عباس نصری
چکیده
مقاله حاضر با هدف ارائه شواهدی از پدیده تصریف بیقاعده در دفاع از فرضیه «ساختواژه موازی» بهمثابه بنیان نظریِ ساختواژه توزیعی بهینه نگاشته شده است. این فرضیه، برخلاف رویکرد رایج در ساختواژه توزیعی ...
بیشتر
مقاله حاضر با هدف ارائه شواهدی از پدیده تصریف بیقاعده در دفاع از فرضیه «ساختواژه موازی» بهمثابه بنیان نظریِ ساختواژه توزیعی بهینه نگاشته شده است. این فرضیه، برخلاف رویکرد رایج در ساختواژه توزیعی که عملیات صرفی و واژواجی پس از شکلگیری تصویر نحوی در نقطه بازنمون را در قالب توالیای از پیمانههای متوالی سامان میدهد، بر آن است که نشان دهد تمام عملیات صرفی و واجواژی بهصورت همزمان و در چارچوبی محدودیتبنیاد انجام میشوند. در این مقاله، نشان داده میشود که پذیرش اصل «معماری اشتقاق» در انگاره سنتی ساختواژه توزیعی، بهویژه در موارد مربوط به تصریفهای بیقاعده که مصداقی از پدیده همنوایی قواعد در حیطه ساختواژه و واجواژشناسی هستند، منجر به نوعی دور منطقی در تحلیل میشود؛ زیرا در این انگاره، تصمیمگیری درباره انجام یا عدم انجام عملیاتی چون همجوشی یا شکافت، مستلزم آگاهی از نتیجه فرآیند درج واژگانی است، حال آنکه چگونگی عملیات درج، خود به نتیجه آن فرآیندها وابسته است. با تحلیل نمونههایی از پدیدههای صرفی در زبان انگلیسی، مقاله نشان میدهد که تلاش برای حل این تناقض در چارچوب انگاره قاعدهمحور مستلزم افزودن قواعد حشوی متعددی است که نهتنها قدرت تبیینی نظریه را کاهش میدهد بلکه با اصول اقتصاد نظری نیز در تعارض است. در مقابل، با اتخاذ رویکرد ساختواژه توزیعیِ بهینه و بهویژه با مدلسازی فرآیند تصریف در قالب رقابت بین گزینههای تحت مجموعهای از محدودیتهای نقضپذیر ساختواژی، میتوان این دسته از پدیدهها را بدون نیاز به قواعد بافتوابسته یا استثناهای موردی تبیین کرد. تحلیل محدودیتبنیاد ارائهشده در این مقاله، در نهایت با بهرهگیری از الگوریتم رتبهبندی «تقلیل مکرر محدودیت»، نشان میدهد که پدیدههایی چون جمع بیقاعده در زبان انگلیسی را میتوان با برهمکنش سه محدودیت *UNDERSPEC، *STRUCT و CRSP-D بهدقت توصیف کرد. در نهایت، در این مقاله استدلال میشود که پذیرش فرضیه ساختواژه موازی نهتنها با شواهد صرفی میانزبانی سازگارتر است، بلکه همراستا با اهداف شناختی و روانزبانشناختی معماری ذهنگرا نیز میباشد