کلیدواژه‌ها = بند موصولی
تعداد مقالات: 5
سلسله مراتب ها در پیوندهای بندی و پیوستار جمله های مرکب در فارسی گفتاری

سلسله مراتب ها در پیوندهای بندی و پیوستار جمله های مرکب در فارسی گفتاری

دوره 14، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 161-192

https://doi.org/10.22059/jolr.2024.366685.666863

فاطمه یگانه، فرهاد ساسانی

چکیده نابسندگی تعریف‌های پیشینی از مفاهیم بندهای وابسته (ناهمپایه /پیرو) و بندهای پیوسته (همپایه) در کنار آشفتگی اصطلاح شناختی و درنظرگرفتن همۀ جمله­ هایی که در ساختارشان بندهای موصولی، متممی و قیدی به کار رفته است به­عنوان جملۀ مرکب از یک‌سو و عدم ­توجه به امکان پیوستاری بودن مقولۀ پیوند بندی از سوی دیگر، موجب پراکندگی بسیار در تعریف پیوند بندی و جملۀ مرکب در پژوهش ­های پیشین شده است. همچنین در زبان فارسی در موارد بسیاری به‌ویژه در گفتار پیوند نماها نا آشکارند که موجب می­ شود بندهای همپایه (پیوسته) و ناهمپایه (وابسته، یا پیرو) به یکدیگر و نیز به بندهای مستقل شبیه گردند. در خصوص اقسام حروف ربط یا به‌عبارت‌دیگر پیوند نماهایی که در پیوندهای بندی به کار می‌روند نیز اتفاق نظری دیده نمی‌شود و این مجموعه شامل مواردی است که با یکدیگر تفاوت آشکار دارند. به منظور پرداختن به این مسائل، در شیوه‌ای توصیفی، پیکره‌ای گفتاری شامل ۴۵۰۰ دقیقه برنامه‌های مختلف رسانۀ ملی در بازۀ زمانی خرداد 1400 تا 1401 مورد بررسی قرار گرفت. برای تحلیل داده­ها در این پژوهش، الگویی پیشینی به کار نرفت بلکه بر مبنای داده­های جمع­آوری­شده، با رویکردی پیوستاری و سرنمونی، الگویی برای مطالعۀ پیوندهای بندی و جمله‌های مرکب در زبان فارسی پیشنهاد شده است. برای این منظور، ابتدا مفاهیمی با عنوان اتصال بندی و ارتباط بندی پیشنهاد گردید و تمایزی میان پیوندهای درون بندی، میان­بندی و ورا بندی بنا نهاده شد. سپس مفاهیم پیوستگی، وابستگی و پیروی بندی بازتعریف شد. همچنین به پیوند نماهایی که در هر رابطۀ بندی کاربرد دارند اشاره شد. سپس از طریق مؤلفه‌های مشترکی که بتوان با آن هم بندهای پیوسته و هم پیرو را تعریف کرد، سلسله‌مراتب­ ها و پیوستارهایی پیرامون پیوندهای بندی و جمله ­های مرکب فارسی ارائه گردید

بررسی فرایند حضور بندهای موصولی تحدیدی در جایگاه پسافعلی در زبان فارسی

بررسی فرایند حضور بندهای موصولی تحدیدی در جایگاه پسافعلی در زبان فارسی

دوره 14، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 135-153

https://doi.org/10.22059/jolr.2022.334309.666761

علی عموشاهی، علی درزی

چکیده هدف اصلی مقالۀ پیش‌رو بررسی چگونگی وقوع بندهای موصولی در جایگاه پسافعلی و قرارگیری آنها با فاصله از هستۀ اسمی توصیف شونده‌شان است. در این راستا، ابتدا بندهای موصولی به دو گونۀ تحدیدی و غیرتحدیدی تقسیم می‌شوند. به دلیل گستردگی این حوزه، مقالۀ حاضر تنها سازوکار گونۀ تحدیدی را مورد بررسی قرار می‌دهد. در این مقاله، ضمن اتخاذ رویکردی غیر حرکتی به جملات موصولی پسافعلی در قالب نظریه کمینه‌گرا و با ارائۀ استدلال‌های حاصل از فرایند ارتقا سور و ادغام سازۀ اداتی، از فرضیه­ای حمایت می­کنیم که به موجب آن بند‌های موصولی پسافعلی به نسخه­ای از گروه اسمی موصوف که خود به گره‌ای نقشی در حاشیه سمت چپ ارتقا می‌یابد، متصل می‌شوند. بعلاوه، پیشنهاد می‌کنیم که مشخصۀ قوی [uD*] موجود بر روی هستۀ گرۀ نقشی مورد نظر که به صورت اختیاری از برشماری انتخاب می‌شود، انگیزۀ حرکت نسخۀ گروه اسمی مبدأ است. بدین ترتیب، در صورت قبول فرضیۀ حرکت فعل و حرکت بندهای متممی در زبان فارسی برای بازبینی مشخصۀ نوع جمله، محل وقوع بندهای موصولی پسافعلی باید بالاتر از محل اتصال بندهای متممی باشد تا از نظر توالی خطی پس از بند متممی واقع شوند، پیش­بینی‌ که صحت آن نشان داده خواهد شد. در نهایت، محدودیت حضور تنها یک بند موصولی و نیز اجباری بودن حضور دسته‌ای از بندهای موصولی در جایگاه پسافعلی را تبیین خواهیم کرد.

بند متممی اسم در زبان فارسی

بند متممی اسم در زبان فارسی

دوره 11، شماره 2، بهمن 1399، صفحه 247-269

https://doi.org/10.22059/jolr.2020.304147.666609

مونا ولی پور، علی درزی

چکیده بندهای وابستۀ اسم در زبان فارسی به دو دستۀ بندهای موصولی (تحدیدی و غیرتحدیدی) و بندهای متممی اسم تقسیم می‌شوند. پژوهشگران ایرانی‌ اکثراً ضمن برشمردن تفاوت‌های معنایی و نحوی بندهای متممی اسم و بندهای موصولی، این دو را بندهایی مستقل و متمایز دانسته‌اند. در پژوهش حاضر نشان می‌دهیم که بندهای اصطلاحاً متممی اسم، نوعی بند موصولی‌اند و بنا به دلایلی اساساً نمی‌توانند متمم واقع شوند. اول اینکه این بندها همچون بندهای موصولی، اختیاری و افزوده‌اند. دوم اینکه معدود اسم‌هایی که می‌توانند بند متممی بپذیرند، برخلاف افعال متناظرشان از نظر معنایی بر یک رویداد یا فرایند یا عمل دلالت نمی‌کنند. سوم اینکه رفتار این بندها اتفاقاً شباهت چشمگیری به بندهای موصولی غیرتحدیدی دارد. این شباهت به دلیل معرفه بودن هستۀ اسمی (موصوف) در این هر دو بند است. لزوم معرفگی موصوف برخاسته از وضعیت اطلاعی بند و گفتمان‌مقید بودن آن است. از طرف دیگر، برخلاف آنچه در پیشینۀ پژوهش‌های فارسی آمده، موصوف این بندها لزوماً یک اسم گزاره‌ای نیست؛ اما لزوماً از نظر معنایی دربردارندۀ یک توصیف‌گر رویدادی است. به همین دلیل است که هر اسمی نمی‌تواند موصوف این بندها قرار گیرد. در واقع، بندهای متممی اسم،‌ نوعی بند موصولی‌ غیرتحدیدی‌ هستند که محصول موصولی‌شدن یک موضوع رویدادی‌اند. از آنجایی که این عنصر، پنهان است و در یکی از فرافکن‌های نقشی قرار دارد، بندهای متممی ظاهراً فاقد شکاف/ضمیر سایه‌اند. بدین ترتیب، بهتر است برای اشاره به این بندها از اصطلاح «بندهای موصولی رویدادی» استفاده شود. تحلیل نحوی این بندها به صورتی مشابه با بندهای موصولی، عدم امکان خروج سازه‌ها و جزیره‌ای عمل کردن این بندها را نیز تبیین خواهد کرد؛ چراکه بر اساس نظریۀ فاز، گروه متمم‌ساز و گروه حرف‌تعریف فازهایی هستند که سازه‌های داوطلب خروج ابتدا باید به حاشیۀ آنها حرکت کنند؛ اما شاخص این دو گروه به ترتیب به‌وسیلۀ عملگر موصولی و گروه حرف‌تعریف پر شده است و هیچ‌ عنصری نمی‌تواند از آن خارج شود.

جایگاه گروه صفتی زبان فارسی در دستور نقش و ارجاع

جایگاه گروه صفتی زبان فارسی در دستور نقش و ارجاع

دوره 6، شماره 2، مهر 1394، صفحه 41-60

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.57499

شهرام پیمان، والی رضایی، محمد عموزاده

چکیده مقالة حاضر به هدف بررسی شیوة تحلیل گروه صفتی زبان فارسی در دستور نقش و ارجاع و ارزیابی محاسن و معایب آن تدوین گردیده است. در این نظریه، گروه مستقلی تحت عنوان گروه صفتی وجود ندارد، بنابراین صفات در نقش اسنادی به صورت محمول در هسته بند و در نقش وصفی به صورت وابستة توصیفی در قسمت حاشیه هستهاسم تحلیل می‌شوند که می‌توانند به نوبة خود وابسته‌هایی به صورت عناصر موضوع یا غیر موضوع نیز به همراه داشته باشند. در این راستا، گروه‌های صفتی وصفی به صورت گروه‌های صفتی اسنادی در قالبی مشابه با بند موصولی بازنمایی می‌شوند. حذف گروه صفتی از تحلیل نحوی به جهت اصل اقتصاد در توصیف و توجیه پذیری بهتر فرایند فراگیری زبان و پردازش زبانی آسان‌تر به لحاظ روش شناختی و روان‌شناسی زبانی واجد مزیت‌های نظری مهمی است. اعمال شیوه تحلیل دستور نقش و ارجاع به گروه‌های صفتی در زبان فارسی نشان می‌دهد که این نظریه به خوبی قابلیت تبیین این گروه‌ها را در زبان فارسی داراست. این قابلیت در تحلیل گروه‌های صفتی گسسته با نقش اسنادی بسیار مشهود است که مزیت دیگری برای این دستور محسوب می‌گردد. البته مواردی همچون شیوه بازنمایی گروه‌های صفتی گسسته با نقش وصفی نیز وجود دارد که دارای ابهاماتی است و بررسی بیشتر و دقیق‌تری را می‌طلبد.

بررسی ساخت بند موصولی زبان فارسی بر مبنای نظریه نقش و ارجاع

بررسی ساخت بند موصولی زبان فارسی بر مبنای نظریه نقش و ارجاع

دوره 5، شماره 2، اسفند 1393، صفحه 21-41

https://doi.org/10.22059/jolr.2015.54183

فریده حق‌بین، هما اسدی

چکیده این جستار در پی آن است که ساخت بند موصولی در زبان فارسی را بر اساس چارچوب نظریه نقش و ارجاع مورد بررسی قرار دهد. نظریه نقش و ارجاع نظریه­ای ساختاری- نقشی است که توجه خود را به تعامل میان نحو، معنی‌شناسی و کاربردشناسی در نظام­های دستوری زبان­های بشری معطوف می­کند. هدف از نگارش این مقاله، از یک سو، تبیین ویژگی­های نحوی، معنایی و کاربردشناختی بندهای موصولیِ زبان فارسی در چارچوب نظریه نقش و ارجاع، و از سوی دیگر، محک­زدن این نظریه در تحلیل این ساخت­هاست. در این مقاله داده­هایی که به­ عنوان جامعه آماری پژوهش قرار می­گیرد، صرفاً از گونه نوشتاری انتخاب شده است. آن­گاه با استفاده از چارچوب نظری معرفی‌شده داده‌ها را تحلیل کرد­ه­ایم. نتایج نشان می­دهد که بند موصولی گروه اسمی پیچیده‌ای است که در ساختار لایه­ای آن، بند پیرو یا توصیف­گر به ­عنوان عنصر پیرامونی در نظر گرفته می­شود. این عنصر پیرامونی در بندهای موصولی محدودشده[1]، افزوده هسته اسمی و در بندهای موصولی محدودنشده[2]، افزوده گروه اسمی هستند. از آنجایی که بندهای موصولی هسته اسمی را توصیف می­کنند، بازنمایی معنایی­شان مانند صفت­ها انجام می­گیرد. به­ لحاظ ساخت کانونی نیز بندهای موصولی می­توانند به­ عنوان یک واحد اطلاعی در دامنه کانونی واقعی قرار بگیرند. همچنین بندهای موصولی می­توانند هم عنصر از پیش­انگاشته تلقی شوند و هم برای نشان­دادن تأکید و تقابل به مخاطب عرضه شوند.



[1]. restrictive


[2]. non-restrictive