کلیدواژه‌ها = معرفگی
تعداد مقالات: 2
بررسی ویژگی‌های مبتدای اولیه و ثانویه در کردی جنوبی (رویکردی پیکره-محور)

بررسی ویژگی‌های مبتدای اولیه و ثانویه در کردی جنوبی (رویکردی پیکره-محور)

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 167-191

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.400925.666936

حبیب گوهری، صفورا عزیزی، علی جمالی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی خصوصیات زبانی و کلامی مبتداهای اولیه و ثانویه در کردی جنوبی با رویکردی پیکره-محور می‌باشد. میزان همبسیتگی و ارتباط مبتداهای اولیه و ثانویه با عواملی مانند نقش دستوری، جانداری، معرفگی، ارجاعی‌بودن، مشخص‌بودن و مطابقه مورد بررسی قرار گرفتند. در حالت بی‌نشان، مبتدای اولیه با فاعل جاندار کنش‌گر و مبتدای ثانویه با مفعول غیرجاندار کنش‌پذیر انطباق پیدا می‌کنند. دالریمپل و نیکولاوا (2010) و لامبرکت (1994) به عنوان چارچوب اصلی پژوهش حاضر به دفعات مورد استناد قرار گرفته‌اند. مفهوم مبتدا بر اساس رابطه دربارگی تعریف شده است. به عبارتی، مبتدا آن عنصری در جمله است که گزاره در مورد آن است. ملاحظات کلامی و کاربردی نقش اصلی در تعیین مبتدای جمله دارند. گفتگوهای طبیعی بین گویشوران کردی جنوبی ضبط و ثبت و سپس آوانگاری شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس محدودیت‌های پژوهش، حدود 208 مبتدا شناسائی و مورد بررسی قرار گرفتند. پاسخ‌ها به صورت کدهائی در نرم افزار آماری اس‌پی‌اس‌اس (SPSS) تعریف شدند. نتایج نشان داد که در حالت بی‌نشان مبتداهای اولیه غالبا معرفه، جاندار، مشخص، ارجاعی، کنش‌گر و مبنای مطابقه (اجباری) هستند. همچنین، مبتداهای ثانویه غالبا با ویژگی‌های ذاتی خود مانند مفعول‌بودن، مشخص و ارجاعی‌بودن، کنش‌پذیری و قابلیت مبنای مطابقه (اختیاری) انطباق دارند. از لحاظ صرفی، هم مبتدای اولیه و هم ثانویه به‌صورت گروه اسمی معرفه و از لحاظ نوائی، مبتدای اولیه به‌صورت فاقد تکیه و مبتدای ثانویه همراه با تکیه (فعال‌ساز) نمود پیدا می‌کنند. چون مصداق مبتداها (اولیه و ثانویه) قابل بازیابی است، لذا قابلیت حذف و یا انتقال دارند. در حالت نشان‌دار، مبتداهای اولیه و ثانویه با خصوصیات ذاتی خود انطباق ندارند، لیکن این عدم انطباق منجر به صورت‌بندی زبانی متفاوتی در مبتدا (اولیه یا ثانویه) در کردی جنوبی نشده است. بررسی دقیق پیامدهای عدم انطباق مبتدا با ویژگی‌های ذاتی خود در زبان کردی و دیگر زبان‌های ایرانی می‌تواند پیشنهاد نویسندگان حاضر برای پژوهش‌های آتی باشد.

معرفگی و نمایه‏سازی مفعول در زبان فارسی

معرفگی و نمایه‏سازی مفعول در زبان فارسی

دوره 4، شماره 2، اسفند 1392، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.50263

فاطمه بهرامی، والی رضایی، عادل رفیعی

چکیده در نمایه‏سازی مفعول همزمان با گروه اسمی آزاد مفعولی، ضمیر واژه‏بستی هم‏مرجع با آن به فعل ملحق می‏شود. این پدیده‏ی دستوری در زبان فارسی اختیاری است و به ‏نظر می‌رسد عوامل کلامی نظیر معرفگی، مشخص‏بودگی و ساخت اطلاع در وقوع آن دخیلند. در این پژوهش برآنیم تا تأثیر سلسله‏مراتب معرفگی در نمایه‏سازی مفعول در زبان فارسی را مورد بررسی قرار دهیم. بدین منظور داده‏های زبانی گونه‏ی گفتاری فارسی معیار مشتمل بر 455 مورد که از منابع مختلفی جمع‏آوری گردید مورد بررسی قرار گرفت. شواهد زبان فارسی از نقش مسلم معرفگی در نمایه‏سازی مفعول حکایت دارد، چرا که بیش از 90 درصد موارد نمایه شده به گروه‏های اسمی معرفه تعلق دارد و تنها حدود 3 درصد داده‏ها به نمایه‏سازی مفعول نکره‏ی نامشخص اختصاص می‏یابد. بررسی دقیق‏تر شواهد در چارچوب دستور نقش و ارجاع آشکار می‏سازد که گروه‏ اسمی مفعول تنها در صورتی قابلیت نمایه‏سازی دارد که از نظر شناختی برای مخاطب تشخیص‏پذیر باشد. به این ترتیب نمایه‏سازی موارد اندک مفعول نکره در شواهد زبان فارسی تبیین می‏گردد. نکته‏ی دیگر آن که در تمامی موارد اعم از نمایه‏سازی مفعول معرفه یا نکره، گروه اسمی مفعول با «را» همراه است. بنابراین نمی‏توان «را» را نشان معرفگی یا مشخص‏بودگی دانست.