دوره و شماره: دوره 4، شماره 2، اسفند 1392، صفحه 1-250 
تعداد مقالات: 10

معرفگی و نمایه‏سازی مفعول در زبان فارسی

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.50263

فاطمه بهرامی، والی رضایی، عادل رفیعی

چکیده در نمایه‏سازی مفعول همزمان با گروه اسمی آزاد مفعولی، ضمیر واژه‏بستی هم‏مرجع با آن به فعل ملحق می‏شود. این پدیده‏ی دستوری در زبان فارسی اختیاری است و به ‏نظر می‌رسد عوامل کلامی نظیر معرفگی، مشخص‏بودگی و ساخت اطلاع در وقوع آن دخیلند. در این پژوهش برآنیم تا تأثیر سلسله‏مراتب معرفگی در نمایه‏سازی مفعول در زبان فارسی را مورد بررسی قرار دهیم. بدین منظور داده‏های زبانی گونه‏ی گفتاری فارسی معیار مشتمل بر 455 مورد که از منابع مختلفی جمع‏آوری گردید مورد بررسی قرار گرفت. شواهد زبان فارسی از نقش مسلم معرفگی در نمایه‏سازی مفعول حکایت دارد، چرا که بیش از 90 درصد موارد نمایه شده به گروه‏های اسمی معرفه تعلق دارد و تنها حدود 3 درصد داده‏ها به نمایه‏سازی مفعول نکره‏ی نامشخص اختصاص می‏یابد. بررسی دقیق‏تر شواهد در چارچوب دستور نقش و ارجاع آشکار می‏سازد که گروه‏ اسمی مفعول تنها در صورتی قابلیت نمایه‏سازی دارد که از نظر شناختی برای مخاطب تشخیص‏پذیر باشد. به این ترتیب نمایه‏سازی موارد اندک مفعول نکره در شواهد زبان فارسی تبیین می‏گردد. نکته‏ی دیگر آن که در تمامی موارد اعم از نمایه‏سازی مفعول معرفه یا نکره، گروه اسمی مفعول با «را» همراه است. بنابراین نمی‏توان «را» را نشان معرفگی یا مشخص‏بودگی دانست.

بررسی تبدیل واکۀ /u/ به [i] در گویش لری سیلاخوری در چارچوب نظریۀ‌ بهینگی

صفحه 21-40

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.50265

بشیر جم، احمد ذلقی

چکیده تبدیل واکۀگرد و پسین /u/ به واکۀ گسترده و پیشین [i]در گویش‌های لری و برخی گویش‌های زبان پارسی روی می‌دهد. این تبدیل شامل رخداد دو فرایند گردی زدایی و پیش­آمدگی می‌شود. هدف این مقاله تحلیل و تبیین دلیل رخداد و دلایل عدم رخداد این تبدیل واجی در بافت‌های گوناگون در گویش لری سیلاخوری در چهارچوب نظریۀ بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 1993) از طریق دست‌یابی به یک رتبه بندی دربرگیرنده از محدودیت‌های مختلف است. در بخش‌های تحلیلی ابتدا دلایل زیر ساختی بودن واکۀ  /u/ارایه می‌شود. سپس استدلال می‌گردد که علتتبدیل این واکه‌ به واکۀ [i]تسلط محدودیت نشان‌داریِ ایجاد کنندۀ این فرایند بر یک محدودیت پایایی است. در مرحلۀ دیگر که شامل بحث مفصل‌تر این مقاله می‌شود، عدم رخداد این فرایند در بافت‌های گوناگون مورد تحلیل قرار می‌گیرد. این گونه استدلال می‌شود که محدودیت‌های پایایی دیگری نیز وجود دارند که بر محدودیت نشان‌داریِ ایجاد­کنندۀ این فرایند مسلط هستند و در نتیجۀ تسلط آنها، این فرایند در بافت‌های خاصی رخ نمی‌دهد. این محدودیت‌های پایایی مشخص می‌کنند که بافت‌ پس از واکۀ/u/ رخداد یا عدم رخداد تبدیل آن به واکۀ [i]را تعیین می‌کند. به بیانی دیگر، بافت‌ پیش از این واکه‌ در این میان هیچ گونه نقشی ندارد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و میدانی انجامگرفته است.  

طبقه‌بندی افعال زبان فارسی بر اساس ساخت رویدادی و نمودی

صفحه 41-60

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.50267

زهرا چراغی، غلامحسین کریمی دوستان

چکیده ارتباط بین فعل و موضوع­های آن از مسائل بحث­برانگیز است. در این زمینه نظریههایی مطرح شده است و همگی در پی یافتن پاسخ این مسئلهاند که چگونه معنای فعل در تعیین موضوعهایش در سطوح نحوی و معنایی و هم­چنین بازنمایی موضوع[1] نقش ایفا میکند. به گفتۀ لوین (2005) ساخت نمودی[2] و ساخت رویدادی[3] اولین عامل معنایی تعیین­کننده در بازنمایی موضوع هستند؛ لذا به دلیل اهمیت ساخت رویدادی و نمودی، در این مقاله سعی شده است تا از منظر ساخت نمودی افعال زبان فارسی طبقه­بندی شوند. به همین منظور ابتدا به مباحث نظری و طبقه­بندی­های موجود در این زمینه پرداخته شده است و سپس پیکره­ای متشکل از 60 فعل فارسی به پیروی از نظریۀ کرافت (2012) مورد بررسی قرار گرفتند. در نتیجۀ بررسی افعال به 4 طبقه­­­ اصلی و 10 طبقه فرعی تقسیم شدند.    

هماهنگی و ناهماهنگی واکه‌ای در زبان ترکی آذربایجانی

صفحه 61-80

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.50269

سید محمد رضی‌نژاد

چکیده  با به‌کارگیری نظریه تناظر برون­داد با برون­داد برای داده­های زبان ترکی آذربایجانی (گویش مشگین شهری) می­توان فرایندهای هماهنگی و ناهماهنگی واکه­ای را در چارچوب رتبه­بندی ثابتی از محدودیت­ها تحلیل کرد. فرایند­های هماهنگی و ناهماهنگی واکه­ای ظاهراً باهم متضاد به نظر می­رسند. حتی افرادی که در چارچوب رویکرد بهینگی به تحلیل این فرایند­ها پرداخته­اند، آنها را فرایند­هایی مجزا تلقی کرده و برای هر کدام ترتیب متفاوتی از محدودیت­ها را رتبه­بندی کرده­اند. اما با رویکرد مطرح در این مقاله این فرایند­ها با اصول نظری یکسان و رتبه­بندی ثابتی از محدودیت­ها مورد تحلیل قرار می­گیرند. همچنین در چارچوب نظریه تناظر برون­داد با برون­داد و تمایز بین تغییر ساخت و تکمیل ساخت می­توان عدم هماهنگی واکه­ای به دلیل حضور واحد واجی تیره را با همان محدودیت­هایی تحلیل کرد که برای نمایش هماهنگی واکه­ای ارائه شده­اند.

پاره‌جمله‌‌ها در زبان فارسی

صفحه 101-119

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.50272

منصور شعبانی

چکیده این مقاله نشان می­دهد که پاره­جمله­­های زبان فارسی از طریق حرکت غیرموضوع باقیمانده و متعاقب آن حذف گروه زمان مشتق می­شوند. شواهدی مانند تطبیق حالت، تأثیرات نظریۀ مرجع­گزینی، و دامنه و ضمایر مقید نشان می­دهند که ­پاره­جمله­های زبان فارسی حاصل عملکرد قاعدۀ حذفند. اما پیش از عملکرد این قاعده، پاره­جمله­­ها از طریق حرکت غیرموضوع از جایگاه حذف خارج می­شوند و به حاشیۀ چپ جمله منتقل می­شوند. شواهدی مانند ابقای حرف اضافه و افعال مرکب وجود حرکت در پاره­جمله­­ها را تأیید می­کنند. جواز حذف در ­پاره جمله­ها نیز از سوی مشخصۀ حذف صادر می­شود که در هستۀ کانون قرار دارد. همچنین، داده­های مربوط به ­پاره­جمله­ها و جزیره­ها در زبان فارسی نشان می­دهند که پاره­جمله­­ها قادر به خروج از جزیره­های گوناگون هستند و این بدان معناست که پاره­جمله­­های زبان فارسی حساس به جزیره نیستند. جهت تبیین این ویژگی پاره­جمله­­های زبان فارسی، از نظریۀ جزیره­های صورت آوایی بهره می­گیریم و  این دیدگاه را مطرح می­کنیم که در اثر حذف گروه زمان در پاره­جمله­­ها تمام  تخطی­های صورت گرفته از جزیره محو می­شوند و جمله از ساقط شدن نجات می­یابد. از این­رو، نیازی به قائل شدن به وجود یک لایۀ اضافی در حاشیۀ چپ و حرکت بدون انگیزه و سبب نیست.
 

نظریۀ ارجاع مستقیم و مسئلۀ جایگزینی اسامی خاص هم‌مرجع در جمله‌های نگرش گزاره‌ای

صفحه 101-119

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.50274

بهلول علایی

چکیده نظریۀ ارجاع مستقیم در باب اسامی خاص، متعاقب ناکارآمدی نظریه‌های توصیفی در تبیین ارجاع اسامی خاص مطرح شده است. امّا خود این نظریه با مشکلی اساسی روبرو بوده است. اگر تنها جزء معنی در یک اسم خاص، ارجاعِ آن است، چرا جایگزینی دو اسم خاص هم‌مرجع در جمله‌های نگرش گزاره‌ای به تغییر ارزش صدق جمله منجر می‌شود؟ پاسخ‌های فلاسفه و معنی‌شناسانِ طرفدار نظریۀ ارجاع مستقیم قانع‌کننده نبوده است. به نحوی که اکثر آن پاسخ‌ها مستلزم عدول از اصول نظریۀ ارجاع مستقیم بوده‌اند. در این میان، راه حلّی که بر عوامل کاربردشناختی تکیه دارد، مقبول‌تر از سایرین به نظر می‌رسد. با این حال، نگارنده سعی دارد مسئله را با برداشتی کاربردشناختی از ارجاع اسامی خاص و با استفاده از تمایز تعبیری لفظ‌نگر- مصداق‌نگر به نحو روشن‌تری که تعارضی هم با نظریۀ مذکور ندارد تبیین و حل کند. بر این اساس، جایگزینی اسامی خاص هم‌مرجع تنها زمانی ارزش صدق جمله را تغییر می‌دهد که عوامل کاربردشناختی تعبیری متفاوت را از ارجاع اسم خاص به دست دهند.

فرایند حرکت تکواژ به دلایل صرفی- واجی: بررسی نمونه‌ای در کردی کلهری

صفحه 121-140

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.50276

مهدی فتاحی، عالیه کرد زعفرانلو کامبوزیا

چکیده در طبقه­بندی ینسن (1990) از فرایندهای صرفی- واجی در زبان­­های مختلف، شاید کمترین بسامد وقوع این فرایندها در میان زبان­ها، مربوط به فرایند حرکت تکواژ به دلیل ملاحظات صرفی- واجی است که باعث تغییر ترتیب معمول تکواژها در صورت واژه می­شود. در این مقاله، هدف معرفی نمونه­ای از این فرایند نادر در کردی کلهری است. این پدیده در افعال پسوندی­ رخ می­دهد که در ساختمان آنها، پی­بست ضمیری سوم شخص مفرد به کار رفته باشد. به منظور مطالعة این پدیده، تعداد سی فعل پسوندی مورد بررسی قرار گرفته که در این مقاله از چهارده نمونه­ از آن­ها استفاده شده است. پس از مشاهدة رفتار پی­بست ضمیری سوم شخص مفرد /-I/ در فعل­های پسوندی مشخص شد که هرگاه ستاک فعل در زمان گذشته که مختوم به واج /i/ است، با شناسة سوم شخص مفرد، که تکواژ تهی است، بیاید، و در ساختمان فعل از پی­بست ضمیری سوم شخص مفرد استفاده شود، این پی­بست از جایگاه معمول خود، که پیش از پسوند فعلی /-I/ است، به پس از آن منقل می­شود. دلیل این امر نیز التقای واکه­های افراشته و سبک بودن پی­بست ضمیری سوم شخص مفرد از نظر واجی است. پس از شکل­گیری آرایش جدید تکواژها به این شکل، سایر افعال پسوندی­ که در ساختمان خود، پی­بست ضمیری سوم شخص مفرد به کار می­برند، به قیاس، آرایش جدید تکواژها را نیز پذیرفتند.

تفاوت کاربرد مقوله‌های زبانی و توزیع آنها در جمله در دانش-آموزان بینا و نابینا

صفحه 141-159

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.50278

طاهره محمودی احمد آبادی، منصوره السادات صادقی

چکیده لانگاکر ضمن زیر سؤال بردن نظریه­های سنتی در مورد مقوله­های زبانی توصیفات طرح­واره­ای از آنهاارائه داد. دستور مدل لانگاکر به چگونگی رمزگذاریزیرنظام­های دستوری مفاهیم مربوط به فضا و زمان و پدیده­های شناختی توجه و زاویه دید در زبان می­پردازد. پژوهش حاضر می­کوشد تا با مقایسه مقوله­بندی زبانی در دانش­آموزان بینا، کم­بینا و نابینا تفاوت میزان آشنایی سه گروه را با مقوله­های زبانی و توزیع آنها در جمله آشکار کند. روش: روش نمونه­گیری همتایابی فردی بود. بدین ترتیب که افراد بینا از نظر عوامل مختلف اجتماعی متناسب با گروه نابینا-کم­بینا انتخاب ­شدند. ابزار این پژوهش پرسش­نامه­ای محقق ساخته است که پس از روایی­سنجی و پایایی­سنجی بازبینی شد و سپس روی نمونه اصلی اجرا شد. در این پژوهش در مجموع صد و شصت دانش­آموز مقطع دبستان (پیش­دبستانی تا پنجم) شرکت داشتند که در مدارس دو استان یزد و قم تحصیل می­کردند. یافته­ها: داده­ها به دو صورت کمی و کیفی تحلیل شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از میانگین بالاتر افراد گروه بینا در اکثر مقولات زبانی مورد سؤال در پرسش­نامه بود. همچنین یافته­های این پژوهش همسو با تحقیقات پیشین نشان داد کودکان کم­بینا نسبت به دو گروه دیگر اسم­های انتزاعی را در سنین بالاتری فرا می­گیرند. نتایج: نتایج این پژوهش نشان ­داد افراد گروه نابینا و کم­بینا در مقایسه با بینایان در کاربرد مقوله­های زبانی اسمی و رابطه­ای میانگین رتبه پایین­تری داشتند. پس می­توان گفت نقص سیستم ادراکی بینایی آسیبی جدی بر فرآیند فراگیری مقوله­های رابطه­ای به میزان گسترده­تر و مقوله­های اسمی به میزان کمتر وارد می­کند.  

بررسی ساختواژی و معناشناختی پسوند کوچک ساز «چه»در زبان فارسی

صفحه 161-180

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.50280

رضا مقدم کیا، اکرم شفیعی

چکیده کوچک سازی فرآیندی است که از رهگذر آن معنای اصلی کوچک ‌بودن در ابعاد و اندازه و معانی ضمنی دیگر همچون بیان احساس، تحقیر، تشبیه، نسبت و مانند آنها به یک صورت زبانی افزوده می‌شود و به این طریق مفاهیم متعدد تولید شده و زبان‌ از داشتن چند واژه‌ جداگانه برای بیان آن معانی بی‌نیاز می‌شود. از این رو، مطالعه کوچک‌سازی در حوزه معنی‌شناسی جذابیت دارد و مهم‌ترین مسائل‌ نظری مورد توجه پژوهشگران در این حوزه یکی پاسخ به این سؤال است که معانی متعدد عناصر کوچک‌ساز به لحاظ درزمانی چگونه از یک معنای واحد مشتق شده‌اند و دیگر اینکه چگونه می‌توان وجود این معانی متعدد را به لحاظ هم‌زمانی توجیه کرد. ژورافسکی (1996) یکی از محققانی است که در باره معنی‌شناسی کوچک‌سازی تحقیق کرده است. وی معتقد است که معانی متعدد وندهای کوچک‌ساز گسترش‌هایی از مفاهیم مرکزی کودک/ کوچک/ جنس مؤنث‌اند که با ساز و کار‌های مختلف تغییرِ معنی از قبیل استعاره، استنتاج، تعمیم و انتزاع لامدا، به سه معنی ذکر شده مربوط می‌شوند. به رغم اهمیت و کاربرد فراوان صورت‌های کوچک‌شده در زبان فارسی، تا کنون هیچ‌گونه بحث نظری یا تحقیق علمی در این زمینه انجام نشده است و پژوهش­گران در بررسی این پدیده عموماً به ذکر مطالب کلی و معرفی انواع وندها و معانی تحت‌الفظی آنها بسنده کرده ‌و به جنبه‌های کاربردشناختی و صرفی این عناصر توجهی نشان نداده‌اند. در پژوهش حاضر می‌کوشیم ساختواژه و معانی مختلف پسوند کوچک‌ساز ‘چه’ را با الهام از دیدگاه‌های ژورافسکی (1996) و اشنایدر (2003) بررسی کنیم.

بازشناسی واژه‌های مشتق در ذهن گویشوران زبان فارسی از منظر روانشناسی زبان و کاربرد آن در واژه گزینی

صفحه 181-198

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.50281

آرزو نجفیان

چکیده یکی از پرسش‌های اساسی در حوزه دسترسی واژگانی و چگونگی بازشناسی واژه­ها در واژگان ذهنی، این است که سخنگوی زبان هنگام مواجهه با واژه­های پیچیده جدید، چگونه می‌تواند به معنای آن دسترسی پیدا کند و عوامل موثر بر سرعت این دسترسی کدامند؟ پژوهش حاضر به صورت تجربی برخی از عوامل مؤثر بر سرعت دسترسی به واژه­های مشتق را در ذهن گویشوران زبان فارسی محک زده و با انجام یک آزمون تصمیم گیری واژگانی بر روی 60 نفر از گویشوران تحصیل کرده زبان فارسی زمان واکنش و درصد خطای تعدادی از واژه­های مشتق (پیشوندی و پسوندی) و تعدادی واژه­نما را با هم مقایسه کرده است و تأثیر سه عامل بسامد کل واژه، بسامد پایه واژه و شمار خانوادگی ریشه رابر میزان سرعت و صحت دسترسی به واژه، در ذهن فارسی زبانان مورد سنجش قرار داده ­است. شناخت این گونه عوامل و رعایت اصول آن در امر واژه­گزینی می‌تواند میزان پذیرش واژه­های جدید را در جامعه فارسی­زبان افزایش دهد. نتایج نشان داد که عامل بسامد کل واژه به گونه­ای معنادار زمان واکنش به واژه های مشتق را تسریع بخشیده و درصد خطا را نیز کاهش می­دهد اما عوامل بسامد پایه و شمار خانوادگی ریشه معنادار نبودند. مقاله حاضر با استناد به نتایج به دست آمده راهکارهایی برای ارتقاء سطح پذیرش روان‌شناختی واژه­های گزینش شده فرهنگستان زبان پیشنهاد می­کند.