کلیدواژه‌ها = برخورد زبانی
تعداد مقالات: 2
بررسی تأثیرپذیری ساخت بند موصولی ترکی‌‌‌‌آذربایجانی از زبان فارسی

بررسی تأثیرپذیری ساخت بند موصولی ترکی‌‌‌‌آذربایجانی از زبان فارسی

دوره 15، شماره 1، مرداد 1403، صفحه 29-45

https://doi.org/10.22059/jolr.2024.367930.666867

عبدالحسین حیدری

چکیده   هدف پژوهش حاضر، مطالعۀ تأثیر زبان فارسی بر ساخت بند موصولی زبان ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی است. داده‌های این پژوهش از تعاملات زبانی گویشوران ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی استان اردبیل در بافت‌های مختلف محاوره‌‌‌ای گردآوری شده است. ابتدا داده‌‌‌ها در دو گروه بندهای موصولی پیش‌‌‌اسمی و پس‌‌‌اسمی دسته‌‌‌بندی شد؛ سپس بر مبنای مطالعات انجام یافته در حوزۀ تماس زبان‌‌‌ها، ازجمله مطالعۀ هاینه (2006) مورد تحقیق و تفحص قرار گرفت. بررسی داده‌‌‌ها نشان داد که زبان ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی مانند بسیاری از زبان‌‌ها، به اسم با نقش‌‌‌های مختلف دستوری (فاعلی، مفعولی، اضافی و ...) اجازۀ موصول‌‌سازی می‌‌دهد. افزون بر ساخت بند موصولی پیش‌‌اسمی (الگوی زبان‌‌‌های ترکی)، بخش عمده‌‌ای از داده‌‌ها در انطباق با ساخت بند موصولی زبان فارسی (الگوی پس‌‌‌اسمی) تولید شده بود که تقریباً در همۀ آنها، تکواژ موصول‌‌ساز "که" فارسی نمود آوایی داشت. علیرغم مطالعات پیشین که از ساخت بند موصولی پس‌‌‌اسمی به‌عنوان یک ساخت قرضی از زبان فارسی نام برده‌‌‌اند، یافته‌‌های مطالعۀ حاضر نشان داد که ساخت بند موصولی پس‌‌‌‌‌اسمی، یک الگوی بومی در زبان ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی است که به‌‌صورت محدود و در بافت‌‌های خاص، بدون تظاهر آوایی تکواژ موصول‌‌ساز "که" فارسی، به‌‌کار برده می‌‌‌شود. زبان‌‌‌های فارسی و ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی در پدیدۀ برخورد زبان‌‌ها، به‌‌‌ترتیب به‌‌عنوان زبان‌‌های مدل و بازآرا عمل می‌‌‌کنند. همان‌‌‌طوری که گویشوران زبان بازآرا در مطالعۀ هاینه (2006)، الگوهای نحوی زبان خود را با الگوهای نحوی متناظر در زبان مدل مطابقت می‌‌دهند و کاربرد آن الگوها را در زبان خود افزایش می‌‌‌دهند؛ سخنگویان ‌‌‌‌‌ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی نیز از بین دو ساخت بند موصولی زبان خود (پیش‌‌‌اسمی و پس‌‌اسمی)، کاربرد ساخت منطبق با ساخت‌‌ مشابه و متناظر در زبان فارسی (بند موصولی پس‌‌اسمی) را با قرض‌‌‌گیری تکواژ موصول‌‌ساز "که" فارسی، بسط و گسترش داده‌‌اند. تأثیرپذیری زبان ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی از زبان فارسی در گسترش کاربرد الگوهای پس‌‌اسمی، ماحصل همگرایی زبان ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی با زبان فارسی است که یکی از پیامدهای مهم پدیدۀ برخورد زبان‌‌ها در یک جامعۀ دو یا چندزبانه است.

بررسی وام‌‌‌‌گیری فعلی در زبان فارسی از منظر انگارۀ زبان ماتریس

بررسی وام‌‌‌‌گیری فعلی در زبان فارسی از منظر انگارۀ زبان ماتریس

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 89-108

https://doi.org/10.22059/jolr.2022.337940.666775

عبدالحسین حیدری

چکیده در پژوهش حاضر، وام‌‌‌‌‌گیری فعلی در زبان فارسی بر مبنای انگارۀ زبان ماتریس مطالعه شده است. میرزاسکاتن (1993-2006) انگارۀ زبان ماتریس را با توجه به برجستگی و غالب بودن یکی از زبان‌ها بر زبان دیگر در گفتار دوزبانه‌‌ها، پیشنهاد داد. طبق اصل ساخت واحد این انگاره، فقط یکی از زبان‌ها به‌‌عنوان زبان ماتریس، چارچوب نحوی- ساختواژی جملۀ حاوی داده‌‌‌های دو زبان را تعیین می‌‌‌کند. داده‌های پژوهش حاضر پیکره بنیاد است و از گفتگوی فارسی‌زبان‌‌‌‌ها در بافت‌های مختلف محاوره گردآوری شده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام یافته است. نخست اجزاء مختلف فعل فارسی در چارچوب فرضیۀ دسترسی متفاوت یا انگارۀ فرعی چهار تکواژ، به تکواژهای محتوایی (جزء غیرفعلی در افعال مرکب و ماده فعلی در افعال ساده) و تکواژهای نظام‌مند بیرونی ‌متأخر (تکواژهای تصریفی فعل و افعال سبک) طبقه‌‌‌بندی شد. سپس داده‌ها طبق اصول و فرضیه‌‌‌‌های انگارۀ زبان ماتریس تحلیل گردید. طبق اصل ساخت واحد، زبان فارسی به‌ عنوان زبان ماتریس، چارچوب نحوی-ساختواژی داده‌‌‌ها را تعیین کرده است. افزوده شدن تکواژهای تصریفی فعل فارسی به افعال غیرفارسی که در قالب ساخت فعل‌ سبک و درج غیرمستقیم به ساخت فعل فارسی راه یافته‌‌‌اند، به دلیل ماتریس بودن زبان فارسی اتفاق افتاده است تا این تکواژها با فعال شدن در سطح صورت‌بندی، چارچوب نحوی زبان فارسی را بر جملات حاکم سازند. زبان ماتریس (زبان فارسی) باعث شده است که افعال غیرفارسی به‌عنوان تکواژهای محتوایی در سطح مفهومی- واژگانی انتخاب‌شده‌‌‌ و به‌‌‌صورت افعال ناخودایستا در پاره‌گفتارهای فارسی‌زبان‌‌‌ها ظاهر شوند تا فقط در انتقال معنا و مفهوم نقش داشته باشند. بنابراین بین انتخاب تکواژها در لایه‌های مختلف انتزاعی تولید گفتار و انتقال یا عدم انتقال آنها به زبان دیگر ارتباط وجود دارد. ارتباطی که میرزاسکاتن (2006-1993) بر آن تأکید دارد و همان‌‌‌طوری که وی پیش‌بینی کرده است، انگارۀ زبان ماتریس با طرح اصول و فرضیه‌‌‌هایی در تبیین پدیدۀ برخورد زبان‌ها کارآمدتر است و می‌تواند مبنای مطالعات گسترده‌تری در این حوزه باشد.