دوره و شماره: دوره 3، شماره 2، اسفند 1391، صفحه 1-130 
تعداد مقالات: 7

بررسی چگونگی باز بینی مشخصه های فای و مطابقه فاعل و فعل در.

صفحه 1-21

https://doi.org/10.22059/jolr.2013.35358

فریده حق بین، صغری فرخنده

چکیده ارزش­گذاری مشخصه­های فای (شخص، شمار) و حالت یا به عبارت دیگر مطابقه در زبان فارسی و بازبینی این مشخصه­ها با تکیه بر رویکرد کمینه­گرا، یکی از موضوعات پیچیده است که به دلیل بی­نظمی­هایی که در ساختار گروه فعلی به خصوص هسته فعل در زبان فارسی مشاهده می­شود، گاهی فرآیند بازبینی را به طور کلی با مشکل مواجه می­سازد. نگارندگان جستار حاضر تلاش کرده­اند تا با در نظر گرفتن ساختار­های مختلف فعلی (ساده، مرکب) با در نظر داشتن جهت­های مختلف (معلوم و مجهول) و نمودهای مختلف (ساده، استمراری، کامل) چگونگی ارزش­گذاری مشخصه­ها و بازبینی آنها را مورد بررسی قرار دهند. از دست­آوردهای این پژوهش آن است که در زبان فارسی فعل‌ها تحت تأثیر مشخصه فعلی قوی هسته زمان خودایستا به هسته مذکور حرکت می­کنند. مطابق نظریه بازبینی برنامه کمینه‌گرا مشخصه‌های فای خوانش­ناپذیر هسته­زمان در زبان فارسی به وسیله گروه اسمی فاعل ارزش­گذاری و بازبینی می‌شوند. مشخصه­های مذکور پس از ارزش­گذاری و بازبینی، در بخش آوایی بر روی فعل تظاهر می‌یابند. گروه اسمی فاعل نیز از هسته زمان خودایستا حالت فاعلی دریافت می‌کند. بازبینی حالت مفعولی نیز توسط هسته گذرا صورت می‌گیرد.

بررسی ساختهای سببی ساخت¬واژی زبان فارسی

صفحه 23-41

https://doi.org/10.22059/jolr.2013.35359

علی درزی، فاطمه کرمپور

چکیده از آنجائی­که مطالعات چند دهه اخیر در­خصوص معنای محمول با نگاشت مستقیم ساخت رویدادی در نحو و معنا قادر به توجیه پدیده­های زبان­شناختی بسیاری گردیده است، در مقاله حاضر نیز به پیروی از دیدگاه­های تجزیه محمولی به بررسی ساخت­های سببی ساختواژی می­پردازیم و با بهره­گیری از آزمون قید تکرار «دوباره» نشان خواهیم داد که برخلاف برخی مطالعات پیشین که شکل­­گیری این­گونه محمول­ها را به حوزه واژگان محدود ساخته­اند و قائل به ساخت نحوی ساده­ای برای محمول­های سببی­ساختواژی شده­اند؛ این­گونه ساخت­ها همگی در حوزه زایای نحو شکل گرفته­اند و حاوی ساخت رویدادی پیچیده­ای می­باشند. بر اساس واقعیت مرتبط با قید «دوباره» می­توان نتیجه گرفت که سببی ساختواژی ساده قابل تجزیه به دو رویداد علت و نتیجه است. آزمون مبتنی­ بر این قید نشان می‌دهد که شکل‌گیری تمام سببی‌های ساختواژی با تکواژ آشکار «ـ ان» در نحو صورت می‌پذیرد. علاوه بر آن عدم رفتار یکپارچه این ساخت­ها در خصوص قیدهای حالت به اندازه ساختی برمی­گردد که هسته سبب به عنوان متمم خود برگزیده است که خود منجر به تمایز میان ساخت­های سببی عاملی و غیرعاملی می­گردد.

همنوایی در ترکی آذربایجانی

صفحه 43-56

https://doi.org/10.22059/jolr.2013.35360

سید محمّد رضی نژاد، محمود بی جن خان

چکیده در این مقاله به بررسی همنوایی در زبان ترکی آذربایجانی می­پردازیم. اوّلین بار کیســبرث (1970) همنوایی را مطرح کرد. گاهی یک زبان یا زبان­های متعـدد به شیوه­های متعدد از پذیرش یک ساخـت در برون­داد اجتنـاب می­کنند. یا بالعکس در یک ساخت معین در برون­داد مشترک هستند. در واقع یک زبان یا زبان­های متعدد به دنبال یک هدف ساختاری معین هستند که این هدف عبارت است از پذیرش یا عدم پذیرش یک ساخت در برون­داد. در این مقاله ابتدا به توضیح این فرآیند و ذکر مثال­هایی از زبان فارسی می­پردازیم. بعد نشان می­دهیم که فرآیند درج و حذف در زبان ترکی آذربایجانی در جهت اجتناب از التقای مصوت‌ها با­هم همنوا می­شوند و محدودیت­های حاکم بر آنها را بیان می­کنیم.

همگونی محل تولید خیشومی تیغه¬ای در زبان فارسی: فرایندی ...

صفحه 57-75

https://doi.org/10.22059/jolr.2013.35361

وحید صادقی

چکیده این مقاله به بررسی آزمایشگاهی همگونی محل تولید همخوان خیشومی تیغه­ای /n/ با همخوان انسدادی لبی بعد در دو مرز هجایی و واژگانی می­پردازد. مقادیر فرکانس­های دوّم و سوّم در سه ناحیه مرکز واکه، پایان واکه و محدوده بست خیشومی توالی­های آوایی Vnb و Vmb که از کلمات طبیعی زبان فارسی استخراج شده بودند محاسبه شده و با یکدیگر مقایسه شدند. فرکانس همین سازه­ها در کلمات مختوم به خیشومی تیغه­ای /n/ در بافت مجزا بدون حضور انسدادی لبی /b/ محاسبه شدند تا مبنای مقایسه با صورت­های همگون­شده قرار بگیرند. نتایج نشان داد مقادیر فرکانس­ها برای توالی­های مورد نظر در مرز هجایی اختلاف معناداری ندارند که نشان می­دهد الگوی تیغه­ای به طور کامل با الگوی لبی مجاور همپوشی می­یابد یا فعالیت آن توسط الگوی لبی پوشیده می­شود ولی در مرز واژگانی، مقادیر فرکانس­ دوم در پایان واکه و محدوده بست خیشومی توالی­های Vnb و Vmb با یکدیگر به طور معناداری متفاوت است که نشان می­دهد هر دو الگوی تیغه­ای و لبی به هنگام تولید خیشومی تیغه­ای /n/ در Vnb فعال می­شوند. بر این اساس، همگونی خیشومی تیغه­ای با همخوان انسدادی لبی در زبان فارسی فرایند مدرجی است که میزان آن در مرز هجا قوی و در مرز واژه در حد متوسط است. این نتایج نظریه واجشناسی تولیدی را در مورد همگونی تأیید می­کند که بر اساس آن همگونی محل تولید همخوان­ها لزوماً به معنای تغییر الگوی ساختاری بازنمود واجی نیست بلکه حاصل تعامل پیوسته اندام­های گویایی و تغییر در زمان­بندی فعالیت الگوهای تولیدی است.    

حذف گروه فعلی در زبان فارسی: مسئله ساختاری

صفحه 77-94

https://doi.org/10.22059/jolr.2013.35362

یادگار کریمی، حسن آزموده

چکیده در این مقالة به بررسی و تحلیل ساخت­ بندهایی در زبان فارسی می‌پردازیم که در آنها گروه‌ فعلی (گزاره) محذوف/مفقود است. این بحث، به لحاظ نظری در قالب دو دیدگاه ساختاری و غیرساختاری مطرح می­گردد. با بهره گرفتن از داده­ها و شواهدی از زبان فارسی و با اعمال آزمون­های نحوی مستقل و استانده، به­طور مشخص استدلال خواهد شد که ‌در جایگاه حذف، ساخت نحوی متداول وجود دارد اگر چه در صورت آوایی زبان دارای بازنمون آوایی نیست. پیامد تحلیل مذکور تفوق نظری رویکرد ساختاری بر رویکرد غیرساختاری در حوزه حذف می­باشد.    

فراگیری مقولات واژگانی- نحوی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی

صفحه 95-109

https://doi.org/10.22059/jolr.2013.35363

محسن مبارکی، الهه محمدپور

چکیده اکتساب زبان دوّم به معنای فراگیری زبان در جامعه­ای است که متکلمان بومی آن زبان در آن زندگی می­کنند. این مقاله ده کودک فارسی زبان که زبان انگلیسی را در محیطی نسبتاً طبیعی و متناسب با شرایط فراگیری زبان دوّم[1] فرا می­گرفتند، مورد بررسی قرار داد. هدف تحقیق بررسی حضور یا عدم حضور مقولات واژگانی - دستوری و میزان تداخل زبان اوّل در مراحل آغازین فراگیری زبان خارجه بود. همچنین دو نظریه عمده پیرامون فراگیری مقولات واژگانی - دستوری یعنی فرضیه درخت­ کمینه/ ساختار بنیادین[2] اثر وینیکا و یانگ شولتن[3] (1996) و نظریه دسترسی/ انتقال کامل[4] اثر شوارتز و اسپراوز[5] (1996) بررسی شد. در پایان با بررسی میزان کاربرد صحیح فعل ربطی be ، این نتیجه حاصل شد که بر خلاف مقولات واژگانی، مقولات دستوری در مرحله اولیه زبان آموزی حضور ندارند و بدون تکیه فراگیر بر زبان اول – هم‌راستا با نظرات درخت­ کمینه/ ساختار بنیادین- ظاهر می­شوند.    
[1].Second Language Acquisition [2].Minimal Trees/Structure Building Hypothesis [3].Vainikka & Young-Scholten [4].Full Transfer/Full Access hypothesis [5].Schwartz & Sprouse

فعل‌های میانه و بررسی آنها در اوستای جدید. بخش نخست

صفحه 111-129

https://doi.org/10.22059/jolr.2013.35364

آژیده مقدم، نرگس نعمت الهی

چکیده فعل در زبان­های ایرانی باستان بر مبنای زمان، نمود، شخص، شمار و دو جهتِ اکتیو و میانه بررسی می‌شود. بنابر دیدگاه رایج، جهت میانه وسیلۀ تبدیل ریشه­های گذرا به ناگذر است. این دیدگاه با مشاهدۀ ریشه­هایی فعلی شکل گرفته است که در جهت اکتیو، گذرا و در جهت میانه ناگذر هستند، در حالی ‌که  بررسی دقیق­تر متون بازمانده از زبان­های باستانی ایران،  ویژگی­های دیگری را آشکار می­کند که اعتبار نظریۀ فوق را به چالش می­کشد. این مقاله به تحلیل ساختار افعال میانه می­پردازد و مقدمه­ای است برای بررسی و بازنگری در طبقه بندی فعل­های میانه در زبان اوستایی که در مقاله دیگری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.