرط نفوذناپذیری فاز و صرف نظر از فرضیه‌ی گرو متمم‌ساز گسسته و فرافکن‌های بیشینه‌ی مبتدا و تأکید که در قالب تحلیل‌های مشخصه بنیاد این ساخت‌ها پیشنهاد داده شده‌اند، تصویری موجزتر و اقتصادی‌تر از فرایند اشتقاق نحوی ساخت‌های کنایی نشاندار ارائه می‌دهد. به لحاظ نظری دستاوردهای مقاله‌ی حاضر را می‌توان به مثابه‌ی تأییدی بر اهمیت اعمال ملاحظات مربوط به نظریه‌ی فاز در تعیین روند کلی فرایند اشتقاق نحوی ساخت‌های زبانی در چارچوب برنامه‌ی کمینه‌گرا دانست.
 

دستوری‌شدگی و بسط استعاری

دستوری‌شدگی و بسط استعاری

دوره 3، شماره 1، آبان 1391، صفحه 117-134

https://doi.org/10.22059/jolr.2012.30298

مهرداد نغزگوی کهن، محمد راسخ مهند

چکیده به کمک فرایند دستوری‌شدگی می‌توان چگونگی تکوین امکانات دستوری زبان را صورت‌بندی کرد و توضیح داد. در دستوری‌شدگی کلمات به امکانات دستوری تبدیل می‌شوند و در عین حال امکانات دستوری که معمولاً قدیمی‌ترند به تدریج از بین می‌روند و با تغییر واژگان دوباره امکانات دستوری جدیدی خلق می‌شود. در واقع این تغییر، یک جریان تقریباًَ یک‌سویه است که مرتباً تکرار می‌گردد و از این رو مشخص? چرخه‌ای بودن را برای آن قائل شده‌اند. در این مقاله ضمن توضیح دستوری‌شدگی و مشخصه‌های آن به تغییرات معنایی که در دستوری‌شدگی رخ می‌دهد توجه خواهد شد. توجه به معنا در دستوری‌شدگی نقط? تلاقی چندین رویکرد شناختی با مطالعات دستوری‌شدگی محسوب می‌شود. یکی از مهم‌ترین این رویکردها بسط استعاری نام دارد. در این‌جا به توصیف بسط استعاری پرداخته شده و برخی موارد دستوری‌شدگی فارسی بر اساس آن تبیین گردیده است. شواهد ما از زبان فارسی نشان‌دهند? اهمیت بسط استعاری در ایجاد امکانات دستوری است. این بسط تنها در جهت تبدیل معناهای عینی به انتزاعی است؛ بنابر‌این در بسط استعاری، یک‌سویگی یک قاعد? عام محسوب می‌شود که دست‌کم در زبان فارسی تاکنون استثنائی برای آن مشاهده نشده است.

شبکة معنایی فعل گرفتن بر اساس انگارة چندمعنایی اصول‌مند

شبکة معنایی فعل گرفتن بر اساس انگارة چندمعنایی اصول‌مند

دوره 7، شماره 1، خرداد 1395، صفحه 117-136

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.59419

محمد عموزاده، غلامحسین کریمی دوستان، بابک شریف

چکیده هدف از مقالة حاضر، تحلیل معنایی فعل گرفتن و به دست دادن تصویر روشنی از چندمعنایی این فعل در زبان فارسی است. داده‌های مورد بررسی برگرفته از فرهنگ بزرگ سخن و روش تحلیل بر اساس انگارة چندمعنایی اصول‌مند تایلر و ایونز است. بر این اساس، پس از استخراج معانی متمایز فعل گرفتن، طرحوارة معنی اصلی این فعل با استفاده از اصول پنج‌گانة انگارة مذکور ترسیم و سپس نحوة اشتقاق سایر معانی از این معنی بیان شده است. نتایج این پژوهش، شبکة معنایی گرفتن را در اختیار ما قرار می‌دهد و در نتیجه دانش ما را دربارة این فعل آنچنان‌که اکنون در زبان فارسی به کار می‌رود، کامل‌تر می‌کند.

زرستون؛ بانو و ایزدبانو

زرستون؛ بانو و ایزدبانو

دوره 7، شماره 2، آذر 1395، صفحه 117-130

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.61528

آژیده مقدم

چکیده «زرستون»، بانویی که نامش در کنار نام خواهرش «بیستون» در کتاب پهلوی ایادگار زریران آمده، دختر ارجاسپ شاه هیونان و از تبار ایرانیست. انتخاب این نام برای بانویی از خاندان شاهی درک معنا و اهمیت آن نزد ایرانیان و ایرانی­تباران را ضروری می­نماید. بررسی مفهوم واژۀ «زرستون»، «جایگاه (پشتیبانیِ) زر/(روشنی) زرین (/او که با پرتوی زرین می­درخشد)» رد پای ایزدبانویی را آشکار می­کند که ویژگی­هایش با ایزدبانوی «سپیده دم» هندواروپایی همخوانی دارد: نماد پیش از تاریخی پرتوی خورشید، گرما و آتش، شیرینی و دلنشینی و نیز ناظر بر ازدواج، باروری، زایش و خویشکاریِ همسری و مادری در دوران تاریخی. در ایران او را در چهرۀ «اوشه اوستایی» می­توان بازشناخت.همچون بسیاری دیگر از مفاهیم کهن، می­توان انتظار داشت که «زرستون» نیز با نمودهای چندگانه­اش خود را در زوایای گوناگون فرهنگ ایرانی جلوه­گر نموده، به حیاتش ادامه داده باشد. بازشناخت برخی از این نمودها هدف این مقاله است.

التقای واکه‌ها در کردی سورانی

التقای واکه‌ها در کردی سورانی

دوره 8، شماره 1، شهریور 1396، صفحه 117-136

https://doi.org/10.22059/jolr.2017.63142

وحید صادقی، سولماز صادقی

چکیده این مقاله به بررسی راه­کارهای واجیِ زبان کردی سورانی برای جلوگیری از التقای واکه­ها می‌پردازد. داده­های التقای واکه­ها در کردی سورانی، متناسب با هدف پژوهش، جمع­آوری و طبقه‌بندی‌شده و سپس در چارچوب واج‌شناسی بهینگی مورد تحلیل قرار گرفتند. بررسی و تحلیل داده­های واجی تحقیق نشان داد که در صورتی که در فرایند کلمه­سازیِ کردی سورانی رشته واجی /V+V/ در مرز تکواژ ظاهر شود، بسته به شرایط واجی و صرفیِ زنجیره­ی واجی موردنظر، یکی از سه الگوی درج همخوان، حذف یا غلت­سازی اِعمال می­شود تا ساخت هجایی غیردستوریِ حاصل از التقای واکه­ها مطابق با محدودیت نشان‌داری ONSET اصلاح شود. رایج­ترین الگوی واجی برای ممانعت از تظاهر آوایی التقای واکه­ها، درج همخوان­های غلت [j] و [w] است؛ اما درج، در دو حالت اتفاق نمی­اُفتد: (1) زمانی که دو واکه افتاده، در مجاورت یکدیگر قرار گیرند. در این حالت، به‌جای درج همخوان، واکه دوم (V2)، یعنی واکه پسوند، از زنجیره واجی حذف می‌شود. (2) زمانی که واکه­ی پسوند، یعنی V2، واکه­ی افراشتهِ پیشین (/i/) باشد. در این حالت، واکه /i/ از طریق غلت­سازی به غلت [j] تبدیل می­شود و درنتیجه توالـی واکه­ایِ /V+i/ به یک واکه­ی مرکب تغییر شکل می­دهد؛ بنابراین الگوی درج غلت در بافت واجی V1(-low)+V2، الگوی حذف در بافت V1(+low)+V2(+low) و الگوی غلت­ســازی در بافت V1+i اِعــمال می­شوند. در تحلیل واجی داده­ها در چارچوب رویکرد بهینگی، ضمن معرفی محدودیت­های پایاییِ وابسته به بافت صرفی، علت بهینه بودن هر یک از الگوهای واجـی مورد نظر را با توجه به بافـت­های واژ-واجیِ مربوطه توضیح داده­ایم.

تحلیل توانش کاربردشناختی راهبردهای ابراز قدردانی مدرسان زبان انگلیسی با توجه به مدرک تحصیلی آنها

تحلیل توانش کاربردشناختی راهبردهای ابراز قدردانی مدرسان زبان انگلیسی با توجه به مدرک تحصیلی آنها

دوره 8، شماره 2، دی 1396، صفحه 117-131

https://doi.org/10.22059/jolr.2018.65518

روح الله یعقوبی، فردوس آقاگلزاده، ارسلان گلفام

چکیده فراهم آوردن دانش زبانی به‌منظور برقراری ارتباطی مؤثر نمی‌تواند فقط به آموزش دانش زبانی محدود باشد و در فرایند آموزش زبان توانش کاربردشناختی نیز باید موردتوجه قرار گیرد. ازآنجاکه مسئولیت اصلی تدریس جنبه­های کاربردشناسی یک‌زبان بر عهده­ی مدرسان زبان است؛ توانش و آگاهی کاربردشناختی مدرسان از زبانی که تدریس می­کنند اهمیت بسزایی دارد؛ بااین‌وجود شرایط لازم برای فراگیری کنش­های گفتاری به طرز شایسته‌ای فراهم نشده است. در این راستا پژوهش حاضر به تحلیل توانش کاربردشناختی مدرسان زبان انگلیسی در استفاده از راهبردهای کنش گفتاری قدردانی به زبان انگلیسی و ارتباط آن با مدرک تحصیلی مدرسان پرداخته است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. به‌منظور بررسی راهبردهای قدردانی از پرسش­نامه تکمیل گفتمان چِنگ استفاده شد. همچنین، پرسش­نامه­ی­ قدردانی مکالگ  برای ارزیابی شخصیت افراد استفاده گردید. توزیع پرسش‌نامه به روش تصادفی ساده صورت گرفت که درنهایت تعداد 133 پرسش­نامه­ی تکمیل‌شده، جمع‌آوری شد. پاسخ­ها نیز بر اساس الگوی چِنگ رمزگذاری گردید. یافته­ها نشان داد همه‌ی راهبردهای هشت­گانه­ی الگوی چنگ در ابراز قدردانی توسط مدرسان استفاده‌شده است. دراین‌بین، راهبرد تشکر دارای بیشترین فراوانی (9/39درصد) بود. نتایج آزمون کروسکال والیس نشان داد رشته تحصیلی مدرسان در ابراز قدردانی آنها تفاوت معناداری ایجاد نمی­کند.

نقش صورت نوشتاری ذهنی در تسهیل درک کلمات هم‌آوای ناهم‌نویسه

نقش صورت نوشتاری ذهنی در تسهیل درک کلمات هم‌آوای ناهم‌نویسه

دوره 6، شماره 1، خرداد 1394، صفحه 119-135

https://doi.org/10.22059/jolr.2015.56646

فهیمه نصیب ضرابی، شهلا شریفی

چکیده در برخی موارد پردازش­های ذهنی در درک شنیداری زبان گفتار با دشواری روبه­روست. به نظر می­رسد فعال­سازی صورت نوشتاری کلمات در ذهن می­تواند در چنین شرایطی درک را تسهیل نماید. در این مقاله، با توجه به اینکه یافته­های پژوهشی نشان می­دهند که پردازش و دسترسی به کلمات هم­آوای ناهم­نویسه از دیگر کلمات دشوارتر است، در پی شناسایی نقش خط نوشتار و صورت نوشتاری واژگان در پردازش و درک این نوع کلمات به هنگام فرآیندهای پردازشی کل به جزء (مانند درک گفتار) بوده­ایم. به این منظور، یک آزمون انگیزشی براساس انگاره­ی مرکبی از انگاره­های پردازشی و دسترسی لولت، رولفس و مایر (1999) و دل (1990) طراحی شد، که 41 نفر آزمودنی در آن شرکت داشتند. نتایج بدست آمده، فرض تحقیق را مبنی بر فعال­شدن صورت نوشتاری کلمات هم­آوای ناهم­نویسه جهت تسهیل درک با اطمینان 95% تأیید کرد.

نقدی بر «هم‌شکلی مسیرنماها در برخی از زبان‌های ایرانی: رویکردی ریزنحو بنیان»

نقدی بر «هم‌شکلی مسیرنماها در برخی از زبان‌های ایرانی: رویکردی ریزنحو بنیان»

دوره 9، شماره 1، تیر 1397، صفحه 119-128

https://doi.org/10.22059/jolr.2018.66653

ابراهیم مرادی

چکیده این نوشتار نقدی است بر دبیرمقدم و ناصری (1396). اثر نقدشده که تحلیل مسیرنماهای چند زبان ایرانی بر پایۀ نحو ذره­بنیاد است، اگرچه یک رویکرد نوین را معرفی نموده و به تحلیل مقولۀ کمتر بررسی­شدۀ حرف­اضافه پرداخته است، کاستی­های فراوانی دارد: دارای مشکلات ساختاری است، بسیاری از همبرنهادهای پیشنهادی مبهم و نارسا و زبان نوشتار و مطالب ترجمه­شده گنگ است، متن دارای انسجام معنایی نیست و تقریباً همۀ مطالب آن از منابع اصلی گرفته‌شده و حتی به‌صورت ناقص و نادرست به فارسی برگردانده شده‌اند؛ بنابراین نویسندگان قلم خود را در بیان مطالب و شناساندن نظریه به کار نگرفته­اند؛ پژوهش نقد­شده مطالبِ حشو و پراکنده­گویی فراوان دارد. در بسیاری موارد ارجاع­دهی به منابع به کار گرفته­شده نادرست­ و گاهی اوقات در استفاده از منابع امانت رعایت نشده است. سرانجام اینکه، از لحاظ نظری نه‌تنها نظریۀ نحو ذره­بنیاد به‌خوبی شناسانده نشده بلکه تصویری نادرست از آن ارائه ­گردیده است.

فرایند حرکت تکواژ به دلایل صرفی- واجی: بررسی نمونه‌ای در کردی کلهری

فرایند حرکت تکواژ به دلایل صرفی- واجی: بررسی نمونه‌ای در کردی کلهری

دوره 4، شماره 2، اسفند 1392، صفحه 121-140

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.50276

مهدی فتاحی، عالیه کرد زعفرانلو کامبوزیا

چکیده در طبقه­بندی ینسن (1990) از فرایندهای صرفی- واجی در زبان­­های مختلف، شاید کمترین بسامد وقوع این فرایندها در میان زبان­ها، مربوط به فرایند حرکت تکواژ به دلیل ملاحظات صرفی- واجی است که باعث تغییر ترتیب معمول تکواژها در صورت واژه می­شود. در این مقاله، هدف معرفی نمونه­ای از این فرایند نادر در کردی کلهری است. این پدیده در افعال پسوندی­ رخ می­دهد که در ساختمان آنها، پی­بست ضمیری سوم شخص مفرد به کار رفته باشد. به منظور مطالعة این پدیده، تعداد سی فعل پسوندی مورد بررسی قرار گرفته که در این مقاله از چهارده نمونه­ از آن­ها استفاده شده است. پس از مشاهدة رفتار پی­بست ضمیری سوم شخص مفرد /-I/ در فعل­های پسوندی مشخص شد که هرگاه ستاک فعل در زمان گذشته که مختوم به واج /i/ است، با شناسة سوم شخص مفرد، که تکواژ تهی است، بیاید، و در ساختمان فعل از پی­بست ضمیری سوم شخص مفرد استفاده شود، این پی­بست از جایگاه معمول خود، که پیش از پسوند فعلی /-I/ است، به پس از آن منقل می­شود. دلیل این امر نیز التقای واکه­های افراشته و سبک بودن پی­بست ضمیری سوم شخص مفرد از نظر واجی است. پس از شکل­گیری آرایش جدید تکواژها به این شکل، سایر افعال پسوندی­ که در ساختمان خود، پی­بست ضمیری سوم شخص مفرد به کار می­برند، به قیاس، آرایش جدید تکواژها را نیز پذیرفتند.

بررسی چند نقشی بودن همزمانی نقش‌نمای گفتمانیِ «حالا» از منظر (بین)ذهنی شدگی

بررسی چند نقشی بودن همزمانی نقش‌نمای گفتمانیِ «حالا» از منظر (بین)ذهنی شدگی

دوره 6، شماره 2، مهر 1394، صفحه 121-140

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.57510

اعظم نورا

چکیده این مطالعه با اتخاذ رویکرد گفتمانی-کاربردشناختی، چند نقشی بودن همزمانی نقش‌نمای گفتمانی «حالا» را در زبان فارسی عامیانه، از منظر (بین) ذهنی شدگی، بررسی می‌کند. بررسی پیکرۀ همزمانی مورد بررسی نشان می‌دهد که مطابق پیش‌بینی تراگوت و داشر (2002)، دِر (2010)، دگاند و وندنبرگن (2011)، نقش‌نمای گفتمانی مذکور، در امتداد طیف مربوط به گرایش همگانیِ (بین) ذهنی شدگی، پیشروی کرده اما در مقایسه با نقش‌نماهای گفتمانی متعارف، از پیچیدگی بیشتری برخوردار است. به عبارت دیگر، از مجموع مؤلفه‌های موقعیت گفتمان، عنصر زبانی مذکور، علاوه بر معانی (بین) ذهنی مرتبط با مؤلفه‌های نگرش گوینده و تعامل گوینده-شنونده، معنای مرتبط با مؤلفۀ اطلاعات کاربردشناختی (کاربرد پیش‌انگاشتی) را نیز اکتساب نموده است.

ردگان‌شناسی سازوکارهای تصریحِ شناختی در ترجمه: رهیافتی نوین

ردگان‌شناسی سازوکارهای تصریحِ شناختی در ترجمه: رهیافتی نوین

دوره 9، شماره 2، دی 1397، صفحه 129-150

https://doi.org/10.22059/jolr.2018.69532

سهیل دانش‌زاده، علی افخمی، بهروز محمودی بختیاری

چکیده در این پژوهش می‌کوشیم سازوکارهای تصریح ترجمه‌ای را  با عطف توجه به بنیادهای شناختی آن و در چهارچوب عملیات‌های تعبیرگری شناختی شناسایی و صورت‌بندی کنیم. در همین راستا با فهم تصریح به مثابۀ نوعی تصمیم کاربردشناختی و با پذیرش نقش برسازندۀ تعبیرگری در معنی (لانگاکر 2008) تصریح دگرگشتی تلقی شده است که  بر حسب آن، شیوۀ کاربست یک عملیات تعبیرگریِ شناختی در متن مبدأ، به شیوه‌ای دیگر در متن مقصد دگرگون شود. کارکرد این دگرگونی کاهش زحمت پردازشی و تأمین دسترسی آسان‌تر و سریع‌تر به به آن چیزی است که در تفسیر مترجم، «معنیِ متن» تلقی شده است. مبتنی بر این صورت‌بندی، و با عنایت به دیدگاه کرافت (2009) مبنی بر اینکه تعبیرگری با هدف برقراری ارتباط و تحقق موفقیت‌آمیز کنش اطلاع‌دهندگی صورت می‌پذیرد، 10 سازوکار تصریحِ شناختی و اقسام فرعی آنها در چهارچوب چهار عملیات‌ تعبیرگری اصلی، یعنی گزینش، قضاوت، نظرگاه و برساختن، و زیرمقوله‌های آنها شناسایی و معرفی شده‌اند. این سازوکارها، وقوع تصریح را نه در سطح واژگان و ساختار، که در حوزۀ فرایندهای مفهوم‌پردازی و متناسب با انگیزه‌های شناختیِ وقوع‌شان شناسایی می‌کنند. از رهگذر تحلیل کیفی نمونه‌های سنخ‌نما شیوۀ عملگری سازوکارها تشریح شده است.

توالی متقابل‌های واژگانی در زبان فارسی: مطالعه‌ای پیکره‌بنیاد

توالی متقابل‌های واژگانی در زبان فارسی: مطالعه‌ای پیکره‌بنیاد

دوره 10، شماره 1، تیر 1398، صفحه 129-140

https://doi.org/10.22059/jolr.2019.72004

ماندانا کلاهدوز محمدی، علی رضا قلی فامیان، فردوس آقاگل زاده

چکیده تقابل نوعی رابطه واژگانی- معنایی است که در قالب آن دو واژه که از بسیاری جهات مشابه هستند به معانی کاملاً متضاد اشاره می‌کنند. در بررسی توزیع دو واژه متقابل موضوع توالی آن‌ها («الف» «ب» یا «ب» «الف») مطرح می‌شود. مطالعات انگشت‌شمار پیشین و مشاهدات نگارندگان در پیکره شفاهی و نوشتاری حاکی از آن است که توالی متقابل‌ها در اغلب موارد تابع نظمی پنهان است. جونز (2002) کوشیده است نظم مذکور را در قالب هفت اصل تبیین کند. اصول مورد نظر شامل اشتقاق ساختواژی، مثبت بودن، بزرگی، ترتیب وقوع رویدادها، جنسیت، واج‌شناسی و اصطلاح‌گرایی است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی توالی جفت‌واژه‌های متقابل در توالی اولویت‌دار زبان فارسی مبتنی بر داده‌های پیکره‌ای محقق ساخته و بررسی آن در چارچوب اصول هفتگانه جونز (2002) است. نمونه‌های مورد استفاده در مطالعه حاضر شامل 4000 جمله دارای جفت‌واژه‌های متقابل است که گونه‌های نوشتاری ‌و گفتاری زبان فارسی دهه‌های 40 تا 90 شمسی اعم از متون داستانی، مطبوعاتی، رادیویی، تلویزیونی و فضای مجازی را در برمی‌گیرد. تنوع موضوعی متون و توجه به سیر تاریخی آن‌ها در طول شش دهه به نگارندگان کمک می‌کند تا با پیکره‌ای متوازن و طبیعی سروکار داشته باشند و در صورت نیاز با رویکردی تاریخی و درزمانی به تحولات زبانی بپردازند. از منظر مقوله واژگانی، در تشکیل جفت‌واژه‌های متقابل، مقوله اسم بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است و مقولات فعل، صفت، قید و ضمیر در رتبه‌های بعدی جای می‌گیرند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که بر اساس چارچوب نظری جونز حدود نیمی از جفت‌واژه‌های مورد مطالعه قابل تبیین با اصول هفتگانه هستند و اصولی همچون ‌اصطلاح‌گرایی، واج‌شناسی، مثبت بودن و اشتقاق ساختواژی تأثیر بیشتری دارند و در مواردی تفاوت‌های فرهنگی و بافتی دلیل نقض برخی از اصول هستند. همچنین مشخص شد که الگوی متداول در توالی جفت‌واژه‌های متقابل الگویی است که عضو بی‌نشان بر عضو نشان‌دار پیشی می‌گیرد. این امر با یافته‌های محققان در خصوص نشان‌داری سازگار است.

واکاوی پیکره‌بنیاد فراگفتمان تبادلی در مقالات علمی پژوهشی فارسی: انگاره هایلند (2005)

واکاوی پیکره‌بنیاد فراگفتمان تبادلی در مقالات علمی پژوهشی فارسی: انگاره هایلند (2005)

دوره 10، شماره 2، اسفند 1398، صفحه 129-151

https://doi.org/10.22059/jolr.2019.278187.666490

طاهره طارمی، گیتی تاکی، پاکزاد یوسفیان

چکیده مقوله «فراگفتمان»[1] که از جمله مباحث فراگیر در حوزه تحلیل گفتمان است، دربردارندۀ مشخصه­های انسجامی و بینافردی است و به ایجاد ارتباط میان متن و بافت حاوی این اطلاعات با هدف برقراری ارتباط با مخاطب، ساماندهی متن و تفسیر آن توسط مخاطب کمک می­نماید. در گفتمان علمی، ساختار و انسجام متنی ایجاب می­کند، نویسندگان به طور مناسب از فراگفتمان و انواع آن شامل فراگفتمان تبادلی و برهم­کنشی و راهبردهای آنها بهره برند لذا وجود تفاوت معنی­دار در کاربرد فراگفتمان و انواع راهبردهای آن در نمونۀ بارز گفتمان علمی زبان فارسی که همانا مقالات پژوهشی حوزه­های علمی مختلف است، مورد توجه قرار می­گیرد. فراگفتمان تبادلی جهت سازماندهی اطلاعات گزاره­ای متن به کار می­رود و مشتمل بر پنج راهبرد گذار، نشانگر قالبی، نشانگر درون­متنی، گواه­نما و تأویل­نما است. پژوهش حاضر در صدد آن است تا با رویکردی پیکره­بنیاد3 و بر اساس انگارۀ هایلند (2005) به واکاوی فراگفتمان تبادلی4در مقالات علمی پژوهشی زبان فارسی بپردازد. بدین منظور، تعداد 120 مقاله علمی پژوهشی در سه حوزه علوم انسانی، علوم پایه و فنی مهندسی از پیکرۀ محک سمیم انتخاب و با تلفیق روش رایانه­ای (نرم­افزار واژه­نمای انت­کانک) و دستی به شناسایی و استخراج نشانگرهای فراگفتمان تبادلی و طبقه­بندی آنها پرداخته شد. تجزیه و تحلیل داده­ها حاکی از آن است که بر اساس آزمون آماری SPSS، تفاوت معنی­داری در کاربرد فراگفتمان تبادلی میان مقالات سه حوزۀ علمی مذکور وجود دارد، این امر دلالتی است بر این که  گرچه مقالات علمی به ژانر واحد (گفتمان علمی) تعلق دارند اما از ماهیت حوزۀ علمی وابسته نیز متأثر می­شوند. بازبینی تفکیکی انواع راهبردهای فراگفتمان تبادلی نشان می­دهد که از میان آنها، تنها نشانگرهای قالبی به طور یکسان میان سه حوزۀ علمی گوناگون توزیع شده­اند و وجود تفاوت معنی­دار در بسامد رخداد راهبردهای گذار، نشانگر درون­متنی، گواه­نما و تأویل­نما میان حوزه­های علمی مورد بررسی محرز می­گردد.



[1]. Metadiscourse.3. Corpus-based .4. Interactive metadiscourse.

بررسی صحت ترجمه چت جی‌پی‌تی در انتقال سطح مشترک معنا-نحو: مورد فراکارکردهای اندیشگانی در ترجمه انگلیسی قرآن

بررسی صحت ترجمه چت جی‌پی‌تی در انتقال سطح مشترک معنا-نحو: مورد فراکارکردهای اندیشگانی در ترجمه انگلیسی قرآن

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 141-166

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.391037.666912

سجاد فرخی پور، داوود پادیز، بامشاد حکمت شعار طبری

چکیده مدل‌های تحلیل داده­های زبانی مبتنی بر هوش مصنوعی، به دلیل بسط نظری و عملی، در سال­های اخیر، توجه محققان را به خود جلب کرده است. در این میان، ترجمه ماشینی و ترجمه مبتنی بر هوش مصنوعی، نقطه محوری این پیشرفت‌ها بوده است و درعین‌حال سؤالات زیادی در زمینه کارایی و صحت عملکرد آن‌ها مطرح شده است. تحقیق حاضر تلاشی است تا با کاربست یک قالب ارزیاب ترجمه از زبانشناسی نقش­گرای نظام­مند، صحت انتقال فراکارکردهای اندیشگانی متون قرآن از عربی به انگلیسی را در چت جی‌پی‌تی (نسخه 4) مورد بررسی قرار دهد. بدین منظور صحت انتقال شش دسته فراکارکرد اندیشگانی رفتاری، ذهنی، کلامی، مادی، رابطه­ای و وجودی در 200 آیه منتخب از سوره­های قرآن بر اساس گروه فعلی مرتبط، مشارکان فرایند و شرایط تحقق هر فرایند، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که چت­ جی­پی­تی در بیشتر موارد بررسی‌شده قادر به انتقال فرایندهای مادی، رفتاری و وجودی بوده است درحالی‌که در انتقال فرایندهای ذهنی و رابطه­ای موفق نبوده است. به نظر می­رسد که موفقیت در بخش ابتدایی به دلیل توانایی هوش مصنوعی در تشخیص تمایزات و مشخصات فرایندها نیست بلکه به دلیل تحدید گروه فعلی­ و عینی­تر بودن واحدهای معنایی، مشارکان و شرایط تحقق فرایندهای مادی، رفتاری و وجودی است. ازآنجایی‌که مشخصات ادات کلام در زبانشناسی نقش­گرای برای هر فرایند تبیین و تعریف شده است، می‌توان این مشخصات را در قالب افزونه­های نحوی-معنوی در الگوهای ترجمه ماشینی و هوش مصنوعی به واحدهای لغوی-دستوری الصاق کرد و خطای ماشین در عدم شناخت و انتقال این فراکارکردهای اندیشگانی را کاهش داد.

واژه بست های ضمیری در بَشاگَردی شمالی و جنوبی: تحلیلی رده شناختی

واژه بست های ضمیری در بَشاگَردی شمالی و جنوبی: تحلیلی رده شناختی

دوره 12، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 145-168

https://doi.org/10.22059/jolr.2020.283121.666516

سپهر صدیقی‌نژاد، عباسعلی آهنگر، بهروز برجسته دلفروز، شهلا شریفی

چکیده مطالعۀ واژه­ بست به­عنوان عنصری وابسته و بینابینِ دو ردۀ تکواژیِ «واژۀ مستقل» و «وند» که به­ طور هم‌زمان پاره­ای از ویژگی ­های مشترک هر دو رده را به نمایش می­گذارد، از دهه­های گذشته کانون توجه رهیافت­ های گوناگونِ زبان­شناسی و موضوع بررسیِ صاحب‌نظران در حوزه­ های مختـلف زبانی بوده است. از آن مـیان، رده ­شناسانِ زبان نیز با تمرکز بر مشخّصه­ های ممیّز و نیز کشف و ارائۀ پارامترهای جهانی برای واژه­ بست­ ها، نقش بسزایی را در شناسایی، تحلیل و تبیینِ رفتارهای رده­ شناختی آنها ایفا نموده­اند و بدین سبب، گام­ های بسیار مؤثری را در پیشبُرد مطالعاتِ این واحدِ زبانی برداشته­ اند. نظر به جایگاهِ تعیین­ کننده و اهمیتِ غیرقابل انکارِ مطالعۀ گونه­ های زبانیِ کمتر کاویده در پژوهش­ های رده­شناختی، پژوهش حاضر درصدد است تا واژه­ بست ­های ضمیری در بَشاگَردی شمالی و جنوبی را بر اساس الگوی رده شناختی و پارامترهای جهانیِ آیْخِنْ­والْد (2003) ارزیابی و تحلیل نموده و از این رهگذر، به تبیین نظریِ ماهیّت، ویژگی­ ها، گرایش­ ها و رفتارِ رده ­شناختی آنها دست یابد. در این راستا، پیکرۀ زبانی مورد نیاز پژوهش به ­صورت میدانی و به شیوۀ توزیع پرسشنامه، بازگردانیِ ساختارها و جملات هدفمند و نیز ضبط گفتارِ آزادِ هشت گویشورِ (پنج مرد و سه زن) بومی، میانسال به بالا، بی­سواد و ساکن دائم در منطقه و در محیط طبیعی کاربرد زبان گردآوری، آوانویسی و تحلیل گردید. بر پایۀ فرضیۀ اولیۀ نگارندگان، ماهیّت، گرایش­ها و رفتارِ عناصر مورد بررسی در بَشاگَردی، همسو با جهانی­ های پیشنهادیِ آیْخِنْ­والْد (2003) برای واژه­ بسـت­هاست. یافته­ های پژوهش هم آشکارا نشان­دهندۀ آن است که ویژگی­های جهانی و گرایش­ها و رفتارهای رده­ شناختیِ واژه­ بست­ها نظیر آزادی در میزبانْ­گزینی، ناهم­ارزی با واژۀ واجی، هم­ارزی با واژۀ نحوی، وقوع پس از همۀ انواع وندها و برخورداری از انسجام واجی، واج­آرایی، ساختار زنجیری، آرایش نحوی، گـسترۀ نحوی و قواعد نحـویِ منحـصربه­ فرد در واژه­ بست­های بَشاگَردی نیز با امکان ارائۀ تبیین­های نظری برای آن ویژگی­ ها و گرایش ­ها تبلور می­ یابد. از این رو، پارامترهای رده ­شناختیِ الگوی مورد استناد پژوهش، فرضیۀ نگارندگان و در نتیجه، واژه ­بست بودنِ همۀ عناصر مورد بررسی را تأیید حداکثری می ­نماید.

ساختواژۀ تحلیلی‌پیوندی زبان فارسی بر پایۀ نظریۀ صرف توزیعی

ساختواژۀ تحلیلی‌پیوندی زبان فارسی بر پایۀ نظریۀ صرف توزیعی

دوره 11، شماره 2، بهمن 1399، صفحه 147-172

https://doi.org/10.22059/jolr.2020.304807.666611

شبنم مجیدی، مهین ناز میردهقان

چکیده در مقالۀ حاضر انگارۀ «صرف توزیعی» به عنوان شالودۀ نظری با هدف تحلیل رده‌شناسی ساختواژی زبان فارسی به کار بسته شده است. بدین‌ترتیب، بر پایۀ یافته‌های نظریۀ صرف توزیعی، گرایش ردۀ ساختواژی زبان فارسی در نمودار دوبعدی آیکنوالد (2007) که بر اساس معیارهای ساپیر (1921) ارائه‌شده، مورد تحلیل قرار گرفته است. در این پژوهش در پی آنیم تا بدانیم: جایگاه زبان فارسی بر روی محور «پیچیدگی درون ساخت‌های دستوری» کجاست؟ و از منظر «شفافیت مرز میان تکواژها»، زبان فارسی در چه ردۀ زبانی می‌گنجد؟ در رسیدن به اهداف پژوهش، پیکرۀ زبانی متنوعی از متون فارسی، مشتمل بر داستان، درسنامه، فیلمنامه و مقاله‌های مختلف زبان فارسی گردآوری شده است. پیکرۀ یادشده، 24 نوع متن گوناگون معاصر را در برمی‌گیرد و از هریک از آنان، 400 واژه به صورت تصادفی در قالب جمله نمونه‌گیری شده، که در مجموع 9600 واژه را شامل می‌شود. نتایج حاصل از پژوهش حاضر، همراه با حصول عدد 1.506 بر مبنای تحلیل داده‌ها با شاخص کمّی گرینبرگ، نمایانگر آن است که در پاسخ به پرسش اول، گرایش زبان فارسی امروز بر اساس معیار «میزان پیچیدگی درون ساخت‌های دستوری واژه‌ها» یا همان معیار «ترکیب‌پذیری واژه‌ها»، به سوی ردۀ زبان‌های «تحلیلی» است. یافتۀ دیگر پژوهش را در پاسخ به پرسش دوم آن می‌توان چنین برشمرد که زبان فارسی بر اساس معیار «شفافیت مرز تکواژها» که نمایانگر راه‌های اتصال تکواژهاست، به ردۀ زبان‌های «پیوندی» گرایش بیشتری دارد. بدین‌ترتیب، گرایش غالب ساخت‌های صرفی‌نحوی زبان فارسی از منظر صرف توزیعی که تفاوت‌های بنیادین در نوع و شمار تکواژها با صرف واژه‌گرا دارد، در ردۀ زبان‌های «تحلیلی‌پیوندی» قرار می‌گیرد. از این‌رو، انگارۀ دستوری صرف توزیعی نیز تأییدکنندۀ تحلیلی‌پیوندی بودن ردۀ ساختواژی زبان فارسی است؛ با این تفاوت که کمتر شدن عدد کمّی به‌دست‌آمده در این پژوهش، نسبت به یافته‌های پژوهش‌های پیشین، حاکی از آن است که بر پایۀ تقطیع ساختواژی در صرف توزیعی، ساختواژۀ زبان فارسی به ردۀ زبان‌های تحلیلی گرایش بیشتری دارد و به سوی تحلیلی‌تر شدن می‌رود.

وجه‌نماهای “dabe” و “dabɑ” در کردی مکریانی

وجه‌نماهای “dabe” و “dabɑ” در کردی مکریانی

دوره 16، شماره 2، اسفند 1404، صفحه 187-214

https://doi.org/10.22059/jolr.2026.407488.666948

زانکو رادنیا، غلامحسین کریمی‌دوستان

چکیده وجهیت مقوله‌ای معنایی است که به گویشوران یک زبان اجازه می‌دهد تا به بیان موضع و دیدگاه خود نسبت به گزاره‌های زبانی مبادرت ورزیده و دربارۀ الزام و امکان وقوع گزاره‌ها صحبت کنند. هدف جستار حاضر بررسی وجهیت و تعامل آن با زمان دستوری در کردی مکریانی است. کردی مکریانی گونه‌ای از کردی سورانی است که در برخی از شهرهای کردنشین ایران از جمله مهاباد، بوکان، سردشت، پیرانشهر، نقده، اشنویه، میاندوآب و شاهین‌دژ صحبت می‌شود. در کردی مکریانی دو واژه‌ای که برای بیان وجهیت به طور فراوان مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از: “dabe” و “dabɑ”. این واژه‌ها به مقولۀ دستوری فعل تعلق دارند و معادل «باید» یا «بایستی» در فارسی هستند. افعال وجهی مورد بحث الزام قوی را نشان داده و از این طریق برای بیان وجهیت تکلیفی و معرفتی به کار می‌روند. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که تمایز میان این وجه‌نماها در مقولۀ زمان دستوری نهفته است، به گونه‌ای که “dabe” دارای زمان دستوری حال و “dabɑ” دارای زمان دستوری گذشته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که عنصر زمان دستوری در این افعال نقش فعالی دارد و روی هر دو پیمانۀ نحو و معناشناسی تأثیر می‌گذارد. در قلمروی نحو، مشخصۀ زمان دستوری فعل وجهی در تعیین زمان دستوری فعل اصلی تأثیرگذار است. داده‌های پژوهش نشان می‌دهند که با توجه به اینکه “dabe” مشخصۀ ]حال[ دارد، فعلی که بعد از آن در جمله نمود پیدا می‌کند حتماً باید دارای مشخصۀ ]حال[ باشد. از طرف دیگر، فعل وجهی “dabɑ” به زعم اینکه مشخصۀ ]گذشته[ دارد باعث می‌شود که فعل اصلی نیز با زمان دستوری گذشته در جمله نمود پیدا کند. در قلمروی معناشناسی، مشخصۀ زمان دستوری در تعیین خوانش وجهیت، یعنی وجهیت تکلیفی و یا معرفتی، نقش مهمی ایفا می‌کند. به طور مشخص، نتایج پژوهش بیانگر آن هستند که از وجه‌نمای “dabɑ” فقط می‌توان برای بیان وجهیت تکلیفی در گذشته استفاده کرد در حالیکه وجه‌نمای “dabe” برای بیان وجهیت تکلیفی در وقت حال و آینده و همچنین وجهیت معرفتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این راستا، عنصری که در تمایز میان خوانش تکلیفی و معرفتی این فعل ما را یاری می‌دهد نمود دستوری است، به گونه‌ای اگر وجه‌نمای “dabe” با نمود کامل همراه شود، خوانش وجهیت معرفتی است و اگر بدون حضور عنصر نمود مورد استفاده قرار گیرد، خوانش وجهیت تکلیفی خواهد بود

بیستون؛ دی روز ... ام روز

بیستون؛ دی روز ... ام روز

دوره 7، شماره 1، خرداد 1395، صفحه 137-156

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.59420

آژیده مقدم

چکیده «بیستون» علاوه بر جایگاه نام بانویی نژاده است که ذکرش در کتاب پهلوی ایادگار زریران رفته­ است. در این مقاله تلاش شده تا ضمن ارائۀ روش درست خوانش گونۀ پارسی میانۀ واژۀ باستانی *baga-stāna- در متون پهلوی ساسانی کتابی، مفاهیم و زمینه­های فرهنگی کارکردهای کهن واژۀ نامبرده شناسایی و تداوم کاربرد آن در فرهنگ ایران امروزی پیگیری شود. گرچه تا امروز دقیقاً مشخص نشده که *baga-stāna- جایگاه ویژۀ نیایش کدام خدای ایرانی بوده، اما بر بنیاد شواهد مربوط به واژه­های مشتق از ریشۀ bag- در اوستا و متون دورۀ میانه، می­توان این احتمال را داد که «بیستون»در مفهوم «دارندۀ ثروت و قدرت» به حیات خود ادامه داده باشد. این نام ایرانی در قالب نام­جای و همچنین نام خاص برای مردان و زنان تا به امروز زنده است. روشی عملی برای شناسایی بازمانده­های این نام در زیرفرهنگ­های بومی ایران، توجه به جلوه­های گوناگون فرهنگ مادی و غیرمادی و نیز گونه­های گویشی است که می­توانند غبار زمان را از چهرۀ واژگان کهن بزدایند.

تفاوت کاربرد مقوله‌های زبانی و توزیع آنها در جمله در دانش-آموزان بینا و نابینا

تفاوت کاربرد مقوله‌های زبانی و توزیع آنها در جمله در دانش-آموزان بینا و نابینا

دوره 4، شماره 2، اسفند 1392، صفحه 141-159

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.50278

طاهره محمودی احمد آبادی، منصوره السادات صادقی

چکیده لانگاکر ضمن زیر سؤال بردن نظریه­های سنتی در مورد مقوله­های زبانی توصیفات طرح­واره­ای از آنهاارائه داد. دستور مدل لانگاکر به چگونگی رمزگذاریزیرنظام­های دستوری مفاهیم مربوط به فضا و زمان و پدیده­های شناختی توجه و زاویه دید در زبان می­پردازد. پژوهش حاضر می­کوشد تا با مقایسه مقوله­بندی زبانی در دانش­آموزان بینا، کم­بینا و نابینا تفاوت میزان آشنایی سه گروه را با مقوله­های زبانی و توزیع آنها در جمله آشکار کند. روش: روش نمونه­گیری همتایابی فردی بود. بدین ترتیب که افراد بینا از نظر عوامل مختلف اجتماعی متناسب با گروه نابینا-کم­بینا انتخاب ­شدند. ابزار این پژوهش پرسش­نامه­ای محقق ساخته است که پس از روایی­سنجی و پایایی­سنجی بازبینی شد و سپس روی نمونه اصلی اجرا شد. در این پژوهش در مجموع صد و شصت دانش­آموز مقطع دبستان (پیش­دبستانی تا پنجم) شرکت داشتند که در مدارس دو استان یزد و قم تحصیل می­کردند. یافته­ها: داده­ها به دو صورت کمی و کیفی تحلیل شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از میانگین بالاتر افراد گروه بینا در اکثر مقولات زبانی مورد سؤال در پرسش­نامه بود. همچنین یافته­های این پژوهش همسو با تحقیقات پیشین نشان داد کودکان کم­بینا نسبت به دو گروه دیگر اسم­های انتزاعی را در سنین بالاتری فرا می­گیرند. نتایج: نتایج این پژوهش نشان ­داد افراد گروه نابینا و کم­بینا در مقایسه با بینایان در کاربرد مقوله­های زبانی اسمی و رابطه­ای میانگین رتبه پایین­تری داشتند. پس می­توان گفت نقص سیستم ادراکی بینایی آسیبی جدی بر فرآیند فراگیری مقوله­های رابطه­ای به میزان گسترده­تر و مقوله­های اسمی به میزان کمتر وارد می­کند.  

بررسی نحوی ـ معنایی چند حرف اضافۀ سادۀ زبان کردی (گویش سورانی) بر پایۀ نحو ذره‌بنیاد

بررسی نحوی ـ معنایی چند حرف اضافۀ سادۀ زبان کردی (گویش سورانی) بر پایۀ نحو ذره‌بنیاد

دوره 10، شماره 1، تیر 1398، صفحه 141-160

https://doi.org/10.22059/jolr.2019.72005

ابراهیم مرادی، عباسعلی آهنگر، غلامحسین کریمی دوستان

چکیده در نظریۀ نحو ذره­بنیاد، گره­های پایانی، حاوی مؤلفه‌های نحوی- معنایی و کوچک‌تر از تکواژ هستند. بیشتر تکواژها در چندین گره پایانی پخش ­می­شوند؛ بنابراین، تکواژها در درختچه­ها بازتاب می­یابند و نه در یک گره پایانی. هر گره­ پایانی حاوی یک مؤلفۀ خاص است. این مؤلفه‌ها در یک سلسله‌مراتب جهانی به نام توالی نقش­ها چیده ­می­شوند و از اصلِ یک ویژگیِ واژنحوی-یک مؤلّفه-یک هسته پیروی­ می­کنند. در این نظریه مانند رویکرد کارتوگرافیک، جهانی­بودن ساخت­های نحوی و چینش ثابت شاخص ـ هسته ـ مـتمم پذیرفته­ می­شود. همچنین، واژگان حاوی درختچه­هایی است که اطلاعات مفهومی و واجی را در خود دارد. در این راستا، در این نظریه،کوچک‌ترین صورت یک مدخل­ واژگانی چنین است: ـ اطلاعات واجی، درخت نحوی، اطلاعات مفهومی ـ. به علاوه، بازنمون عملیاتی است که درخت­های ساخته­شده از رهـگذر نحـو را با درختچه­های ذخیره­شده در درون مدخل­های واژگانی پیوند ­می­دهد. این نوشتار سـاختار نحوی ـ معنایی چـند حرف­اضافۀ سادۀ زبان کردی (سورانی) را به شیوۀ تحلیلی بر پایۀ نحو ذره­بنیاد ­می­کاود. از آنجا که پیچیدگی ساختواژی نشان‌دهندۀ پیچیدگی نحوی است و در شـماری از زبان­ها رابـطۀ بین تکـواژها و هسته­های نحوی/مؤلفه‌های معنایی نمایندۀ آنها یک رابطۀ یک به یک است، در ساخت نحوی زیرین همۀ زبان­ها باید این رابطه وجود داشته باشد.  بررسی داده­های پژوهش حاضر طبق اصل بازتاب بیکر و اصل یکنواختی چامسکی نشان­ می­دهد که اگرچه حروف اضافۀ سادۀ­ زبان کردی همگی یک­­تکواژی هستند، همگی، به‌جز  حروف اضافۀ l{ (در، مکان­نما) که یک مؤلفه دارد(مکان)، بیش از یک مؤلفۀ معنایی دارند، یعنی، بین مؤلفه­های معنایی/هسته­های نحوی و ساختواژۀ آنها رابطۀ یک به یک وجود ندارد. حرف‌اضافۀ bO: (به، مقصدنما) دو مؤلفۀ مکان و مقصد، حرف‌اضافۀ l{ (از، مبدأنما) سه مؤلفۀ مکان، مبدأ و مقصد، حرف‌اضافۀ  b{r{w(به سوی) مؤلفه‌های مکان، مقصد و اندازه و حرف‌اضافۀ ta (تا) سه مؤلفۀ مکان، مقصد و بست دارد. حرف‌اضافه w{/b{ (به، با) در حالت ابزاری دارای مؤلفه­های ابزار، به­ای، اضافه، مفعولی و فاعلی و در حالت به­ای دربردارندۀ مؤلفه­های به­ای، اضافه، مفعولی و فاعلی است. بعلاوه، پژوهش کنونی شیوۀ چینش مؤلفه‌های این حروف­اضافه و دلایل همانندی l{ و w{ را نیز به دست­ می­دهد.

بررسی کنش گفتاری قسم در گفتمان جامعه عمل بازار مدرن ایران با تکیه بر منظورشناسی اجتماعی

بررسی کنش گفتاری قسم در گفتمان جامعه عمل بازار مدرن ایران با تکیه بر منظورشناسی اجتماعی

دوره 9، شماره 2، دی 1397، صفحه 151-169

https://doi.org/10.22059/jolr.2018.69533

حسین طالب‌زاده، مهدی بازیار، رضا غفارثمر

چکیده  علیرغم اهمیت، فراوانی و کاربرد پدیده قسم در اکثر جوامع گفتمانی و فرهنگ‌ها، کنش گفتاری سوگند در قالب نظریات زبان­شناسی و زبان­شناسی اجتماعی همچون نظریه کنش گفتار و جوامع عمل بررسی نشده است. پژوهش حاضر در دو فاز کمی و کیفی از طریق مصاحبه و توزیع پرسشنامه­ای ویژه میان فروشندگان و فعالان بازار رایانه و تلفن همراه، با تمرکز بر الگوهای رفتاری، انواع، کارکردها، دیدگاه و رویکرد اعضای این جامعه به قسم و با لحاظ نمودن متغیرهایی چون سن، جنسیت، وضع ظاهری و وضعیت عضویت در جامعه عمل بازار مدرن، به مطالعه کنش گفتاری قسم در این بازار مدرن پرداخت. نتایج تحلیل محتوایی و آماری داده­ها در قالب انواع مراجع مذهبی و غیرمذهبی کنش­گفتاری قسم، حاکی از کاربرد فراوان انواع سوگند اما با کارکردی عموماً غیرتعهدی و غیر (پس) ­بیانی و حتی دارای اثر معکوس و منفی در گفتمان بازار مدرن بود. دلایل، نتایج و کاربردهای حاصل از یافته­های پژوهش با توجه به ادبیات موجود، دلایل فرهنگی و مذهبی و ماهیت متفاوت جامعه عمل بازار مدرن به طور مفصل بحث شده است.