دوره و شماره: دوره 7، شماره 2، آذر 1395، صفحه 1-152 
تعداد مقالات: 7

بررسی پیش‌گذاری فعل در جملات پرسشی آری‌-‌ نه در زبان فارسی)رویکردی کمینه‌گرا(

صفحه 1-18

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.61522

شجاع تفکری، حسین مغانی

چکیده در این مقاله، فرایند پیش‌گذار‌ی فعل در جملات پرسشی آری ‌ـ‌ نه در زبان فارسی از منظر برنامة کمینه‌گرا (چامسکی، 1995؛ a-b2001) مورد بررسی قرار می‌گیرد. رقیب‌دوست (1993) به پیروی از کریمی (1989)  این ساختارها را حاصل خروج فاعل به جایگاهی بعد از فعل می‌داند. برخلاف باور رقیب‌دوست (1993)، ما در این تحقیق با استناد به شواهدی مانند انگیزۀ حرکت عناصر در دستور زبان، ماهیت متفاوت فعل نسبت به عناصر پیش‌گذاری‌شده در ساخت‌های دارای عناصر مبتداشدة متعدد و همچنین عدم امکان حضور جزء فعل سبک افعال مرکب در جایگاه قبل از فاعل نشان می‌دهیم که جملات پرسشی آری ـ نه دارای فعل در جایگاه آغازین، نه به‌واسطة خروج فاعل، بلکه از طریق پیش‌گذاری فعل شکل می‌گیرند. درخصوص جایگاه فرود فعل پس از حرکت نیز با استفاده از شواهدی چند، تلقی هستۀ گروه متمم‌نما به عنوان جایگاه فرود فعل (کریمی 1994) را رد کرده و  هستة گروه تأکید را جایگاه واقعی فرود این عنصر معرفی می‌کنیم. در تحلیلی که در اینجا ارائه شده است، مشخصة [- پرسشی] بر روی فعل پیش‌گذار‌ی‌شده به‌عنوان جستجوگر تحت فرایند مطابقه به وسیلة مشخصة [+ پرسشی] موجود در جایگاه هستة گروه متمم‌نما به‌عنوان مقصد، بازبینی و ارزش‌گذاری شده و از این رهگذر، خوانش پرسشی برای جمله فراهم می‌گردد.

تحلیل استثناءها و گوناگونی آزاد در فرایند افراشتگیِ پیش‌خیشومی در چارچوب نظریۀ بهینگی

صفحه 19-38

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.61523

بشیر جم

چکیده «افراشتگیِ پیش‌خیشومی» فرایندی است که طی آن واکۀ افتاده /A/ در بافت پیش از همخوان‌های خیشومی به واکۀ افراشتۀ [u] تبدیل می‌شود. در حالی که این فرایند در برخی از واژه‌ها به‌طور اجباری رخ می‌دهد، در برخی دیگر اصلاً رخ نمی‌دهد. در برخی واژه‌ها نیز رخداد آن اختیاری است که گوناگونی آزاد یا اختیاری‌بودگی (optionality) نامیده می‌شود. هدف این پژوهشِ تحلیلی، تبیین رخداد اجباری و اختیاری و عدم رخداد این فرایند در چارچوب نظریۀ بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 1993/2004) و رویکردهای زیرشاخۀ آن است. رخداد اختیاری افراشتگیِ پیش‌خیشومی با بهره‌گیری از رویکرد رتبه‌بندی آزاد که در آن یک درون‌داد با دو برون‌داد دستوری انطباق دارد مورد تحلیل قرار گرفته است. عدم رخداد یک فرایند با وجود فراهم بودن بافت واجی لازم برای رخداد آن، در واج‌شناسی زایشی  با عنوان «استثناء» (exceptionality)شناخته می‌شود. استثناءها در رخداد فرایند افراشتگیِ پیش‌خیشومی می‌تواند ناشی از دلایل واجی شامل اِعمال انحصاری آن بر بازنمایی واجی، از بین رفتن شرایط رخداد آن توسط یک فرایند دیگر (تعامل زمینه‌برچین)، یا وجود واکۀ /u/ پس از همخوان خیشومی باشد. همچنین، دلیل وجود استثناءها می‌تواند معناشناختی یا تاریخی (غیرزبان‌شناختی)، یعنی توقف رخداد اینفرایند در چندین سده پیش باشد. این دو مورد به ترتیب با بهره‌گیری از «محدودیت‌های دسترسی‌دار به واژگان» و «محدودیت‌های خاص به لحاظ واژگانی» تحلیل شده‌اند.

ساخت اضافه در زبان فارسی از منظر دستور ساخت گلدبرگ

صفحه 39-57

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.61524

حسین رضویان، صدیقه کاوسی تاجکوه، سحر بهرامی خورشید

چکیده دستور ساخت گلدبرگ یکی از رویکردهای مطرح در زبان­­شناسی شناختی است که در آن ساخت به عنوان واحد اصلی زبان قلمداد می­شود. مقاله حاضر در صدد است تا با تکیه بر مبانی و اصول مطرح در این دستوربه بررسی و تحلیل انواع ساخت­های اضافه در زبان فارسی بپردازد. از این رهگذر، در مقاله حاضر این دستور مبنای تحلیل و مطالعه قرار گرفته است. سه هزار نمونه ساخت اضافه به طور تصادفی از ده شماره روزنامه جام­­جم استخراج شده و مورد بررسی قرار گرفته است. طبق نتایج، ساخت­های اضافه به سه طبقه ملکی (شامل مالکیت، اضافی و تخصیصی)، توصیفی و نسبی تقسیم می­شوند و نسبت به عنوان معنای اصلی ساخت اضافه در نظر گرفته می­شود. پس از بررسی داده­ها مشاهده شد که ساخت­های اضافه ملکی بالاترین بسامد را به خود اختصاص داده­اند، پس از آن ساخت­های اضافه توصیفی بسامد بالاتری داشته و سپس ساخت­های اضافه نسبی کمترین بسامد را داشته­اند. پس از تحلیل نمونه ها، مفهوم «نسبت» به عنوان معنای ساختی در ساخت های اضافه تعیین شد و سایر مفاهیم (تخصیص، توصیف و غیره) بسطی از این مفهوم لحاظ شد.

بررسی فرآیند تکرار در زبان کردی در چهارچوب نظریۀ بهینگی

صفحه 59-75

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.61525

سید محمد رضی نژاد، فریده الله یاری

چکیده در مبحث صرف، فرآیند واژه‌سازی از مباحث مهم است. در میان فرآیندهای واژه‌سازی، فرآیند تکرار در اکثر زبان‌ها متداول است. مطالعات مختلف در زبان‌های گوناگون نظریه‌های متفاوتی را نسبت به این فرآیند در پی داشته است. نظریه بهینگی درصدد کشف اشتراکات زبانی است. این نظریه رویکرد‌ جدیدی به ساخت واجی، صرفی و نحوی زبان‌ها داشته و توانسته فرآیند تکرار را که همواره برای رویکردهای قاعده بنیاد چالش بوده با اعمال محدودیت‌ها تبیین کند. در این مقاله فرآیند تکرار در زبان کردی در چارچوب بهینگی مورد بررسی قرار می‌‌گیرد تا روشن شود که نظریه  بهینگی چگونه فرآیند تکرار در زبان کردی را تحلیل می‌­کند. در بخش تحلیل، نمونه‌هایی از این فرآیند معرفی و در قالب نظریه بهینگی بررسی می‌شوند. روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی است. داده‌‌ها از فرهنگ لغت کردی- کردی فارسی (هه‌نبانه بورینه) و برخی از گویشوران این زبان استخراج‌شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد که انواع مختلف فرآیند تکرار در زبان کردی بر اساس الگوهای ساختاری خاصی که دارد، از محدودیت‌های خاصی تبعیت می­کنند. محدودیت‌ها در هر نوع از فرآیند تکرار در زبان کردی سلسله‌مراتب خاص خود را دارند. حتی در یک نوع خاصی از این فرآیند بسته به ساختار واژی دوگان ساخت‌ها، محدودیت‌ها و مرتبه­بندی آن‌ها نیز متفاوت است که ناشی از الگوی ساختاری آن‌ها است. با مرتبه­‌بندی متفاوت محدودیت‌های پایایی و نشان‌داری، می‌توان ساخت انواع واژه‌های مکرر زبان کردی را بر اساس معنایی که دارند، تحلیل و توصیف کرد.

حرکت اجزای پیرااضافه‌ها در زبان کردی (گویش سورانی) برپایۀ نحو ذره‌بنیاد

صفحه 77-96

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.61526

ابراهیم مرادی، عباسعلی آهنگر، غلامحسین کریمی دوستان

چکیده این پژوهش برپایۀ نحو ذره­بنیاد، نقش نحوی- معنایی و شیوۀ حرکت اجزای پیرااضافه­های زبان کردی  (a(d)a, lQ ...QwQ, lQ ...(d)wQ ...QwQ, wQ ...) را در درون گروه حرف­اضافۀ حاوی آنها می­کاود. نحو ذره­بنیاد برخلاف کمینه­گرایی رویکردی غیرواژگان­گرا است و در آن گره­های پایانی کوچک­تر از تکواژ یعنی مؤلّفه هستند. در این نظریه پیش از نحو واژگانی وجود ندارد بلکه فرایند اشتقاق با مؤلّفه­ها آغازمی­شود و نحو، مسئول ساخت همۀ عناصر از تکواژ تا جمله است. در این نظریه مؤلّفه­ها دارای چینش ثابتِ شاخص- هسته- متمم و ساختِ پایگانیِ جهانی به نام توالی نقش­ها هستند و از اصلِ یک ویژگیِ واژنحوی- یک مؤلّفه- یک هسته پیروی ­می­کنند. برای نمونه، تکواژها با ادغام مؤلّفه­های نحوی-معنایی به صورت دوتایی شروع و پس از پایان اشتقاق با مدخل­های واژگانی ذخیره ­شده در واژگان مطابقت­ داده ­­می­شوند تا در صورت مطابقت با مدخل­هایی که به صورت - اطلاعات واجی، درخت نحوی، اطلاعات مفهومی- ذخیره ­شده­­اند بازنمون یابند. بررسی داده­های زبان کردی نشان ­می­دهد که نقش نحوی- معنایی a­(d)- در a­(d)lQ... بیانگر حالت مکان و در wQ ...(d)a حالت اضافۀ بیانگر مکان است. -QwQ در lQ­ ...­QwQ بیانگر حالت ازی و دارای مؤلّفۀ معنایی / هستۀ نحوی مقید و در wQ ...QwQ بیانگر حالت هَمایی است. همچنین در زبان کردی متمم پیرااضافه به سمت چپ حرکت­می­کند و بین دو جزء پیرااضافه واقع­ می­شود و به صورت نامتقارن بر جزء پسین، سازه­فرمانی می­کند. در نتیجه، طبق اصل انطباق خطی کَین، تمام سازه­های تحت تسلط متمم پیش از جزء دوم قرارمی­گیرد.

پردازش ضمایر فاعلی آشکار و ناملفوظ در فارسی

صفحه 97-115

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.61527

حمیده معرفت، اسکندر صمدی

چکیده این مقاله به چگونگی پردازش ضمایر آشکار و ناملفوظ توسط گویشوران فارسی می‌پردازد. فرضیه‌های گوناگونی برای تفسیر این ضمایر مطرح است و هر کدام پیش‌بینی ویژهای برای گزینش مرجع دارند. یکی از این فرضیه‌ها «فرضیه جایگاه مرجع» است که پیش‌بینی می‌کند پردازشگر برای ضمیر ناملفوظ مرجعی را که در جایگاه مخصص صرفی می‌باشد و برای ضمیر آشکار مرجعی را که در جایگاهی پایین‌تر از مخصص صرفی است ترجیح می‌دهد. فرضیه دیگر «اصل تأخر» است که پیش‌بینی می‌کند پردازشگر به محض مواجهه با ضمیر به دنبال مرجع آن است و اولین مرجعی که با آن هماهنگی دارد را انتخاب می‌کند. جهت بررسی نحوه پردازش این ضمایر توسط گویشوران فارسی، جملاتی که دارای یک بند پایه و یک بند وابسته بودند تهیه گردید. بند وابسته در این جملات، که شامل ضمیر آشکار یا ناملفوظ بود، یا در اول جمله (پس‌مرجع)، یا در آخر جمله (پیش‌مرجع)، و یا پس از فاعل جمله پایه (بین دو مرجع) قرار داشت. آزمودنی‌ها هر جمله را به همراه سه تصویر می‌دیدند و بر اساس تفسیرشان از ضمیر تصویر مورد نظرشان را انتخاب می‌کردند. نتایج حاکی از آن بود که پیش‌بینی «فرضیه جایگاه مرجع» در مورد ضمایر پیش‌مرجع اعم از اینکه ضمیر آشکار و یا ناملفوظ باشد صحیح بود ولی در مورد ضمایر پس‌مرجع پیش‌بینی‌ها فقط در مورد ضمیر آشکار صدق می‌کرد. بر اساس این نتایج، به نظر می‌آید این فرضیه‌ها باید به گونه‌ای اصلاح شوند که بین جملات نشاندار و بی‌نشان تمایز قایل شوند.

زرستون؛ بانو و ایزدبانو

صفحه 117-130

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.61528

آژیده مقدم

چکیده «زرستون»، بانویی که نامش در کنار نام خواهرش «بیستون» در کتاب پهلوی ایادگار زریران آمده، دختر ارجاسپ شاه هیونان و از تبار ایرانیست. انتخاب این نام برای بانویی از خاندان شاهی درک معنا و اهمیت آن نزد ایرانیان و ایرانی­تباران را ضروری می­نماید. بررسی مفهوم واژۀ «زرستون»، «جایگاه (پشتیبانیِ) زر/(روشنی) زرین (/او که با پرتوی زرین می­درخشد)» رد پای ایزدبانویی را آشکار می­کند که ویژگی­هایش با ایزدبانوی «سپیده دم» هندواروپایی همخوانی دارد: نماد پیش از تاریخی پرتوی خورشید، گرما و آتش، شیرینی و دلنشینی و نیز ناظر بر ازدواج، باروری، زایش و خویشکاریِ همسری و مادری در دوران تاریخی. در ایران او را در چهرۀ «اوشه اوستایی» می­توان بازشناخت.همچون بسیاری دیگر از مفاهیم کهن، می­توان انتظار داشت که «زرستون» نیز با نمودهای چندگانه­اش خود را در زوایای گوناگون فرهنگ ایرانی جلوه­گر نموده، به حیاتش ادامه داده باشد. بازشناخت برخی از این نمودها هدف این مقاله است.