نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 231
تبیین ترتیب قرارگیری انواع صفت‌ها در زبان فارسی بر پایۀ دستور گفتمانی‌نقشی

تبیین ترتیب قرارگیری انواع صفت‌ها در زبان فارسی بر پایۀ دستور گفتمانی‌نقشی

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 181-210

https://doi.org/10.22059/jolr.2024.370324.666875

محسن طاهری، علی علیزاده، حامد مولایی کوهبنانی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی نحوۀ قرارگیری انواع صفات زبان فارسی در جمله بر اساس دستور گفتمانی‌نقشی است؛ بنابراین در این مطالعه، دستور گفتمانی‌نقشی در تعیین ترتیب قرارگیری و نحو‌ی آرایش انواع صفات‌ در جمله در زبان فارسی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. با توجه به اصول دستور گفتمانی‌نقشی، ارائۀ الگویی در چینش انواع صفت‌ها در جمله در زبان فارسی که ظاهراً در آن ترتیب صفات از قاعدۀ خاصی پیروی نمی‌کند، نیز هدف دیگر انجام پژوهش حاضر است. اگرچه در زبان فارسی به نظر ترتیب صفات از قاعدۀ خاصی پیروی نمی‌کند، اما اصول دستور گفتمانی نقشی نشان می‌دهد که نوع صفت، تعیین‌کنندۀ این است که هر صفتی در چه سطح و چه لایۀ سلسله‌مراتبی از این دستور تولیدشده و سپس بر اساس چه ترتیبی بر روی قالب‌های ساختواژی-نحوی نگاشت می‌شود. در این پژوهش، نحوۀ نگاشت عناصر صفتی زبان فارسی در قالب‌های ساختواژی-نحوی در چهار جایگاه مطلق ابتدایی، ثانویه، میانی و پایانی و بی‌نهایت جایگاه نسبی مطرح در دستور گفتمانی‌نقشی مدنظر قرار گرفت. روش انجام کار به‌صورت توصیفی-تحلیلی است و داده‌ها برگرفته از نمونه‌ صفت‌های فارسی است. بررسی نمونه‌ها در این پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه زبان فارسی دارای آزادی سازه‌ای است و به نظر ترتیب خاصی را برای قرارگیری صفات در جمله قائل نیست، اما با توجه به اینکه بر اساس دستور گفتمانی‌نقشی، هریک از صفت‌ها با توجه به نوع توصیف‌گری، در لایه‌ا‌ی خاص تولید می‌گردند، لذا الگوی ترتیب قرارگیری صفت‌ها در جمله بر اساس سازوکارهای این دستور، برای زبان فارسی نیز پیشنهاد می‌گردد. نتایج حاکی است نحو‌ی قرارگیری صفات‌ در زبان فارسی بر اساس نوع صفت بوده و تولید هرکدام از انواع صفات‌ در لایۀ سلسله‌مراتبی مربوط به خود صورت می‌گیرد. نتایج همچنین نشان می‌دهد که دستور گفتمانی‌نقشی با مراجعه به اصول سلسله‌مراتبی لایه‌های تولیدی سطوح زبانی در نحوۀ قرارگیری صفات‌ در جمله در زبان فارسی روشی مناسب و کارآمد است و الگویی مناسب را در ترتیب قرارگیری انواع صفت‌ها در جمله در زبان فارسی ارائه می‌دهد

تأثیر سطوح آوایی زبان عربی در یادگیری مهارت شنیداری و گفتاری عربیِ ایرانیان غیر عرب‌زبان

تأثیر سطوح آوایی زبان عربی در یادگیری مهارت شنیداری و گفتاری عربیِ ایرانیان غیر عرب‌زبان

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 211-237

https://doi.org/10.22059/jolr.2024.380345.666892

محمدمهدی غلامی، علی ضیغمی، سیدرضا میراحمدی

چکیده  
زبان‌های فارسی و عربی در زمینه دادوستد واژگان بر یکدیگر تأثیراتی آوایی، دستوری و واژگانی داشته‌اند و به لحاظ نظام آوایی با هم شباهت‌ها و تفاوت‌هایی دارند؛ زبان عربی امروزه به‌عنوان یکی از شش زبان رسمی سازمان ملل و نخستین زبان جهان اسلام مطرح است که زبان‌آموزانی از کشورهای مختلف و به‌ویژه ایران، اقدام به یادگیری این زبان می‌کنند. عربی آموزان در مراحل مختلف یادگیری زبان عربی به‌عنوان زبان خارجی، دچار خطاهای آوایی متعددی می‌شوند. ازآنجایی‌که نظام آوایی زبان مادریِ زبان‌آموزان به‌صورت پیش‌فرض در ذهن آنان نقش بسته است، بنابراین بروز خطا در طول یادگیری زبان بعدی از سوی زبان‌آموز غیربومی پدیده‌ای طبیعی است. در سطح آوایی زبان عربی، آواهایی وجود دارد که از لحاظ تلفّظ و نحوۀ ادا با آواهای متناظر آن در زبان فارسی تفاوت دارد؛ از جمله حروف عربی «ث، ح، ذ، ص، ض، ط، ظ، ع، غ، و» که به دلیل نبود در زبان فارسی به نزدیک‌ترین آوای نظیر خود در نظام آوایی زبان فارسی تبدیل شده‌اند. ازاین‌رو عربیآموزانِ فارسی‌زبان، در زمینۀ شنیداری و گفتاری به‌عنوان برون‌داد زبان مهارت کافی را ندارند، بلکه به سبب نبود تجزیه‌وتحلیل مقابله‌ای بین سطوح مختلف زبان عربی و فارسی، معمولاً به هنگام کاربرد زبان عربی، در به‌کارگیری تمام زیروبم‌های زبان عربی در سطح آوایی دچار شک و تردید، ترس و درنهایت یأس از فراگیری این زبان می‌شوند. نتایج بررسی در پژوهش حاضر نشان‌دهنده آن است که زبان‌آموز در حال یادگیری زبان خارجی، به دلیل پایبندی به زبان مادری خود ناخودآگاه، تلاش برای حفظ ساختار زبان قبلی دارد و در برابر یافته‌های جدید که نظام آوایی زبان است، مقاومت نشان می‌دهد. هدف این پژوهش آن است: نخست به تعریف و تفصیل تحلیل مقابله‌ای و سپس به توضیح نظام آوایی زبان فارسی و عربی و سپس به توضیح انواع تداخل و در نهایت راه‌حل‌ها و راهکارهایی برای جلوگیری از تداخل ارائه دهد. بر اساس تجزیه‌وتحلیل تقابلی در سطح آوایی به این نتیجه رسیدیم که پس از توصیف و سپس مقایسه و مقابله دو زبان و همچنین سلسه‌مراتب دشواری‌های تلفظ آواها، آواهایی که در سطح چهار (تمایز افراطی) قرار دارد، بیشترین دشواری را در آموزش آواهای زبان عربی به فارسی‌زبانان ایجاد می‌کند، چراکه در این سطح باید یک مورد کاملاً جدید که هیچ‌گونه مورد مشابهی در زبان مادری ندارد، آموخته شود؛ بنابراین، بیشترین تمرکز ما در امر یادگیری نظام آوایی زبان مقصد، باید بر این آواها باشد.

انگاره‌های جای­نام‌ آبادی‌ها در استان مرکزی

انگاره‌های جای­نام‌ آبادی‌ها در استان مرکزی

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 239-268

https://doi.org/10.22059/jolr.2024.380976.666895

ذبیح اله کمیجانی بزچلویی، مریم سادات غیاثیان

چکیده در شناخت فرهنگ و زبان هر مکان جغرافیایی، بررسی جای‌نام‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است. در این پژوهش سعی شده جای‌نام‌های استان مرکزی بر اساس انگاره تنت و بلر (2021) که پیمایشی را درباره جای‌‌نام‌های ملی استرالیا انجام دادند بررسی و طبقه‌بندی شوند.  جای‎نام‌های مورد بررسی، جای‌نام‌های مسکونی در استان مرکزی شامل نـام آبادی‌ها بر اساس آمار رسمی درگاه ملی مرکز آمار ایران سال 1395 بوده است. 225 جای‌نام‌ آبادی‌های این استان بر اساس عوامل پراکندگی زبانی، تراکم جمعیتی، فاصله و پیشینۀ تاریخی موجود آبادی‌ها از میان 379 آبادی به صورت هدفمند انتخاب شدند. انگاره‌ هر آبادی بر اساس7 مقوله توصیفی، پیوندی، ارزیابی، رویداد، نام افراد خاص، رونشت و نوآورانه به صورت تقریبی مشخص شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که مقوله توصیفی با حدود 61.08 درصد بیشترین درصد را به خود اختصاص داده است و شامل 137 جای­نام می­شود. سپس به ترتیب سایر مقولات قرار دارند؛ مقوله پیوندی با 47 جای‌نام در حدود 20.85 درصد، مقوله نام افراد خاص با 20 جای‌نام در حدود 9.79 درصد، مقوله رویداد با 18 جای‌نام در حدود 7.84 درصد، مقوله ارزیابی با یک جای‌نام در حدود 0.44 درصد، مقولات رونوشت و  نوآورانه بدون جای‌نام بوده‌اند

مطالعه تاثیر شناختیِ زبانِ فیزیولوژیک بر زبانِ سخن در فارسی و عربی

مطالعه تاثیر شناختیِ زبانِ فیزیولوژیک بر زبانِ سخن در فارسی و عربی

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 269-293

https://doi.org/10.22059/jolr.2024.367810.666866

سمیه محمدی، زهره قربانی مادوانی

چکیده  پژوهش حاضر به مطالعه شناختی زبان‌های فارسی و عربی در حوزه چشایی و محصول مترتب بر آن یعنی مزه‌ها می‌پردازد با این هدف که از بخشی از فهم و ادراک فارسی‌زبانان و عرب‌زبانان که از طریق حوزه چشایی حاصل می‌گردد شناخت حاصل نماید. در همین راستا به تحلیل شناختی عبارت‌هایی که دربردارنده‌ی تاثیرات کارکرد چشاییِ زبان فیزیولوژیک بر زبان گفتاری است، می‌پردازد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و در چارچوب رویکرد معناشناسی شناختی است. مطالعه داده‌ها نشان می‌دهد که 1. زبان‌های مذکور از حوزه چشایی عمدتا برای مفهوم‌سازی مفهوم "آزمودن و ارزیابی" و نتایج ناشی از آن مانند احساس رضایتمندی و لذت یا نارضایتی و درد بهره می‌برند؛ 2. واقعیت شناختیِ حوزه چشایی با واقعیت خارجی و متعارف حس چشایی متفاوت می‌نماید. به لحاظ واقعیت بیرونی، چشیدن تجربه‌ای حسی و موقتی است که تنها گیرنده آن، زبان و صرفا در مورد خوردنی‌ها موضوعیت پیدا می‌کند ولی سازوکار شناختی این تجربه فیزیکی-چشایی را برای درک و شناخت محیط و مفاهیم انتزاعی بکار می‌برد و برای فهم و درک بسیاری از تجربیات و مصادیق محیطی، آنها را می‌چشد! از چشیدنِ سخن افراد گرفته «شیرین‌سخن» تا گوشت آنها «گوشت-تلخ» در سازوکار مذکور، تنها گیرنده مزه، زبان نیست بلکه شنیدن نیز ایجاد مزه می‌کند «با این خبر کاممون تلخ شد» و دل، شیرینی وصال را می‌چشد «به کام دل رسید»؛ کما اینکه، چشیدن منحصر به خوردنی‌ها نیست و چشم نیز شور و خُلق، تند و روی، ترش تصور می‌گردد. یکی از نقاط اهمیت درک عالم ناخوردنی‌ها با خوردنی‌ها آنجا نمایان می‌گردد که مجموعه تناظرهای این استعاره‌ها به ما امکان می‌دهد با استفاده از دانشی که درباره‌ی مزه‌ها داریم، درباره‌ی تجربیات و مصادیق اطراف خود بیاندیشیم. برای نمونه چون بانمکی، مطلوب است پس معاشرت با فردی که بانمک تصور ‌شود نیز راحت و مطلوب فهم می‌گردد و اینگونه، بانمکیِ فرد موردنظر، دیگر ویژگی‌های او که ممکن است نامطلوب باشد را تحت شعاع قرار می‌دهد همانطور که بانمکیِ نوعی خوراکی می‌تواند جنبه‌های مضر آن را نیز مطلوب بنمایاند. نتیجه آنکه مزه نوعی نگرش پدیدارشناسانه و بالطبع ارزیابانه به ماهیت تجارب ما بمثابه حوزه مقصد دارد.

تحلیل گفتمان دیگری­سازی و استعمارگری در رمان رابینسون کروسو اثر دانیل دفو

تحلیل گفتمان دیگری­سازی و استعمارگری در رمان رابینسون کروسو اثر دانیل دفو

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 295-310

https://doi.org/10.22059/jolr.2024.381721.666899

محمد امین مذهب

چکیده در اوایل قرن هجدهم چهار کشور انگلستان، اسکاتلند، ولز و ایرلند تحت عنوان بریتانیای کبیر قرار گرفتند. در کنار این اتحاد و با پیشرفت علوم، انگلیسی­ها نخستین گام­های تبدیل شدن به یک قدرت استعماری را برداشتند. یکی از رویکردهای نیل به این هدف و شکل‌گیری عقیدة امپراتوری در افکار مردم، نویسندگان و سفرنامه­نویسان بودند. آنان به نگارش آثاری روی آوردند که کشف سرزمین­های دوردست، مستعمره­سازی و رویارویی با بومیان مضامین آنها را تشکیل می­دادند. پژوهش حاضر، جستاری است به شیوه توصیفی-تحلیلی در جهت یافتن ردپای گفتمـان اسـتعمارگری در رمان رابینسون کروسو اثر دانیل دفو. این پژوهش بر آن است که به تحلیل رمان مذکور در پرتو نقد پسااستعماری بپردازد تا گفتمان استعماری این اثر، یعنی استیلای و تقلیل آنان به دیگری و شناسه‌های استعماری را آشکار سازد. نتایج پژوهش نشان داد که در این اثر با توجه به آراء منتقدان پسااستعماری و همچون دیگر آثار پسااستعمارگری، استعمارگر نگاهی عمودی به استعمارشونده دارد، به‌گونه‌ای که این نگاه پسااستعماری و مؤلفه «دیگربودگی» که از مفاهیم بارز نقد پسااستعماری به شمار می‌رود، در سراسر متن نمودی آشکار دارد.

مقایسه‌ی فضای واکه‌ای سبک‌های گفتاری خوانداری و واضح در زبان فارسی برای اهداف قضایی

مقایسه‌ی فضای واکه‌ای سبک‌های گفتاری خوانداری و واضح در زبان فارسی برای اهداف قضایی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22059/jolr.2026.410222.666954

طاهره احمدی، بتول علی‌نژاد، والی رضایی، هما اسدی

چکیده یکی از پیامدهای پیشرفت علم و فن‌آوری در دهه‌های اخیر، ضبط و انتشار فوری فیلم و صدا از رویدادهای اجتماعی مختلف است. از مصادیق بارز این ادعا، مشاهده فیلم‌ها و صداهای گوناگون از صحنه‌های جرم و جنایت در رسانه‌ها است. گاهی صدا تنها سرنخ به جا مانده از مجرمین در صحنه‌های جرم است. این امر کارشناسان علوم قضا را بر آن داشته است تا درصدد تحلیل دقیق و علمی صدا به منظور تعیین هویت گوینده و تأیید یا رد فرضیه‌های خود برآیند. در آواشناسی قضایی، توجه به ویژگی‌های صوت‌شناختی واکه‌ها در نمودهای مختلف زبان گفتاری مانند لهجه‌ها، سبک‌ها و غیره اهمیت بسیاری دارد. در این پژوهش، فضای واکه‌ای دو سبک گفتاری خوانداری و واضح در زبان فارسی در چهارچوب آواشناسی صوت‌شناختی بررسی و مقایسه شده است. هدف اصلی، تحلیل تفاوت‌های صوت‌شناختی این دو سبک برای استفاده در کاربردهای قضایی مانند تشخیص هویت گوینده، بازسازی گفتار، یا تحلیل‌های جنایی است. نوع پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و داده‌ها با استفاده از تحلیل بسامدهای سازه‌ای اول و دوم واکه‌های استخراج شده از نمونه‌های صوتی به دست آمده‌اند. نمونه‌های صوتی شامل گفتار 25 گوینده فارسی‌زبان (زن و مرد) در دو سبک گفتاری خوانداری و واضح است که به‌صورت میکروفونی ضبط و جمع‌آوری شده است. برای استخراج و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای پایتون و R استفاده شده است. نتایج نشان داد که گفتار واضح دارای فضای واکه‌ای گسترده‌تری نسبت به گفتار خوانداری است و برای اهداف قضایی دقت بیشتری را فراهم می‌کند. همچنین مشخص شد که در هر دو سبک خوانداری و واضح، زنان فضای واکه‌ای بزرگتری نسبت به مردان دارند و قابلیت شناسایی صدای زنان بیش از مردان است. در بررسی تغییرات بین-گوینده نیز مشخص شد که انسجام بیشتر در تولید واکه‌ای زنان و پراکندگی بیشتر در تولید واکه‌ای مردان وجود دارد و سبک واضح باعث تقویت این پراکندگی در مردان و تضعیف آن در زنان می‌شود. بنابراین جنسیت و سبک گفتار به‌طور تعاملی بر میزان تنوع بین‌-گوینده اثر می‌گذارند و واکه‌های گرد به‌ویژه /u/ بیشترین حساسیت را نسبت به این عوامل نشان می‌دهند.