کلیدواژه‌ها = نظریۀ بهینگی
تعداد مقالات: 4
تیرگی واجی در بقایای پیشوند استمراری در کردی کلهری: تحلیلی در نظریۀ بهینگی

تیرگی واجی در بقایای پیشوند استمراری در کردی کلهری: تحلیلی در نظریۀ بهینگی

دوره 16، شماره 2، اسفند 1404، صفحه 241-266

https://doi.org/10.22059/jolr.2026.399423.666931

مهدی فتاحی، طاهره جعفری

چکیده پیشوند استمراری در بیشتر فعل‌های کردی کلهری نمود آوایی ندارد، و به‌صورت تکواژ صفر به‌کار می‌رود. با این حال فتاحی (ب۱۴۰۱) در پژوهشی تطبیقی شواهدی از وجود بقایای این پیشوند در برخی فعل‌های کردی کلهری ارائه داد که در مرز تکواژ دچار تغییر شکل شده است. در پژوهشی دیگر فتاحی و جعفری (۱۴۰۴) ضمن تأیید وجود بقایای پیشوند استمراری، تناوبی آزاد از افعال دارای این بازمانده را در کردی کلهریِ شهرستان گیلان‌غرب گزارش دادند. تغییرات بقایای این پیشوند در مرز تکواژ، به تیرگی روساختی می‌انجامد؛ همخوان [t] به‌عنوان این بازمانده در نگاشت /tjæ-em/à [ʧæm] «می‌آیم»، در حالی پیش از غلت [j] به [ʧ] تبدیل شده که خود غلت به‌عنوان عامل همگونی در روساخت آن حضور ندارد. هدف از پژوهش حاضر این است که تعامل «عکس‌زمینه‌برچینی» بین فرایندهای اعمال‌شده در ایجاد این نوع از تیرگی بررسی گردد. تحلیل داده‌ها در چارچوب دو انگارۀ «توالی هماهنگ» و «بهینگی زنجیره‌های گزینه‌ای» از بهینگی متوالی به انجام رسید تا با مقایسۀ این دو انگاره مشخص شود کدام‌یک می‌تواند تیرگی نمونۀ کردی کلهری را تبیین کند. گردآوری داده‌ها از طریق تهیۀ یک پیکرۀ صوتی 12ساعته، شامل مصاحبه با ۱۵ گویشور کردی کلهری اهل شهرستان گیلان‌غرب انجام شد. پس از آوانگاری و تقطیع داده‌ها از نظر هجایی و تکواژی، صورت‌های متناوب آن‌ها به‌دست آمدند، و سپس در چارچوب دو انگارة یادشده از بهینگی متوالی مورد تحلیل قرار گرفتند. با توجه به اهمیت ترتیب اعمال فرایندها در مسألۀ تیرگی، نتایج نشان داد صِرف مرحله‌ای بودن فرایندها در «توالی هماهنگ» کافی نیست و این انگاره باید به سازوکاری مجهز شود که بتواند ترتیب صحیح فرایندها را تعیین کند. بدین ترتیب مشخص شد «بهینگی زنجیره‌های گزینه‌ای» به‌واسطۀ محدودیت‌های ناظر بر ترتیبِ Prec (a,b)، و ارائۀ گزینه‌ها به‌شکل زنجیره‌هایی از صورت‌ها، می‌تواند پدیدۀ تیرگی را تبیین ‌کند. سرانجام این نتیجه به‌دست آمد که محدودیتPrec(Ident [ant] Maxglide)  با تسلّط بر محدودیت *complex‑syllable تقدّم همگونی بر حذف را در اشتقاق صورت [ʧæm] ضروری می‌داند.

راه‌کارهای رفع التقای واکه‌ها در پارسی باستان

راه‌کارهای رفع التقای واکه‌ها در پارسی باستان

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 77-97

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.398484.666925

بشیر جم

چکیده التقای واکه‌ها وضعیتی است که هیچ همخوانی میان واکه‌ها یا، به بیانی فنی‌تر، میان هسته‌های دو هجای مجاور وجود نداشته باشد. این وضعیت هنگامی روی می‌دهد که از دو هجای مجاور، هجای سمت چپ فاقد پایانه و هجای سمت راست فاقد آغازه باشد. هدف مقالۀ پیشِ رو مشخص کردن چگونگیِ رخداد  التقای واکه‌ها در بازنمایی واجی و راه‌کارهای رفع آن در بازنمایی آوایی در زبان پارسی باستان است. خط میخی پارسی باستان یک سامانۀ نوشتاریِ هجانگار  با 36 نویسه است که از این میان 22 نویسۀ آن همخوان- واکه‌ای، یعنی شامل توالی یک همخوان و واکۀ /a/  به صورت /Ca/ می‌باشند. طبق یافته‌های این پژوهش،  چنان‌چه در یک واژه  در پی هر یک از این 22 نویسه سه نویسۀ واکه‌ای i (/i/)، u (/u/)، و A (/A/) وجود داشته باشد، در بازنمایی واجی التقای واکه‌ها رخ می‌دهد. در این مقاله که در چارچوب نظریۀ بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 2004 /1993) انجام شده است، تحلیل شده که التقای واکه‌ها در پارسی باستان با بهره‌گیری از دو راه‌کار درج همـخوان میـانجی  و حذف واکۀ /a/  و آمیزه‌ای از این دو راه‌کار  برطـرف مـی‌شود. در این پژوهش محدودیت‌هایی که در قالب رتبه‌بندی‌های مختلف عامل رفع  التقای واکه‌ها بوده‌اند معرفی شده‌اند . نیز طبق یک قاعدۀ تلفظیِ پارسی باستان اگر نویسۀ واکه‌ای A نخستین نویسۀ یک واژه باشد، در برخی واژه‌ها به صورت [A]  و در برخی دیگر به صورت [a]  تلفظ می‌شود. ولی اگر این نویسه، نخستین نویسۀ یک واژه نباشد، فقط به صورت [A]  تلفظ می‌شود. از آنجا که تبدیل این قاعده به یک محدودیت مستلزم دسترسی به اطلاعات نویسه‌ای بود و امکان نداشت بتوان مسئله را با یک تحلیل صرفاً واج‌شناختی تبیین کرد، یک محدودیت نویسه‌ای طرح شد که تعیین می‌کرد اگر نویسۀ A نخستین نویسۀ یک واژه نباشد، به صورت [a]  تلفظ نمی‌شود، بلکه فقط به صورت [A]  تلفظ می‌شود.  نتایج این پژوهش چندین مورد است که افزون بر طرح واقعیت‌های جدیدی پیرامون واج‌شناسی پارسی باستان مواردی را پیرامون فرایندها و راهکارهای رایج در برطرف کردن التقای واکه‌ها در پارسی باستان بیان می‌کند.

مقایسۀ چگونگی جایگزینی همخوان‌های دندانی‌ در (وام)­واژه­های انگلیسی و عربی

مقایسۀ چگونگی جایگزینی همخوان‌های دندانی‌ در (وام)­واژه­های انگلیسی و عربی

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 53-70

https://doi.org/10.22059/jolr.2024.378926.666889

بشیر جم

چکیده  
تبدیل یک واجِ زبان مبدأ به نزدیک‌ترین آوای موجود در زبان مقصد یا زبان وام‌گیرنده «جایگزینی واج» نامیده می‌شود. زبان‌های انگلیسی و  عربی به طور مشترک دارای همخوان‌های دندانی /D/و /T/ هستند که زبان فارسی فاقد آنهاست. هدف این پژوهش توصیفی- تحلیلی که در چارچوب نظریۀ بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 1993 /2004) انجام شده، مقایسه و تبیین چگونگی جایگزینی این دو همخوان‌ دندانی در (وام) واژه‌های انگلیسی و عربی است. یافته‌های پژوهش پیشِ رو نشان می‌دهد که جایگزینی این دو همخوان‌ در (وام) واژه‌های انگلیسی به جایگاه آنها در هجا بستگی داد؛ همخوان‌های دندانی/D/ و /T/ در آغازِ (وام‌) واژه‌های انگلیسی به ترتیب به همخوان‌های دندانی- لثوی [dÏ] و [tÏ] تبدیل می‌شوند. زیرا به لحاظ جایگاه تولید دندانی، این دو همخوان دندانی- لثوی نزدیک‌ترین همخوان‌ها به همخوان‌های دندانی/D/ و /T/  هستند. ولی همخوان /T/ در پایانه هجای (وام‌) واژه‌های انگلیسی به صورت همخوان سایشی لثوی [s]تلفظ می‌شود. زیرا محدودیتِ کم‌کوشی LAZY مانع تبدیل همخوان /T/ به همخوان­[tÏ]  در پایانه هجا می‌شود. تولید هر آوایی مستلزم صرف مقدار مشخصی انرژی است. این محدودیت نشان‌داری، آوایی را که تولید آن نیاز به انرژی بیشتری داشته باشد جریمه می‌کند؛ اما چگونگی جایگزینی همخوان‌های دندانی /D/و /T/ در وام‌واژه‌های عربی به شیوه تلفظ نویسه‌های >ذ< و >ث< در زبان فارسی بستگی دارد. بنا بر این، با یک تحلیل صرفاً واج‌شناختی نمی‌توان این مسئله را تبیین کرد. پس به تحلیلی نیاز است که دربرگیرنده نویسه‌ها نیز باشد.  به سخنی فنی‌تر، به محدودیتی نیاز است که به اطلاعات نویسه‌ای دسترسی داشته باشد. واج‌شناسان نظریه بهینگی که پیشتر به این نیاز در تحلیل زبان‌های دیگر پی برده بودند محدودیت‌های نویسه‌ای را به عنوان گونه سوم محدودیت‌ها (افزون بر محدودیت‌های پایایی و نشان‌داری) پیشنهاد داده‌اند. بر این پایه، تحلیل تلفظ دو نویسه‌>ذ< و >ث< با بهره‌گیری از محدودیت‌های نویسه‌ای انجام شد. این محدودیت‌ها ایجاب می‌کنند که  دو نویسه‌ >ذ< و >ث< در زبان فارسی همیشه به ترتیب باید به صورت [z] و [s] تلفظ بشوند.

تحلیل استثناءها و گوناگونی آزاد در فرایند افراشتگیِ پیش‌خیشومی در چارچوب نظریۀ بهینگی

تحلیل استثناءها و گوناگونی آزاد در فرایند افراشتگیِ پیش‌خیشومی در چارچوب نظریۀ بهینگی

دوره 7، شماره 2، آذر 1395، صفحه 19-38

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.61523

بشیر جم

چکیده «افراشتگیِ پیش‌خیشومی» فرایندی است که طی آن واکۀ افتاده /A/ در بافت پیش از همخوان‌های خیشومی به واکۀ افراشتۀ [u] تبدیل می‌شود. در حالی که این فرایند در برخی از واژه‌ها به‌طور اجباری رخ می‌دهد، در برخی دیگر اصلاً رخ نمی‌دهد. در برخی واژه‌ها نیز رخداد آن اختیاری است که گوناگونی آزاد یا اختیاری‌بودگی (optionality) نامیده می‌شود. هدف این پژوهشِ تحلیلی، تبیین رخداد اجباری و اختیاری و عدم رخداد این فرایند در چارچوب نظریۀ بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 1993/2004) و رویکردهای زیرشاخۀ آن است. رخداد اختیاری افراشتگیِ پیش‌خیشومی با بهره‌گیری از رویکرد رتبه‌بندی آزاد که در آن یک درون‌داد با دو برون‌داد دستوری انطباق دارد مورد تحلیل قرار گرفته است. عدم رخداد یک فرایند با وجود فراهم بودن بافت واجی لازم برای رخداد آن، در واج‌شناسی زایشی  با عنوان «استثناء» (exceptionality)شناخته می‌شود. استثناءها در رخداد فرایند افراشتگیِ پیش‌خیشومی می‌تواند ناشی از دلایل واجی شامل اِعمال انحصاری آن بر بازنمایی واجی، از بین رفتن شرایط رخداد آن توسط یک فرایند دیگر (تعامل زمینه‌برچین)، یا وجود واکۀ /u/ پس از همخوان خیشومی باشد. همچنین، دلیل وجود استثناءها می‌تواند معناشناختی یا تاریخی (غیرزبان‌شناختی)، یعنی توقف رخداد اینفرایند در چندین سده پیش باشد. این دو مورد به ترتیب با بهره‌گیری از «محدودیت‌های دسترسی‌دار به واژگان» و «محدودیت‌های خاص به لحاظ واژگانی» تحلیل شده‌اند.