حبیب شهابی؛ مریم سادات غیاثیان؛ شیرین پورابراهیم
چکیده
مفهوم «شهر به مثابه متن» به عنوان بخشی از مفهوم کلیتر «زبان شهر» بارها در طراحی شهری و نظریه معماری مورد توجه واقع و از آن به مثابه مبنایی یاد شده است که در بازنمایی تاریخ، فرهنگ و روابط اجتماعی ...
بیشتر
مفهوم «شهر به مثابه متن» به عنوان بخشی از مفهوم کلیتر «زبان شهر» بارها در طراحی شهری و نظریه معماری مورد توجه واقع و از آن به مثابه مبنایی یاد شده است که در بازنمایی تاریخ، فرهنگ و روابط اجتماعی و همچنین در بررسی بالقوه های ارتباطی بینامتنها در فضاهای شهری نقش اصلی دارد. به عنوان موضوع مطالعات موردی این مفهوم، میدانهای عمومی، بهطور خاص، نقش مهمی در تسهیل تعاملات اجتماعی و ارتقای پایداری شهری داشتهاند. پژوهش های داخلی در این حوزه حاکی از نبود یک ابزار جامع برای تحلیل دیداری در مطالعات فرهنگی و نشانهشناختی، به ویژه در مورد تحلیل بناهای برجسته شهری بازنماییکننده لایههای تاریخ و فرهنگ در یک شهر است. از اینرو، با توسل به این فرض که گفتمان شهری از طریق ترکیبی از عناصر مقولات گفتمانی شکل میگیرد، که در آن جنبه های بینامتنی به مثابه «ترکیبی از بالقوه ها» در نظر گرفته می شوند و همچنین برمبنای دستور دیداری -- که بر پایه زبانشناسی نقشگرای هلیدی استوار است و میتوان آن را به شیوهای عملیاتی و ممکن در تحلیل گفتمان چندوجهی-یبنامتنی فضاهای ساخته برجسته شهری به کار بست-- مطالعه حاضر به واکاوی معنای تعاملی در گفتمان چندوجهی-بینامتنی یک محیط ساخته برجسته شهری یعنی میدان نقش جهان اصفهان می پردازد و شواهدی را به نفع این فرضیه فراهم می آورد. بر اساس ماهیت مدل های مورد استفاده، جهت گیری (نوع) پژوهش بنیادی، رویکرد پژوهش استنکافی، راهبرد پژوهش کیفی-تحلیلی، هدف پژوهش توصیف و درک عمیق از پدیده شهر به مثابه متن ، افق زمانی پژوهش مقطعی و شیوه گردآوری داده میدانی بوده که برای کشف نقش زبان و عناصر دیداری در خلق، توزیع و تفسیر معنای تعاملی دیداری این بنای برجسته شهری انجام شده است. نتایج حاصل از مطالعه حاضر حاکی از آن است که عناصر طراحی تعاملی مورد استفاده در صورت بندی جدید این میدان توانسته اند بر رفتار کاربران تأثیرات عمیقی، از افزایش تعامل و ادراک گرفته تا اثرگذاری بر پاسخهای احساسی و شناختی آنها، برجای بگذارد