دوره و شماره: دوره 2، شماره 2، اسفند 1390، صفحه 1-156 (3) 
تعداد مقالات: 8
«زیتون انگشتری»، «آسمان‌سُر»، «حسّ گوشایی»:
مطالعه‌ای موردی از ابداعات واژگانی

«زیتون انگشتری»، «آسمان‌سُر»، «حسّ گوشایی»: مطالعه‌ای موردی از ابداعات واژگانی

صفحه 1-16

فاطمه ابراهیمی پارسا

چکیده کودکان در روند فراگیری زبان مادری، وقتی برای مفهومی واژه‌ای یاد نگرفته‌اند یا واژة فراگرفته شده را به خاطر نمی‌آورند گاهی خودشان برای آن مفهوم واژه میسازند. مطالعة حاضر به بررسی مواردی چند از این واژه‌سازیها در سنین پیش از دبستان میپردازد. داده‌های زبانی مورد مطالعه شامل شصت واژه تولید شده توسط دختری فارسی زبان است که از سن دو سال و شش ماهگی تا پنج سالگی او جمع‌آوری شده است. نوواژه‌های او واج نویسی شد و از نظر فرآیند‌های ساخت‌واژی مورد بررسی قرار گرفت. واژه‌های او در مجموع با هفت فرآیند صرفی زبان فارسی ساخته شده‌اند. مقولة دستوری که بیشترین واژه ها برای آن ساخته شد صفت بود و پربسامدترین فرآیندی که در ساخت این شصت واژه استفاده شد ترکیب بود اما اولین فرآیندی که کودک از آن برای ساخت واژه‌های جدید استفاده کرد، اشتقاق با پسوند «- ی» بود. این مشاهده برخلاف یافته‌های کلارک است که به موجب آن، زایاترین فرآیند اولین فرآیندی است که کودک در ابداع واژه از آن بهره‌ میبرد. واژه های کلیدی: ابداعات واژگانی در کودکان، فراگیری فرآیندهای صرفی، فراگیری زبان اول، ترکیب و اشتقاق، روانشناسی زبان

بررسی کاربرد شناختی عبارتهای احتیاط آمیز
در مقالات علمی- پژوهشی فارسی

بررسی کاربرد شناختی عبارتهای احتیاط آمیز در مقالات علمی- پژوهشی فارسی

صفحه 17-36

دکتر اعظم استاجی، فهیمه افشین

چکیده در پژوهش حاضر به بررسی و مقایسة کاربرد عبارتهای احتیاط آمیز در مقالات علمی - پژوهشی زبان فارسی در رشته های شیمی و ادبیات پرداخته شده است. استفاده از عبارتهای احتیاط آمیز نقش عمده ای در گفتمان علمی داشته و درواقع ابزاری است که بیانگر تردید نویسنده و عدم قطعیت گزاره بوده و نویسنده با استفاده از آنها میتواند عدم پایبندی کامل به ارزش صدق یک گزاره را نشان دهد. پیکرة مورد بررسی شامل یکصد و چهارده مقاله (پنجاه و هفت مقال ة شیمی ، پنجاه و هفت مقالة ادبیات) میباشد. در این تحقیق عبارتهای احتیاط آمیز به شش گروه فعل وجهی، فعل اصلی، قید، اسم، صفت و ارجاع تقسیم شده است. نتایج تحلیل نشان میدهد توزیع عبارتهای احتیاط آمیز در دو رشتة ادبیات و شیمی متفاوت است، بطوری که بسامد این ابزار در رشتة ادبیات بیشتر از شیمی است و این مسئله به دلیل طبیعت متفاوت و ماهیت استدلالهای مربوط به دو رشتة یاد شده میباشد. در مورد انواع مختلف عبارتهای احتیاط آمیز مشاهده شده در هر دو رش ته، عبارات قیدی بیشترین و صفات احتیاط آمیز کمترین بسامد را دارا میباشند. با مقایسة بسامد شش گروه یاد شده بین دو رشته نیز میتوان ادعا کرد در میزان کاربرد ارجاع و افعال وجهی احتیاط آمیز در مقالات ادبیات و شیمی تفاوت معنی داری وجود دارد، به طوری که ارجاع در ادبیات ، و افعال وجهی در شیمی کاربرد بیشتری دارد.

گروه سور و گروه ممیز در بلوچی سرحدی، تحلیلی کمینه گرا

گروه سور و گروه ممیز در بلوچی سرحدی، تحلیلی کمینه گرا

صفحه 37-56

دکتر علی درزی، دکتر ناهید یاراحمدزهی

چکیده در این مقاله به بررسی احتمال حضور گروه سور و گروه ممیز در بلوچی سرحدی میپردازیم و نشان میدهیم که در گروههای اسمی ساده عدد و یا سور در حوزة میانی و در جایگاه هستة یک فرافکن نقشی از نوع گروه عدد و یا سور تولید میشوند. همچنین نشان میدهیم که در صورت حضور ممیز، گروه اسمی بلوچی نمونه ای از ساخت شبه بخشی مجاور است که در آن ممیز در جایگاه هستة گروه ممیز قرار میگیرد. از آنجا که وجود ممیز در گروه اسمی، حضور عدد و یا سور را الزامی مینماید، فرض میکنیم که هستة گروه ممیز میزبان مشخصه ای تعبیرناپذیر از نوع[uQ] است که تنها درصورت تشکیل یک گروه سور و یا عدد بر فراز آن ارزش گذاری میشود.

بررسی ریشه شناختی چند فعل هورامی

بررسی ریشه شناختی چند فعل هورامی

صفحه 57-75

حسین سلگی، دکتر رحمان بختیاری

چکیده هورامی از گویشهای گورانی و زیر مجموعة شاخة زبانی گورانی- زازا است و یکی از گویشهای ایرانی شمال غربی به شمار میآید. هورامی گویشی محافظه کار است و ویژگیهای آوایی و صرفی کهنی را حفظ کرده است؛ از اینرو بررسی ریشه شناختی این گویش ما را به نکات جالبی در شناخت دقیقتر زبانهای ایرانی رهنمون میسازد. در این مقاله به بررسی ریشه شناختی برخی فعلهای گویش هورامی پرداخته شده و صورت فرضی دورة میانة گویش و نیز صورت ایرانی آغازین ماده های مضارع و ماضی این فعلها، بازسازی شده است. همچنین با بررسی تحولات آوایی این فعلها و ذکر واژه های همریشه با آنها، سعی شده است که جایگاه این گویش در گستر ة زبانهای ایرانی مشخص شود. مواد گویشی این پژوهش از میان گویشوران هورامان لهون جمع آوری شده است.

کشش جبرانی در زبان فارسی: یک آزمایش ادراکی

کشش جبرانی در زبان فارسی: یک آزمایش ادراکی

صفحه 77-94

دکتر وحید صادقی

چکیده این مقاله به بررسی همبسته های ادراکی کشش جبرانی در زبان فارسی میپردازد. در یک آزمایش ادراکی، درک شنیداری کشش جبرانی از طریق تغییر مقادیر دیرش واکه، اختلاف دامنه 2 H1-H و H1-F1 و بسامد پایه مطابق با نتایج آزمایش تولیدی صادقی (2007) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد تغییرات دیرش واکه اصلیترین نشانة ادراکی کشش واکه است و عوامل دیگر مانند اختلاف دامنه H1-H2 و H1-F1 و فرکانس پایه بر درک کشش واکه اثر افزایشی دارند ؛ یعنی منحنی تغییرات پاسخهای شنیداری کشش جبرانی تا حد زیادی تابعی از تغییرات دیرش واکه است ولی سطح اطمینان پاسخها با اضافه شدن عوامل اختلاف دامنه H1-H2 و H1-F1 یا فرکانس پایه تا حدی افزایش می یابد. همچنین بررسی آماری اثر مستقل عوامل اختلاف دامنه H1-H2 و H1-F1 یا فرکانس پایه و اثر تعاملی آنها با دیرش واکه به طور جداگانه نشان داد اختلاف دامنه H1-H2 و H1-F1 همبسته قویتری از فرکانس پایه برای درک کشش جبرانی است. واژه های کلیدی: کشش جبرانی، فرکانس پایه، اختلاف دامنه H1-H2 و H1-F1 ، دیرش واکه، واک بازداشته، واک نفسی

بازبینی حالت مطلق در ساخت کنایی (ارگتیو)

بازبینی حالت مطلق در ساخت کنایی (ارگتیو)

صفحه 95-113

دکتر یادگار کریمی

چکیده این مقاله به بررسی سازوکارهای دخیل در بازبینی حالت مطلق بر روی مفعول بند متعدی و فاعل بند لازم در ساخت کنایی میپردازد. نخست دو رویکرد کمینه گرای غالب به اشتقاق ساخت کنایی (الف) حالت مطلق به مثابة حالت بینشان و (ب) حالت مطلق به مثابة حالت فاعلی معرفی میشود. سپس با استناد به شواهدی جدید از اشتقاق نحوی افعال مرکب لازم در زمان گذشته در زبان کردی و به تبع آن، با بررسی نحوة بازبینی حالت مطلق در این گونه ساختها استدلال م یشود که رویکرد (ب) به ساخت کنایی از کفایت تجربی و نظری بالاتری برخوردار است و این به نوبة خود تلاشی در راستای ارائة اشتقاق نحوی طبیعیتر برای ساختهای کنایی به شمار میرود.

رویکردی شناختی به مسئلة هم معنائی بافتی در سطح افعال زبان فارسی

رویکردی شناختی به مسئلة هم معنائی بافتی در سطح افعال زبان فارسی

صفحه 115-125

راحله گندمکار

چکیده رویکرد معنی‌شناسی شناختی که مبنای درک پدیده‌های مختلف زبانی و غیرزبانی را «شناخت» انسان میداند، از طریق ابزارهای متعددی از جمله شکل گیری طرح‌واره‌های تصوری در ذهن، به توجیه چگونگی درک مقولاتی زبانی نظیر «هم‌معنائی» میپردازد. در مقالة حاضر با بررسی جایگزینی معنایی که روند آن از سمت مفاهیم انتزاعی به سمت مفاهیم ملموس و عینی است، به ارزیابی نقش طرحواره‌های تصوری در ایجاد «هم‌معنائی بافتی» در سطح افعال زبان فارسی پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد که تشابه طرح‌واره‌های تصوری افعال، عامل اصلی بروز هم‌معنائی در آنهاست. افزون بر این، نزدیکی مفاهیم واژه‌ها، سبب هم‌معنی شدن و جایگزینی آنها به جای یکدیگر میشود و «شناخت» انسان است که نزدیکی مفاهیم را تشخیص میدهد. یقیناً پیامد چنین پدیده‌ای هرگز هم‌معنائی مطلق نخواهد بود.

تظاهر آهنگی تکیة دومین در زبان فارسی معاصر

تظاهر آهنگی تکیة دومین در زبان فارسی معاصر

صفحه 127-146

امیرسعید مولودی، دکتر محمود بی جن خان

چکیده کهنموئی‌پور (2003) در چارچوب نظری? واج‌شناسی نوایی و تحت عنوان قاعد? تسطیح معتقد است که در شبک? بازنمایی تکیه، بجز آخرین گروه واجی در سطح گروه آهنگ که تکی? اصلی میگیرد، سایر کلماتی که دارای علامت x در سطح گروه آهنگ هستند تکی? دومین می‌پذیرند. هدف مقال? حاضر پاسخ به این پرسش است که آیا میتوان برای گروه‌هایی که تکی? دومین را جذب میکنند شاهدی از نظام آهنگ زبان ارائه کرد. برای یافتن پاسخ این پرسش داده‌هایی که بر طبق قاعد? تسطیح برخوردار از تکی? دومین بودند توسط نگارندگان تولید و ضبط شد و منحنی زیروبمی داده‌های ضبط‌شده به وسیل? نرم‌افزار پرت استخراج شده، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و پس از تحلیل نظام آهنگ آنها مشخص شد که گروه‌های واجی که تکی? دومین را جذب میکنند، نواخت مرزنمای %H دارند؛ مگر در مواردی که گروهی که تکی? دومین را جذب کرده است، آخرین گروه واجی یک گروه آهنگ باشد که در این صورت نواخت مرزنمای آن تابع نواخت مرزنمای گروه آهنگ خواهد بود؛ به این معنی که اگر گروه آهنگ نواخت مرزنمای %Hیا %L داشته باشد، نواخت مرزنمای آخرین گروه واجی نیز به ترتیب %H و %L% خواهد بود.