دوره و شماره: دوره 5، شماره 1، فروردین 1393، صفحه 1-154 
تعداد مقالات: 8

بررسی نحوی ممیّز عدد در زبان فارسی

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.52650

شجاع تفکری رضائی، کبری نظری

چکیده در این مقاله ساختار نحوی ممیّزهای عدد در گروه حرف تعریف زبان فارسی در چارچوب برنامة کمینهگرا بررسی می­شود. ممیّز عدد تکواژی است که هنگامی که اسم توسط یک عدد مورد شمارش قرار ­گیرد به­ همراه اسم می­آید. در این پژوهش براساس نظرات چنگ و سایبسما (2005)، ایشی (2000)، لی (1999)، تانگ (2004)، سیمپسون (2005) و بورر (2005) ویژگی­های واژ-‌نحوی ممیّزها در زبان فارسی را در رابطه با دیگر سازه­های گروه حرف تعریف ازجمله اعداد بررسی کرده، نشان می‌دهیم که برخلاف غلامعلی­زاده (1374)، سمایی (1387) و صحرایی (1389)، ممیّزها در زبان فارسی هستۀ گروهی جداگانه به نام گروه ممیّزی هستند که این گروه خود متمم هستۀ عدد است. سپس براساس ابنی (1987) نشان می­دهیم که هستۀ مذکور نوعاًً هسته­­ای نقشی است و نه واژگانی. آنگاه به نقش این عنصر در درون گروه حرف تعریف پرداخته، نشان می­دهیم که مشخصۀ کمیّت که از طرف درزی و یاراحمدزهی (1390) برای این عناصر ارائه­شده لزوماًٌ دارای ارزش مطلق بوده، نقش آن در واقع منفردکردن اسامی است.  

گواه‌نمایی در زبان فارسی امروز

صفحه 21-40

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.52653

والی رضایی

چکیده این جستار به بررسی گواه‌نمایی در زبان فارسی معاصر از دیدگاه رده‌شناسی اختصاص دارد. گواه‌نمایی مقوله‌ای دستوری است که نقش آن نشان دادن منبع اطلاع است. در آغاز، این مقولة دستوری و انواع رده‌شناختی آن معرفی می‌گردد. با جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل داده‌های مختلف از زبان گفتاری و نوشتاری فارسی معاصر و همچنین متون کلاسیک به دنبال پاسخ این پرسش بوده‌ایم که آیا گواه‌نمایی در این زبان به عنوان یک مقولة دستوری وجود دارد یا خیر. این بررسی نشان می‌دهد که در زبان فارسی همچون سایر زبان‌های جهان ساخت‌های گوناگونی که نقش اصلی آنها بیان گواه‌نمایی نیست ممکن است بیانگر معنای ثانوی گواه‌نمایی نیز باشند. زبان‌شناسان این‌ها را راهکار گواه‌نمایی نامیده‌اند و مهم‌ترین راهکارهای این‌چنینی در فارسی معاصر شامل ساخت ماضی نقلی، فعل‌های ادراکی و شناختی، فعل‌های اظهاری غیرشخصی، ساخت مجهول، نقل‌قول و غیره می‌باشد. در ادامه نشان داده می‌شود که در زبان فارسی علاوه بر این راهکارها یک نوع گواه‌نمایی دستوری محدود به زمان گذشته نیز وجود دارد که حاصل دستوری شدن ساخت‌هایی با نمود کامل است. با ارائة شواهد مختلف همزمانی و درزمانی نشان داده‌ایم که کارکرد اصلی ساخت‌های معروف به ماضی نقلی استمراری و ماضی ابعد در فارسی معاصر بیان گواه‌نمایی غیر دست‌اول می‌باشد؛ بنابراین، گواه‌نمایی دستوری در زبان فارسی شامل یک تمایز دوگانه غیر دست‌اول در برابر سایر انواع گواه‌نمایی و محدود به زمان گذشته است.

تحول تاریخی ساختهای صفات تفضیلی و عالی در ایرانی باستان و ایرانی میانۀ غربی و فارسی نو

صفحه 41-56

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.52659

ساریه صحابی

چکیده  صفات تفضیلی و عالی با اضافه شدن برخی پسوندها به صفت مطلق ساخته میشوند. در این مقاله سیر تحول پسوندهای تفضیلی و عالی از ایرانی باستان تا فارسی نو توضیح داده شده است. در ابتدا توضیحی در مورد پیشینۀ هندواروپایی این پسوندها آورده شده است. در بخش بعدی با توجه به شباهتهای زیاد بین دو زبان اوستا و سنسکریت، بررسی این پسوندها در اوستا و سنسکریت با هم در یک فصل آورده شده است. اساس کار در این بخش بر مبنای کار واکرناگل بوده است؛ واکرناگل در کتاب خود این پسوندها را در سنسکریت بررسی نموده است. پرداختن به کارکردهای این صفات بدان گونه که واکرناگل بدان پرداخته است در زبانهای ایرانی باستان و نیز مقایسۀ کارکردهای این پسوندها بین ایرانی باستان و سنسکریت تاکنون صورت نگرفته است. در این بخش با توجه به کار واکرناگل کارکرد این پسوندها در زبانهای ایرانی باستان بررسی و با سنسکریت مقایسه شده است. در بخشهای بعدی بررسی این پسوندها به ترتیب در فارسی باستان، ایرانی میانۀ غربی و فارسی نو صورت گرفته است.

مقایسۀ فرایند اشتقاق در دو گونۀ علمی و محاوره‌ای زبان فارسی

صفحه 57-74

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.52660

مجید عباسی، عادل رفیعی

چکیده در این مقاله، فرایند اشتقاق در دو گونۀ علمی و محاوره­ای زبان فارسی مورد بررسی قرار گرفته و سعی می­شود با بررسی و مقایسۀ تعداد مشخصی واژۀ مستخرج، تصویری از میزان و چگونگی عملکرد فرایند اشتقاق در دو گونۀ مورد بررسی به دست داده شود. برای این منظور پس از استخراج واژه­های مشتق متعلق به دو گونۀ علمی و محاوره­ای زبان فارسی و تجزیه و تحلیل آنها مشخص می­شود اولاً نظام واژه­سازی اشتقاقی در هر دو گونۀ مورد بررسی بیشتر از چه نوع وندهایی بهره می­گیرد، ثانیاً میزان استفاده از وندهای اشتقاقی مختلف در این دو گونه چگونه است و ثالثاً در مواقعی که به لحاظ صوری یک وند در هر دو گونه مورد استفاده قرار گرفته باشد آیا تفاوتی در نقش و عملکرد این گونه وندها وجود دارد یا خیر. در تعیین چگونگی عملکرد وندها از مدل معنایی لیبر (2004) که توسط رفیعی (1387) بازبینی ­شده و در بررسی پسوندهای اشتقاقی زبان فارسی به کار رفته، استفاده شدهاست. یافته­های حاصل از بررسی عملکرد فرایند اشتقاق در دو گونه مورد مقایسه قرار می­گیرد تا در نهایت وجوه افتراق و اشتراکشان مشخص شود. با توجه به بررسی­های به عمل آمده به نظر می­رسد که علی­رغم وجود برخی شباهت­ها، فرایند اشتقاق در دو گونۀ علمی و محاوره‌ای زبان فارسی در حوزه­های یاد شده دارای تفاوت‌های قابل توجهی است.
 

دستوری شدن تسلسلیِ عبارت یعنی از منظر دستور گفتمان

صفحه 75-93

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.52661

محمد عمو زاده، اعظم نورا

چکیده این مطالعه به بررسیدستوری­شدن عبارت «یعنی» از منظر دستور گفتمان پرداخته و آن را فرایندی تسلسلی در نظر می­گیرد که شروع و خاتمه آن دستور سطح جمله و مرحلۀ میانی آن دستور معترضه است. به عبارت دیگر، دستوری­شدن کلمه «یعنی» در امتداد طیف پیشنهادی کوتوا (2012) پیش می‌رود که عبارت است از دستور سطح جمله > دستور معترضه > دستور سطح جمله. در واقع، عبارت «یعنی» به عنوان واحدی از دستور سطح جمله، برای کاربرد در دستور معترضه (سطح گفتمان)عضوگیری شده و لذا به یک واحد معترضه­ای تبدیل می‌شود. این واحد معترضه­ای ، در سطح گفتمان تحت دستوری­شدن قرار گرفته و به یک واحد معترضه­ایِ دستوری­شده، تبدیل می­شود که عهده دار نقش‌های گفتمانی-کاربرد­شناختی متفاوتی است. مطالعۀ حاضر نشان می­دهد که در زبان فارسی روزمره، عبارت معترضه­ایِ دستوری­شدۀ «یعنی»، از طریق عملیات تلفیق مجدد دوباره به قلمرو اصلی خود یعنی دستور سطح جمله برگشته و فرایند تسلسلی دستوری­شدن آن تکمیل می­گردد.

کمیت‏نماها در زبان فارسی

صفحه 95-108

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.52662

لیلا قدیری

چکیده  
در این مقاله ضمن معرفی طبقه‏بندی کمیت‏نماها از سوی زبانشناسان پیشین، در پاسخ به این سئوال که آیا جایگاه اولیۀکمیت‏نماهایی چون «خیلی» و «بعضی» در درون گروه حرف تعریف بوده و یا از همان ابتدا در درون گروه کمیت‏نما ادغام می‏شوند، نشان خواهیم داد که برخلاف نظر سمیعیان (1983) و معظمی (1385)، در نظر گرفتن عناصر کمیت‏نمایی «خیلی» و «بعضی»در درون گروه حرف تعریف دارای اشکالات نظری و تجربی خواهد بود. به همین دلیل با توجه به ارجحیت فرآیند ادغام به حرکت در برنامۀ کمینه‏گرا و به پیروی از کاواشیما (1994)، جایگاه این عناصر را در هستۀگروه کمیت‏نما در نظر می‏گیریم. این عناصر دارای این خصوصیت هستند که هم در ساخت کمی (همراه با گروه اسمی) و هم در ساخت بخشی (همراه با حرف اضافۀ «از») ظاهر می‏شوند.
 

تبلور مفهوم زمان: براساس حرکات استعاری دستان

صفحه 109-127

https://doi.org/10.22059/jolr.2014.52663

فهیمه نصیب ضرابی، محمدرضا پهلوان‌نژاد

چکیده این مقاله به بررسی حرکات استعاری دستان در حین به کار بردن قیدهای مختلف زمان توسط فارسیزبانان، بهمنظور ارائه طرحی برای مفهوم زمان، میپردازد. پس از تصویربرداری از 22 آزمودنی، در حین پاسخگویی به سؤالات مبهم پرسشنامهای شامل 10 سؤال که آزمودنی را ملزم به کار بردن قیدهای مختلف زمان مینمود، و تحلیل دادههای تصویری حاصل، پیکرهای شامل 299 حرکت بهدست آمد. دادههای این پیکره 8 نوع حرکت متفاوت را جهت اشاره به قیدهای زمانی مختلف نشان میدهد که براساس بسامد وقوع تعیین شدهاند. این حرکات تنها شامل حرکات دستان میباشد؛ چرا که حرکات دیگر اعضای بدن، مانند سر و تنه، به دلیل بسامد بسیار پایین از پیکره حذف شدند. این نوع حرکات را میتوان در سه دسته گذشته، حال و آینده جای داد. در پایان پژوهش، براساس این حرکات، طرحی برای مفهوم زمان در ذهن سخنگویان فارسی پیشنهاد شده است. این طرح نشان میدهد که زمان برای فارسیزبانان افقی، از عقب به جلو، و از راست به چپ میباشد.