دوره و شماره: دوره 6، شماره 2، مهر 1394، صفحه 1-160 
تعداد مقالات: 7

رده‌شناسی برهم‌نهشت و جهت فعل در کردی گورانی

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.57496

پارسا بامشادی، مهین‌ناز میردهقان میردهقان

چکیده تعریف مقولۀ جهت و توصیف رده­شناختی آن از دو راه امکان­پذیر است: یکی در سطح موضوع­های معنایی فعل (نقش­های معنایی) و دیگری در سطح روابط دستوری (نقش­های نحوی). مهم­ترین مفهوم نظری که به کمک این دو سطحِ بازنمایی تعیین می­شود و امکان بازشناسی انواع جهت­های دستوری را به ما می­دهد، مفهوم برهم­نهشت است. برهم­نهشت عبارت است از الگوی نگاشت موضوع­های معنایی بر روی نقش­های نحوی فعل. در پژوهش پیش­رو به بررسی انواع برهم­نهشت­ و جهت در گویش کردی گورانی از دیدگاه رده­شناختی و بر پایۀ دسته­بندی کولیکف (2011) می­پردازیم. یافته­های پژوهش گویای آن است که کردی گورانی دارای برهم­نهشت­های مجهول (از نوع مجهول بی­کنشگر)، وارونه، جایگشت 3/2، واداری (دارای دو نوع واداری گذرا و واداری ناگذر)، پادمجهول، بازتابی، دوسویه و پادواداری است. از میان این انواع برهم­نهشت­ها، برهم­نهشت­های مجهول، واداری و وارونه بر روی فعل تجلی آشکار دارند و از این رو می­توان آنها را «جهت» نامید.

پیش‌آوری فعل نسبت به موضوع‌های آن در جملات خارج از بافت فارسی

صفحه 21-40

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.57497

علی درزی درزی، حکمت بروجردی بروجردی

چکیده این پژوهش در چارچوب نظریه فاز و دامنه بیان چندگانه برنامه کمینه‌گرا و مبتنی بر اصل «حفظ ترتیب» سازه‌های جمله فاکس و پزتسکی (2005) و نیز با استناد به قاعده تکیه ساختاری (کهنمویی­پور 2004) اشکال متنوع توالی فعل و موضوع­های آن را که تابع محدودیت­هایی نظام­مند است در جملات خارج از بافت دارای افعال گذرا و ناگذر تبیین می­کند. این محدودیت­ها متأثر از ساخت نحوی و ساخت واجی متناظر با آن است. شواهد زبان فارسی تصریح می­کند که سازه­ دارای برجستگی آهنگی جمله همواره پیش از فعل تظاهر می­کند. در جملات دارای افعال گذرا و ناکنایی فاعل نقشی در محدودیت توالی فعل و موضوع­های آن ندارد و جایگاه نحوی مفعول مشخص و نا­مشخص که تکیه ساختاری متناظر با هریک در سطح جمله متفاوت است عامل ایجاد تفاوت در توالی فعل با مفعول مشخص یا نامشخص در گروه‌های فعلی گذراست. در جملات خارج از بافت دارای افعال نامفعولی و مجهول توالی فعل و فاعل مشروط به مشخص یا نامشخص بودن فاعل است که برجستگی آهنگی متناظر با هر کدام امکان متفاوتی در این جهت فرا پیش می­نهد و پیش­آوری فعل را موقوف به جایگاه نحوی فاعل می­کند.

جایگاه گروه صفتی زبان فارسی در دستور نقش و ارجاع

صفحه 41-60

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.57499

شهرام پیمان، والی رضایی، محمد عموزاده

چکیده مقالة حاضر به هدف بررسی شیوة تحلیل گروه صفتی زبان فارسی در دستور نقش و ارجاع و ارزیابی محاسن و معایب آن تدوین گردیده است. در این نظریه، گروه مستقلی تحت عنوان گروه صفتی وجود ندارد، بنابراین صفات در نقش اسنادی به صورت محمول در هسته بند و در نقش وصفی به صورت وابستة توصیفی در قسمت حاشیه هستهاسم تحلیل می‌شوند که می‌توانند به نوبة خود وابسته‌هایی به صورت عناصر موضوع یا غیر موضوع نیز به همراه داشته باشند. در این راستا، گروه‌های صفتی وصفی به صورت گروه‌های صفتی اسنادی در قالبی مشابه با بند موصولی بازنمایی می‌شوند. حذف گروه صفتی از تحلیل نحوی به جهت اصل اقتصاد در توصیف و توجیه پذیری بهتر فرایند فراگیری زبان و پردازش زبانی آسان‌تر به لحاظ روش شناختی و روان‌شناسی زبانی واجد مزیت‌های نظری مهمی است. اعمال شیوه تحلیل دستور نقش و ارجاع به گروه‌های صفتی در زبان فارسی نشان می‌دهد که این نظریه به خوبی قابلیت تبیین این گروه‌ها را در زبان فارسی داراست. این قابلیت در تحلیل گروه‌های صفتی گسسته با نقش اسنادی بسیار مشهود است که مزیت دیگری برای این دستور محسوب می‌گردد. البته مواردی همچون شیوه بازنمایی گروه‌های صفتی گسسته با نقش وصفی نیز وجود دارد که دارای ابهاماتی است و بررسی بیشتر و دقیق‌تری را می‌طلبد.

کیفیت واکه در زبان فارسی: مقوله‌ای پایدار یا تغییرپذیر؟: یک مطالعه موردی بر روی گویشوران مرد

صفحه 61-80

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.57500

وحید صادقی، نیلوفر منصوری هره‌دشت

چکیده در این تحقیق، پیش­بینی­های دو دیدگاه پراکندگی شنیداری درک گفتار و مرکزی­شدگی در ارتباط با تغییر کیفیت واکه در زبان فارسی به محک آزمون گذاشته می شوند. دیدگاه مرکزی­شدگی قائل به همبستگی بین دیرش و کیفیت واکه است. بر اساس این دیدگاه، هر قدر دیرش یک واکه کوتاه­تر شود، کیفیت آن کاهش یافته و واکه از نواحی کناری به نواحی مرکزی فضای واکه­ای نزدیکتر می­شود. در مقابل، دیدگاه پراکندگی شنیداری مدعی است که بین دیرش و کیفیت واکه همبستگی معنادار وجود ندارد و حتی در صورت کاهش دیرش واکه­ها در بافت­های زنجیره­ای و نوایی مختلف، شدت تغییرات کیفی واکه­ها کم و جهت­گیری تغییرات به گونه­ای نیست که موجب همپوشی قابل­ملاحظه واکه­ها با یکدیگر شود. تغییرات کیفیت واکه­های فارسی در موضع فاقد تکیه، به عنوان یک جایگاه نوایی ضعیف، با بررسی الگوی تغییرات دیرش و فرکانس سازه­های F1 و F2 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بر خلاف پیش­بینی­های دیدگاه مرکزی­شدگی بین کاهش دیرش و کاهش کیفیت واکه در زبان فارسی همبستگی قوی وجود ندارد. با وجودی که دیرش واکه­ها در موضع فاقد تکیه به طور معنادری کاهش می­یابد ولی کیفیت واکه­ها اغلب ثابت است و واکه­ها، بر خلاف پیش­بینی­های این دیدگاه، به سمت نواحی مرکزی فضای واکه­ای متمایل نمی­شوند. در مقابل، نتایج به دست آمده با دیدگاه پراکندگی شنیداری مطابقت دارد. همانگونه که این دیدگاه پیش­بینی می­کند تغییرات کیفیت واکه­ها در زبان فارسی محدود به جایگاه اولیه واکه­ها در فضای واکه­ای است. بر این اساس، زبان فارسی به لحاظ رده شناسی الگوی واجی تکیه واژگانی جزء زبان­هایی است که در آنها فرایند کاهش واکه­ای وجود ندارد.

معنی‌شناسی عبارات اشاری: معرفی انگاره‌ای شناختی-گفتمانی

صفحه 81-99

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.57504

بهلول علائی

چکیده عبارات اشاری جزو دسته‌ای از عبارات زبان هستند که به نظر می‌رسد برای درک مصداقشان باید به بافت برون زبانی مراجعه کرد. این عبارات، علاوه بر کاربرد ارجاعی، از کاربرد مرجعداری و حتی کاربرد آزاد نیز برخوردارند. در این مقاله بر آنیم که به یک پرسش اساسی دربارۀ این مقولات پاسخ دهیم: اینکه آیا می‌توان الگو یا تبیینی واحد برای توضیح همۀ این عملکردها ارائه داد. بدین منظور، دیدگاه‌ها و تحلیل‌های عمده دربارۀ معنی عبارات اشاری را بیان کرده، مزایا و معایب هر یک را مورد بحث قرار می‌دهیم. در نهایت، برای پاسخ دادن به پرسش مطرح شده، یک الگوی شناختی-گفتمانی پیشنهاد می‌کنیم که در آن مرز میان کارکردهای مختلف فوق از بین می‌رود. بر این اساس، یک عبارت اشاری به مصداق‌هایی گفتمانی ارجاع می‌دهد که به گفتمان معرفی می‌شوند یا در جریان گفتمان شکل می‌گیرند.

حذف گروه فعلی در زبان فارسی: مسئله همانندی و تجویز

صفحه 101-120

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.57506

یادگار کریمی، حسن آزموده

چکیده این مقاله به تحلیل جملاتی می­پردازد که در زبان فارسی حاوی گزاره مفقود هستند. از بین داده‌های ارائه شده، این بررسی تنها به داده‌هایی نظر دارد که در آن‌ها گزاره محذوف معادل سازه نحوی گروه فعلی (vP) ‌است. در این تحلیل، دو مسئله بافت نحوی (تجویز) و شرایط حذف (همانندی) این سازه‌ها مورد واکاوی قرار می‌گیرد. به‌طور مشخص، با اتخاذ رویکردی کمینه‌گرا، نشان داده‌ می‌شود که تجویز ساختاری حذف گروه ‌فعلی در چهارچوب طرح بازبینی مختصه حذف (E) توسط هسته نقشی حاکم بر گروه فعلی هدف، به‌ طور مستقیم و صریح قابل تبیین است. همچنین استدلال می‌شود که در این فرآیند وجود همانندی نحوی بین جایگاه حذف و مرجع آن شرط ضروری است.

بررسی چند نقشی بودن همزمانی نقش‌نمای گفتمانیِ «حالا» از منظر (بین)ذهنی شدگی

صفحه 121-140

https://doi.org/10.22059/jolr.2016.57510

اعظم نورا

چکیده این مطالعه با اتخاذ رویکرد گفتمانی-کاربردشناختی، چند نقشی بودن همزمانی نقش‌نمای گفتمانی «حالا» را در زبان فارسی عامیانه، از منظر (بین) ذهنی شدگی، بررسی می‌کند. بررسی پیکرۀ همزمانی مورد بررسی نشان می‌دهد که مطابق پیش‌بینی تراگوت و داشر (2002)، دِر (2010)، دگاند و وندنبرگن (2011)، نقش‌نمای گفتمانی مذکور، در امتداد طیف مربوط به گرایش همگانیِ (بین) ذهنی شدگی، پیشروی کرده اما در مقایسه با نقش‌نماهای گفتمانی متعارف، از پیچیدگی بیشتری برخوردار است. به عبارت دیگر، از مجموع مؤلفه‌های موقعیت گفتمان، عنصر زبانی مذکور، علاوه بر معانی (بین) ذهنی مرتبط با مؤلفه‌های نگرش گوینده و تعامل گوینده-شنونده، معنای مرتبط با مؤلفۀ اطلاعات کاربردشناختی (کاربرد پیش‌انگاشتی) را نیز اکتساب نموده است.