دوره و شماره: دوره 8، شماره 2، دی 1396، صفحه 1-152 
تعداد مقالات: 7

بررسی چگونگی رابطه‌ بین شاخص قدرت و پدیده‌‌ی ادب زبانی در روند بازجویی به لحاظ زبان‌شناختی: رویکردی گفتمانی و حقوقی

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jolr.2018.65512

غزل باغبانی، فاطمه کرمپور

چکیده تأثیر عامل قدرت در گفتمان دادگاه کیفری و روند بازجویی با عوامل زیادی همچون شرایط اختصاصی بافت موقعیتی جلسه بازجویی و تفاوت سطح اجتماعی بین بازجوی پلیس و متهم ظهور پیدا می‌کند. پژوهش حاضر درنظر دارد با استفاده از راهبردهای ادب براون و لوینسن (1987) به بررسی و توصیف نقش اصل ادب در روند بازجویی بپردازد. هدف پژوهش حاضر، تحلیل و توصیف رابطه‌ بین ابزار قدرت و پدیده‌ی ادب در پیشبرد روند بازجویی است؛ زیرا اصل ادب با روابط قدرت تنیده شده است. نمونه‌های مورد بررسی در پژوهش حاضر شامل یازده متن بازجویی به‌صورت شفاهی و مکتوب است که به روش تصادفی از بین پرونده‌‌های قضایی موجود در دادسرای عمومی و انقلاب استان بوشهر انتخاب گردیده است. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که با رعایت ادب (راهبردهای ادب براون و لوینسن (1987)) نمی‌توان مسیر بازجویی را به‌خوبی پیش برد؛ زیرا متهمان به‌دلیل نبودن فشار و تهدید از پاسخگویی به سؤال‌ها طفره می‌روند؛ ولی با اِعمال فشار و لحن تهدیدی که از نشانه‌های قدرت است، می‌توان مسیر بازجویی را به‌خوبی پیش برد.

روند دستوری‌شدگی حرف اضافة «از» در زبان فارسی

صفحه 21-38

https://doi.org/10.22059/jolr.2018.65513

احسان چنگیزی، سپیده عبدالکریمی

چکیده در زبان فارسی امروز، حرف اضافة «از» بر مفاهیم ابزار، روش، سبب، جنس، مالکیت، رابطة کل و جزء، خاستگاه، منشأ، مسیر، جدایی، مقایسه و موضوع دلالت دارد. «از» بازماندة حرف اضافة hača در زبان اوستایی و sacā در زبان سنسکریت است. hača / sacā از ریشة sac /hak به معنی «همراهی کردن» بوده و در زبان فارسی­ میانه و پارتی به­صورت az و به‌کاررفته است. sacā در زبان سنسکریت بر مفهوم همراهی دلالت داشته و در تحولات زبان­های ایرانی، دو مرحلة دستوری­شدگی را طی کرده است: نخست اسم بدل به حرف‌اضافه شده و برای دلالت بر همراهی و مفاهیم مشتق از آن به‌کاررفته است؛ سپس در زبان­ فارسی، کارکردهای دیگری برعهده‌گرفته و نقش معنایی خاستگاه و مفاهیم مشتق از آن را نشان داده است. در این مقاله، چندمعنایی «از» با توجه به معنی اصلی آن و با تکیه‌بر الگوی انتقال مفهومی بررسی‌شده است.

توصیف فضای درک واکه‌ در زبان فارسی معیار

صفحه 39-58

https://doi.org/10.22059/jolr.2018.65514

حامد رحمانی، محمود بی جن خان، سجاد پیوسته

چکیده هدف این مطالعه توصیف فضای سازه­ای درک واکه در فارسی معیار است. در قالب یک آزمون شناسایی، از 30 گویشور فارسی معیار درخواست شد که پس از شنیدن هر صدا، نوع واکة شنیده­شده را مشخص کنند. واکه‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای سنتزکننده ساخته شدند. تحلیل داده‌ها بر اساس مدل رگرسیون لجستیک صورت گرفت. بر اساس یافته­های پژوهش، شناسایی فضای درک واکه­ از سوی شنوندگان فارسی، تحت تأثیر سرنخ­های فرکانس سازة اول و دوم است، درحالی‌که سرنخ فرکانس سازة سوم فاقد تأثیر درکی برای آنهاست. در مورد نحوة تأثیر این دو سرنخ، نتایج پژوهش حاضر با پژوهش­های آکوستیکی پیشین در مورد واکه­های فارسی سازگار است.

پویایی نیرو و چندمعنایی در ساخت‌های فعل سبک متشکل از فعل «گرفتن»

صفحه 59-78

https://doi.org/10.22059/jolr.2018.65515

رضا سلطانی، محمد عموزاده، حدائق رضائی

چکیده فعل‌های سبک معمولاً به‌عنوان طبقه‌ی خاصی از مقولات دستوری شناخته می‌شوند که مشارکت معنایی اندکی در گروه‌های فعلی دارند و به همین دلیل کمتر مطالعه‌ای به رابطه‌ی معنایی این فعل‌ها با فعل‌های سنگین پرداخته است. مقاله‌ی پیش‌رو با استفاده از چارچوب پویایی نیروی بروگمن، معنی‌شناسی واژگانی شناختی و بررسی بیش از 130 ساخت سبک و مرکب متشکل از فعل «گرفتن» نشان داد که اگرچه این فعل سبک همانند فعل سنگین متناظرش معنای غنی واژگانی ندارد ولی روابط معنایی نظام‌مندی بین این دو وجود دارد. با توجه به تعداد اندک فعل‌های ساده‌ی زبان فارسی، فعل‌های سنگین با حضور در ساخت‌های مرکب امکان بیان مفاهیم فعلی جدید را فراهم می‌کنند و به همین دلیل انتظار می‌رود که فعل سنگین «گرفتن» در ساخت‌های مرکب یا سبکِ بسیاری به کار رود و جنبه‌هایی از معنی خود را در این فرایند از دست بدهد. با این حال، در این مقاله نشان داده شد که نه تنها فعل سبک «گرفتن» جنبه‌های معنایی مختلفی از فعل سنگین ازجمله پویایی نیرو را حفظ می‌کند، بلکه کاربردهای مختلف فعل سبک تابعی از چندمعنایی فعل سنگین است.

بررسی فرضیه شناخت بنیاد نوآوری بهینه در «شعری برای جنگ» قیصر امین‌پور

صفحه 79-96

https://doi.org/10.22059/jolr.2018.65516

لیلا عرفانیان قونسولی، مصطفی بهرامن

چکیده فرضیه نوآوری بهینه که در زبان­شناسی شناختی مطرح‌شده است بر این فرض است که محرکی که تا حدودی جدید است و البته مقداری آشنایی نیز در آن وجود دارد، بیشـترین لذت هـنری را منـتقل می­کند. این فرضیه شبیه به هنجارگریزی و برجسته­سازی در ادبیات است و بر اساس آن، این تحقیق به بررسی این فرضیه می­پردازد که لذت ادبی در عبارات هنجارگریز شعر قیصر امین­پور به‌دلیل نوآوری همراه باکمی آشنایی در این عبارات است و نه به‌دلیل نوآوری محض. به نظر می­رسد تاکنون در زبان فارسی، محققی از دیدگاه این فرضیه به بررسی آثار ادبی نپرداخته باشد و بنابراین، برای اولین بار محقق به بررسی این فرضیه در شعر «شعری برای جنگ» از قیصر امین­پور پرداخت. عبارات هنجارگریز «شعری برای جنگ» بر اساس الگوی لیچ استخراج شد و روایی آن به‌صورت صوری و محتوایی مورد تأیید دو کارشناس ادبیات فارسی قرار گرفت. سپس پرسشنامه­هایی تهیه شد و از شرکت­کنندگان خواسته شد میزان آشنایی با این عبارات را روی محور مشخص کنند. نتایج توسط آزمون آماری «تی» بررسی شد و این نتیجه حاصل شد که عبارات هنجارگریز شعر مذکور، کاملاً نو نیستند و میزانی آشنایی در آن‌ها وجود دارد و فرضیه مورد تأیید قرار گرفت.

ساخت لایه‌ای گروه اسمی در زبان کردی مکریانی بر اساس دستور نقش و ارجاع

صفحه 97-116

https://doi.org/10.22059/jolr.2018.65517

فرزاد عزیزی، سید فرید خلیفه لو، غلامحسین کریمی دوستان

چکیده در این مقاله، ساخت نحوی گروه اسمی در کردی مکریانی که یکی از گویش‌های زبان کردی سورانی محسوب می‌شود در قالب دستور نقش و ارجاع و بر اساس الگوی ون ولین (2005) بررسی می‌شود. در این چارچوب، گروه اسمی از دو فرافکن تشکیل‌شده است: فرافکن سازه‌ای، متشکل از  مرکزاسمی و هستهاسمی و عناصر حاشیه آنها و فرافکن دستوری، متشکل از عملگرها. این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌های مورد استناد نیز از کتب دستوری و نوشتاری گویش مکریانی و بعضاً بر اساس شم زبانی محقق که گویشور این گویش محسوب می‌شود، انتخاب شده‌اند. در وهله بعدی، این داده‌ها مطابق الگوی لایه‌ای دستور نقش و ارجاع موردبررسی و تحلیل قرارگرفته‌اند و الگوی پیشنهادی گروه اسمی در این گویش به‌دست‌آمده است. از نتایج تحقیق اخیر می‌توان به عدم وابستگی ساخت گروه اسمی مکریانی به ترتیب خطی عناصر تشکیل‌دهنده آن اشاره کرد به‌نحوی‌که واژه‌بست‌های نشان‌دهنده شمار و معرفه که به هسته اسمی متصل می‌شود علیرغم مجاورت با آن، جزء عملگرهای هسته محسوب نمی‌شوند بلکه در ردیف عملگرهای مرکز اسمی و سطح گروه اسمی قرار می‌گیرند. از نتایج دیگر این تحقیق آن است که در کردی مکریانی صفات واقع در جایگاه پس از هستهاسم در قالب دستور نقش و ارجاع به‌عنوان حاشیه هستهاسم و صفات پیش از هستهاسم که بیانگر کمیت‌اند به‌عنوان عملگر مرکزاسم شناخته می‌شوند.

تحلیل توانش کاربردشناختی راهبردهای ابراز قدردانی مدرسان زبان انگلیسی با توجه به مدرک تحصیلی آنها

صفحه 117-131

https://doi.org/10.22059/jolr.2018.65518

روح الله یعقوبی، فردوس آقاگلزاده، ارسلان گلفام

چکیده فراهم آوردن دانش زبانی به‌منظور برقراری ارتباطی مؤثر نمی‌تواند فقط به آموزش دانش زبانی محدود باشد و در فرایند آموزش زبان توانش کاربردشناختی نیز باید موردتوجه قرار گیرد. ازآنجاکه مسئولیت اصلی تدریس جنبه­های کاربردشناسی یک‌زبان بر عهده­ی مدرسان زبان است؛ توانش و آگاهی کاربردشناختی مدرسان از زبانی که تدریس می­کنند اهمیت بسزایی دارد؛ بااین‌وجود شرایط لازم برای فراگیری کنش­های گفتاری به طرز شایسته‌ای فراهم نشده است. در این راستا پژوهش حاضر به تحلیل توانش کاربردشناختی مدرسان زبان انگلیسی در استفاده از راهبردهای کنش گفتاری قدردانی به زبان انگلیسی و ارتباط آن با مدرک تحصیلی مدرسان پرداخته است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. به‌منظور بررسی راهبردهای قدردانی از پرسش­نامه تکمیل گفتمان چِنگ استفاده شد. همچنین، پرسش­نامه­ی­ قدردانی مکالگ  برای ارزیابی شخصیت افراد استفاده گردید. توزیع پرسش‌نامه به روش تصادفی ساده صورت گرفت که درنهایت تعداد 133 پرسش­نامه­ی تکمیل‌شده، جمع‌آوری شد. پاسخ­ها نیز بر اساس الگوی چِنگ رمزگذاری گردید. یافته­ها نشان داد همه‌ی راهبردهای هشت­گانه­ی الگوی چنگ در ابراز قدردانی توسط مدرسان استفاده‌شده است. دراین‌بین، راهبرد تشکر دارای بیشترین فراوانی (9/39درصد) بود. نتایج آزمون کروسکال والیس نشان داد رشته تحصیلی مدرسان در ابراز قدردانی آنها تفاوت معناداری ایجاد نمی­کند.