طاهره ثامنیان؛ والی رضایی
چکیده
افعال، بهویژه افعال حسی، از ارکان بنیادین زبان در بازنمایی تجربههای انسانی و تفسیر و انتقال معنا بهشمار میروند و بررسی روابط معنایی آنها در زبانهای مختلف، از موضوعات محوری پژوهشهای معناشناسی ...
بیشتر
افعال، بهویژه افعال حسی، از ارکان بنیادین زبان در بازنمایی تجربههای انسانی و تفسیر و انتقال معنا بهشمار میروند و بررسی روابط معنایی آنها در زبانهای مختلف، از موضوعات محوری پژوهشهای معناشناسی و زبانشناسی شناختی محسوب میشود. پژوهش حاضر با رویکردی ردهشناختی به بررسی سلسلهمراتب افعال حسی در زبان فارسی میپردازد و هدف آن تحلیل جایگاه این افعال در چارچوب سلسلهمراتب پیشنهادی ویبرگ (1983) است. این مطالعه از نوع توصیفی–تحلیلی است و دادههای آن از کاربرد افعال حسی پایه شامل «دیدن»، «شنیدن»، «چشیدن»، «بوییدن» و «لمس کردن» در متون مختلف زبان فارسی استخراج شدهاند. در مرحلهی نخست، افعال حسی پایه شناسایی و فهرست شدند و پس از تعیین افعال هدف، فرایند جستوجو و استخراج دادهها از پیکرهی زبانی انجام گرفت. سپس دادهها با روش تحلیل بسامدی و مقایسهای مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان میدهد که افعال مرتبط با حس بینایی در زبان فارسی از فراوانی بیشتری نسبت به سایر افعال حسی برخوردارند که این امر بیانگر برجستگی ادراک بصری در ساختار معنایی زبان فارسی است. با این حال، ترتیب نسبی دیگر حواس یکنواخت نیست و تفاوتهایی در جایگاه شنیدن، لامسه، چشایی و بویایی مشاهده میشود. همچنین مقایسهی یافتهها با پژوهشهای بینزبانی نشان میدهد که گرایش به برتری حس بینایی در زبان فارسی تا حدی با الگوهای جهانی همسو است، اما جایگاه نسبی دیگر حواس تحت تأثیر عوامل زبانی و فرهنگی تغییرپذیر است. یافتههای این پژوهش میتواند مبنایی برای مطالعات تطبیقی میانزبانی، تحلیلهای پیکرهای، طراحی منابع آموزشی و پژوهشهای آینده در حوزه زبانشناسی شناختی فراهم آورد.