کلیدواژه‌ها = محدودیت‌ها
تعداد مقالات: 2
واژه‌بست‌های ضمیری کردی مکری در گروه حرف اضافه: رویکرد بهینگی

واژه‌بست‌های ضمیری کردی مکری در گروه حرف اضافه: رویکرد بهینگی

دوره 12، شماره 2، اسفند 1400، صفحه 51-76

https://doi.org/10.22059/jolr.2022.329760.666742

قادر اله‌ویسی آذر، وحید غلامی، امید ورزنده

چکیده مطالعات تاریخی زبان‌شناختی بر روی واژه به پیدایش مفهوم واژه‌بست انجامید‌. واژه‌بست‌ها به عنوان عناصر زبانی در ساختار دستوری جملات از یک سو به‌طور مستقل ایفای نقش می‌کنند و از سویی دیگر از لحاظ واجی ناقص بوده و به‌منظور رفع نقص آوایی به عناصر دیگری متصل می‌شوند و به‌صورت پیش‌بست، میان‌بست، اندربست و پی‌بست در کنار میزبان خود ظاهر می‌گردند. عناصر مذکور ‌در مطالعات زبان‌شناختی از اهمیت تاریخی برخوردارند و نقطۀ تلاقی ساخت‌واژه، نحو و واج‌شناسی هستند. کردی مکری مجهز به نظام واژه‌بست‌ غنی است که در آن واژه‌بست‌ها از قدرت حرکت بالایی برخوردارند و به مقوله‌هایی مختلف از جمله حروف اضافه متصل می‌شوند. در کردی مکری دو دسته حروف اضافه وجود دارند که به صورت پیش‌اضافه و پیرااضافه با متمم خود همراه می‌شوند. پیش‌اضافه‌ها به نوبۀ خود نوعند: حروف اضافۀ ساده و صورت‌های مطلق. حروف اضافۀ دستۀ اول قبل از اسم، گروه اسمی و ضمیر مستقل تحت حاکمیت خود قرار می‌گیرند درحالی‌که صورت‌های مطلق که هم از نظر تعداد و هم از نظر تعدادِ هجا از دستۀ اول کمترند از این قابلیت برخوردار نیستند و نمی‌توانند قبل از اسم، گروه اسمی و ضمیر مستقل واقع شوند و تنها میزبان واژه‌بست‌ واقع می‌شوند. در مکری علاوه بر حروف اضافۀ ساده و صورت‌های مطلق، حروف اضافۀ مرکب و پیرا‌اضافه‌ها نیز وجود دارند. پیرا‌اضافه‌ها در مکری دو دسته‌اند: ساده و پیچیده. پیرااضافه‌های ساده متمم اسمی می‌پذیرند، ولی همراه نوع پیچیدۀ‌ آنها هم صورت‌های کامل و هم واژه‌بست‌ها می‌توانند نقش متمم را ایفا کنند. از اینرو مقالۀ پیشرو در تلاش است تا پس از شناسایی واژه‌بست‌های ضمیری کردی مکری، نحوۀ تعامل‌شان با انواع حروف اضافۀ مکری و چگونگی توزیع و جایگیری آنها را براساس محدودیت‌های ترادف در چارچوب نظریۀبهینگی تحلیل نماید. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهند که محدودیت‌های ”حفظ یکپارچگی حوزه“ و ”عدم اجازه وقوع واژه‌بست در ابتدای گروه“ در سلسله مراتب محدودیت‌ها بالاتر از محدودیت‌ ”حضور واژه‌بست در چپ‌ترین لبۀ حوزه“ قرار می‌گیرند و این چینش منجر به جایگیری واژه‌بست در جایگاه دوم می‌گردد. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه‌ای انجام گرفته و به‌منظور گردآوری داده‌ها از شمّ زبانی نگارندۀ اصلی (به عنوان گویشور کردی مرکزی (گویش مکری، اُشنویه) و نیز گویشوران اصیل این زبان به همراه فیش‌برداری از کتب، مجلات و نوشتارهای سایت‌ها و ضبط حدود بیست ساعت صدای گویش‌وران گویش مورد نظر استفاده شده است. 

رتبه بندی و تعامل محدودیت‌های مولین در ساخت های دواسمیِ برگشت‌ناپذیرِ زبان فارسی

رتبه بندی و تعامل محدودیت‌های مولین در ساخت های دواسمیِ برگشت‌ناپذیرِ زبان فارسی

دوره 11، شماره 1، شهریور 1399، صفحه 119-140

https://doi.org/10.22059/jolr.2020.263717.666398

علی عربانی دانا، عادل رفیعی، بتول علی نژاد

چکیده ساخت‌های دواسمی در پیشینة مربوط به این اصطلاح، این گونه تعریف می‌شود: «توالی دو کلمه که دارای طبقة دستوری یکسان هستند و عموماً با یک رابط واژگانی به هم مرتبط می‌شوند». منظور از «دواسمی» در این اصطلاح، مقولة دستوری «اسم» نیست، بلکه یک اصطلاح پوششی است که می­تواند مقوله­های دستوری اسم، صفت، فعل، قید و حرف را در بربگیرد. یک مسئله مهم در ساخت‌های دواسمی، ترتیب عناصر و سازه­ها در این ساخت‌هاست. برای تعیین این ترتیب، مدلی موسوم به مدل محدودیت‌هاوجود دارد که توسط مولین (2014) مطرح شد. این مدل دارای اصول و محدودیت‌هایی است که ترتیب قرار گرفتن عناصر در ساخت‌های دواسمی را مشخص می­کند. این محدودیت‌ها عبارت‌اند از: محدودیت‌های معنایی-کاربردشناختی، محدودیت‌های واجی-غیروزنی، محدودیت‌های واجی-وزنی و محدودیت‌های بسامد و ترتیب الفبایی. محدودیت‌ها در این مدل برای تبیین ساخت‌های دواسمی با هم رقابت می­کنند. این امکان وجود دارد که یک محدودیت خاص در مورد همة ساخت‌های دواسمی کاربرد نداشته باشد و فقط بر روی ساخت‌های دواسمی خاصی اعمال شود. دلیل جداسازی محدودیت‌ها از یکدیگر به علت تفاوت­های موجود در آنهاست. در این مدل، محدودیت‌ها با هم تعامل می­کنند و اغلب همبستگی معناداری با هم دارند. هدف تحقیق حاضر، بررسی ساخت‌های دواسمیِ برگشت‌ناپذیرِزبان فارسی در چارچوب این مدل، رتبه­بندیمحدودیت­های مولین و نیز تعامل و رقابت آنها با یکدیگر برای تعیین ترتیب سازه­ها در ساخت‌های دواسمی زبان فارسی است. برای انجام این پژوهش، داده­های تحقیق که مشتمل بر 534 ساخت دواسمی فارسی است، بر اساس مدل محدودیت‌ها مورد تحلیل قرار گرفت، سپس محدودیت‌های مولین بر اساس ساخت‌های دواسمی زبان فارسی رتبه‌بندی شد و در نهایت تعامل و رقابت این محدودیت‌ها در زبان فارسی مشخص گردید. نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که محدودیت واجی-غیروزنی، بیشترین تعداد از ساخت‌های دواسمی زبان فارسی را تبیین می­کند و در رتبة اول قرار دارد، اما محدودیت معنایی-کاربردشناختی، کمترین تعداد از ساخت‌های دواسمی زبان فارسی را توجیه می­کند و از این نظر در مرتبة آخر محدودیت‌ها قرار دارد.