دوره و شماره: دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 30، شهریور 1404، صفحه 1-230 
تعداد مقالات: 11

بررسی نمونه گفتار کودکان 4 تا 5 ساله دختر فارسی زبان دارای اختلال آسیب زبانی ویژه بر مبنای مدل بسط یافته استعاره مفهومی

صفحه 1-18

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.381272.666897

صادق افتخاری فر، محمدرضا پهلوان نژاد

چکیده این پژوهش به بررسی و تحلیل نمونه‎گفتار سه کودک فارسی زبان دختر 4 تا 5 ساله که به اختلال تکاملی زبان (اختلال ویژه زبانی) مبتلا هستند، می‎پردازد. چارچوب نظری پژوهش مدل بسط‎یافته استعاره مفهومی می‎باشد. بر مبنای این مدل که توسط کووچش (2020) پیشنهاد شده است، پردازش استعاره در چهار سطح که دارای سلسله‎مراتب طرحواره‎ای هستند صورت می‎گیرد. این سطوح طرحواره‎ای از عمق به سطح شامل طرحواره‎ تصویری، حوزه، چارچوب و فضای ذهنی می‎باشد. در پردازش استعاره نگاشت بین حوزه‎های مبدا و مقصد به صورت هم‎زمان در هر چهار سطح یادشده انجام می‎شود. از چهار سطح یاد شده بیرونی‎ترین سطح فضای ذهنی است و پردازش آن به صورت برخط در حافظه کاری انجام می‌گیرد. سه سطح دیگر (طرحواره تصویری، حوزه و چارچوب) در حافظه بلندمدت جای دارند و به صورت برون‎خط پردازش می‎شوند. شیوه انجام این پژوهش به صورت توصیفی‎تحلیلی و میدانی می‎باشد. داده‎های این پژوهش به وسیله آزمون رشد زبانی Told-P3 از سه کودک که به مرکز گفتاردرمانی مراجعه نموده‎اند توسط گفتاردرمانگر جمع‎آوری شده است. داده‎های جمع‎آوری شده در سطح تک‎کلمه می‎باشد.  آزمون‎گر در طی اجرای آزمون هم درک و هم بیان تک‎کلمات را بررسی نموده است و برمبنای پاسخ‎های آزمودنی‎ها داده‎ها را طبقه‎بندی کرده است. داده‎های جمع‎آوری شده صرفا مبنای توصیفی و تحلیلی دارند و هیچ‎گونه مقایسه‎ای بین آزمودنی‎ها انجام نشده است. نتایج این پژوهش نشان می‎دهد که می‎توان از این مدل در بررسی و تحلیل گفتار افراد دارای اختلالات زبانی بهره برد. همچنین این کودکان مشکل درکی و مفهومی برای تولید کلمات نداشتند و بیشتر در زبان شفاهی مشکل داشتند. لذا  تحلیل گفتار این کودکان بر اساس این مدل نشان می‏دهد که برای آموزش واژگان زبان بیانی به این کودکان، به جای اینکه مستقیما به سراغ آموزش برچسب صوتی و لفظ کلمات برویم باید سطحی از آموزش را که مربوط به تقویت درک استعاری کلمات است در نظر بگیریم. به ویژه به نظر می‎رسد قبل از همه چیز، اگر که سطوح حوزه و چارچوب که سطوح میانی در پردازش استعاری واژگان است، به وسیله روش‎های آموزش مورد تقویت قرار بگیرد، نتایج حاصله می‎تواند چشمگیرتر باشد و دسترسی کودک به لفظ یا برچسب صوتی واژه را تسهیل کند

مطالعۀ پدیدارشناسانه دیدگاه معلمان و متخصصان زبان عربی از چالش‌های حاکم بر یادگیری زبان عربی در دوران کرونا و پساکرونا و راهکارها

صفحه 19-44

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.376242.666883

مهرداد آقائی، کمال نصرتی، محمدامین آقائی، هادی نجفی زنگیر

چکیده هدف این جستار بررسی چالش­های موجود فراروی آموزش زبان عربی در بین دانش­آموزان در دوران کرونا و ارائۀ راهکارها در قبال مسائل پیش­رو، با کمک تجربۀ زیسته معلمان و متخصصان زبان عربی بود. در این پژوهش از روش کیفی و از نوع پدیدارشناسی استفاده شد. مصاحبه­شوندگان شامل همه معلمان و متخصصان در شهر اردبیل در سال ‌تحصیلی1401-1402بودند. برای انتخاب شرکت‌کنندگان، از نمونه‌گیری هدفمند و تا حد اشباع استفاده شد و بیست نفر معلم و هجده نفر متخصص انتخاب شد. داده‌ها با استفاده از مصاحبه نیمه­ساختاریافته جمع‌آوری شد. یافته­ها نشان داد که دانش­آموزان در آموزش مجازی درس عربی با چالش­هایی همچون عدم انگیزه کافی، عدم آشنایی با آموزش مجازی، پایین بودن توان مالی والدین برای تهیه امکانات آموزش هوشمند، نبود بستر مناسب فناوری در تدریس، مشکل در آنتن دهی و ارزشیابی ناصحیح دانش‌آموزان به دلیل امکان بالای تقلب و ... مواجه هستند و به­طورکلی کلاس مجازی برای دانش‌آموزان خسته­کننده  بوده و باعث کاهش انگیزه دانش­آموزان و کاهش پایبندی به مقررات و انضباط کلاسی از سوی دانش‌آموزان می­شود. در مصاحبه با متخصصان نیز در زمینه آموزش مجازی، آن­ها نیز همچون معلمان به­وجود چالش­هایی همچون مشکلات فنی، مشکلات ساختاری، مشکلات آموزشی (محتوایی)، مشکلات کنشگری و تعامل (متقابل) و مشکلات اجتماعی (دولت) اشاره کردند و برای غلبه بر چالش­ها، پیشنهادهایی برای دانش‌آموزان، برای معلمان، برای اولیا، برای مسئولین حیطه آموزشی و پیشنهاد برای دولت ارائه شد

بررسی بازنمایی فرانقش‌های تجربی و متنی در محتوای مهارت خوانداری کتاب‌های زبان انگلیسی متوسطه دوم(ویژن) رویکرد دستور نقشگرای نظام‌مند

صفحه 45-75

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.395348.666918

اکرم پرهیزکار، ارسلان گلفام، فردوس آقاگل زاده

چکیده هدف در این پژوهش بررسی بندهای مرتبط با مهارت خوانداری کتاب­های زبان انگلیسی متوسطۀ دوم براساس رویکرد نقش­گرای نظام­مند می­باشد. مهارت خواندن یا خوانداری نه تنها به یادگیری واژگان جدید و بهبود گرامر کمک می­کند، بلکه تفکر انتقادی و مهارت کلی زبان را نیز افزایش می­دهد، بنابراین از اهمیت ویژه­ای برخوردار است.  به این منظور 808 بند با روش توصیفی-تحلیلی بررسی شده­اند و روش جمع­آوری داده­ها اسنادی- کتابخانه­ای می­باشد.  نتایج حاکی از آن است که از دیدگاه فرانقش تجربی، تمامی فرایندها در کتاب­های ویژن به صورت متناسب کاربرد داشته­اند و تنها در فرایند ذهنی است که ارتباط معناداری بین سه کتاب وجود ندارد. از دیدگاه فرانقش متنی میزان فراوانی آغازگرهای ساده در هر سه کتاب تغییری ایجاد نشده­است و همچنین در ارتباط با آغازگرهای غیر ساده نیز همچنان رابطۀ معناداری در ارتباط با ارائۀ محتوا وجود ندارد اما آغازگرهای نشان­دار به صورت منسجم­تری در هر سه کتاب باهم در ارتباط هستند و با افزایش پایه، میزان استفاده از آن­ها نیز افزایش می­یابد. با توجه به اینکه مولفان ادعا داشته­اند که محتوای کتاب­های درسی براساس سطوح CEFR ارائه شده­اند و دانش­آموزان تا پایان متوسطۀ دوم به سطح B1خواهند رسید، پژوهش حاضر خلاف این ادعا را ثابت می­کند و شاهد تخطی­های زیادی از سطح B1 می­باشیم. با توجه به موارد ذکر شده، مهارت خواندن در کتاب­های ویژن نیازمند بازبینی هست تا هرچه بیشتر با نیاز دانش­آموزان همسو باشد.

راه‌کارهای رفع التقای واکه‌ها در پارسی باستان

صفحه 77-97

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.398484.666925

بشیر جم

چکیده التقای واکه‌ها وضعیتی است که هیچ همخوانی میان واکه‌ها یا، به بیانی فنی‌تر، میان هسته‌های دو هجای مجاور وجود نداشته باشد. این وضعیت هنگامی روی می‌دهد که از دو هجای مجاور، هجای سمت چپ فاقد پایانه و هجای سمت راست فاقد آغازه باشد. هدف مقالۀ پیشِ رو مشخص کردن چگونگیِ رخداد  التقای واکه‌ها در بازنمایی واجی و راه‌کارهای رفع آن در بازنمایی آوایی در زبان پارسی باستان است. خط میخی پارسی باستان یک سامانۀ نوشتاریِ هجانگار  با 36 نویسه است که از این میان 22 نویسۀ آن همخوان- واکه‌ای، یعنی شامل توالی یک همخوان و واکۀ /a/  به صورت /Ca/ می‌باشند. طبق یافته‌های این پژوهش،  چنان‌چه در یک واژه  در پی هر یک از این 22 نویسه سه نویسۀ واکه‌ای i (/i/)، u (/u/)، و A (/A/) وجود داشته باشد، در بازنمایی واجی التقای واکه‌ها رخ می‌دهد. در این مقاله که در چارچوب نظریۀ بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 2004 /1993) انجام شده است، تحلیل شده که التقای واکه‌ها در پارسی باستان با بهره‌گیری از دو راه‌کار درج همـخوان میـانجی  و حذف واکۀ /a/  و آمیزه‌ای از این دو راه‌کار  برطـرف مـی‌شود. در این پژوهش محدودیت‌هایی که در قالب رتبه‌بندی‌های مختلف عامل رفع  التقای واکه‌ها بوده‌اند معرفی شده‌اند . نیز طبق یک قاعدۀ تلفظیِ پارسی باستان اگر نویسۀ واکه‌ای A نخستین نویسۀ یک واژه باشد، در برخی واژه‌ها به صورت [A]  و در برخی دیگر به صورت [a]  تلفظ می‌شود. ولی اگر این نویسه، نخستین نویسۀ یک واژه نباشد، فقط به صورت [A]  تلفظ می‌شود. از آنجا که تبدیل این قاعده به یک محدودیت مستلزم دسترسی به اطلاعات نویسه‌ای بود و امکان نداشت بتوان مسئله را با یک تحلیل صرفاً واج‌شناختی تبیین کرد، یک محدودیت نویسه‌ای طرح شد که تعیین می‌کرد اگر نویسۀ A نخستین نویسۀ یک واژه نباشد، به صورت [a]  تلفظ نمی‌شود، بلکه فقط به صورت [A]  تلفظ می‌شود.  نتایج این پژوهش چندین مورد است که افزون بر طرح واقعیت‌های جدیدی پیرامون واج‌شناسی پارسی باستان مواردی را پیرامون فرایندها و راهکارهای رایج در برطرف کردن التقای واکه‌ها در پارسی باستان بیان می‌کند.

شناسایی گویندگان در فضای مجازی: بررسی نقش آواهای سایشی بی‌واک در داده‌های صوتی واتساپ

صفحه 99-118

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.389287.666909

راحیل داودی، هما اسدی

چکیده در عصر دیجیتال، شناسایی دقیق گوینده در تحقیقات قضایی و امنیتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. با این‌ حال، گسترش ارتباطات مبتنی بر اینترنت و استفادۀ گسترده از پیام‌رسان‌هایی مانند واتس‌اپ، چالش‌های جدیدی را در این حوزه ایجاد کرده است. کیفیت متغیر میکروفون، نویز پس‌زمینه، اختلالات شبکه و فشرده‌سازی صوتی از جمله عواملی هستند که می‌توانند ویژگی‌های آکوستیکی گوینده را تحت تأثیر قرار دهند و دقت سیستم‌های شناسایی را کاهش دهند. علیرغم این محدودیت‌ها، بررسی عملکرد ویژگی‌های آکوستیکی در چنین شرایطی برای پیشبرد حوزۀ آواشناسی قضایی و بهبود کاربردهای عملی آن در محیط‌های واقعی ضروری است. این پژوهش به بررسی نقش آواهای سایشی بی‌واک در نشان‌دادن تغییرات بین‌گوینده‌ای در داده‌های صوتی ضبط‌شده از طریق پیام‌رسان واتس‌اپ می‌پردازد. نوآوری این پژوهش در بررسی توانایی آواهای سایشی بی‌واک زبان فارسی برای شناسایی گویندگان در شرایط ضبط غیرایده‌آل است. برای این منظور، داده‌های صوتی از ۱۰۰ گویشور مرد فارسی‌زبان جمع‌آوری شد و ضرایب کپسترال فرکانسی مل (MFCC) از زنجیرۀ آواهای سایشی بی‌واک استخراج شده و به‌عنوان ورودی به مدل ماشین بردار پشتیبان (SVM) وارد شدند. نتایج نشان داد که دقت مدل در تشخیص گوینده، زمانی‌ که تمامی آواهای سایشی بی‌واک به‌طور هم‌زمان در نظر گرفته شدند، ۶۹ درصد بوده است. با این‌ حال، بررسی جداگانۀ هر یک از آواهای سایشی، افزایش دقت مدل را نشان داد. در این میان، آوای سایشی /s/ با دقت ۷۷ درصد، بیشترین تأثیر را داشت. پس از آن، آواهای /ʃ/  و/x/ ، /f/  به‌ترتیب با دقت‌های ۷۵ درصد، ۷۴ درصد و ۷۳ درصد قرار گرفتند. این نتایج نشان می‌دهد که حتی در شرایط ضبط غیرایده‌آل، مانند داده‌های ضبط‌شده از طریق واتس‌اپ، آواهای سایشی بی‌واک می‌توانند اطلاعات ارزشمندی برای تمایز میان گویندگان ارائه دهند. با این‌ حال، این پژوهش تنها به یک نمونه از شرایط ضبط غیرایده‌آل پرداخته و بررسی سایر عوامل مخدوش‌کنندۀ بالقوه، نیازمند تحقیقات بیشتری است. یافته‌های این مطالعه، پتانسیل بالای آواهای سایشی بی‌واک را در کاربردهای شناسایی گوینده، به‌ویژه در سناریوهای غیررسمی، غیرکنترل‌شده و واقعی که فاقد تجهیزات ضبط باکیفیت هستند، نشان می‌دهد.

افعال متوالی و نمود آغازی در زبان فارسی

صفحه 119-140

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.381316.666898

آزاده سخن آفرین، والی رضایی، رضوان متولیان

چکیده در بسیاری از زبان­ های دنیا زنجیره­ای از افعال مشاهده می­ شود که آنها را ساخت فعل متوالی می­نامند. افعال متوالی براساس ترکیب­شان به دو نوع متقارن و نامتقارن تقسیم می­ شوند در ساخت فعل متوالی متقارن هر دو فعل از طبقه­ی باز دستوری و معنایی انتخاب می­شوند و در ساخت فعل متوالی نامتقارن یک فعل از طبقه­ باز دستوری و معنایی و فعل دیگر از طبقه محدود و بسته انتخاب می ­شود. فعل متوالی نمودی یا مرحله­ ای یکی از انواع ساخت متوالی نامتقارن است که بیانگر نمود دستوری ناقص و کامل و نمود واژگانی آغاز، ادامه و پایان است. هدف پژوهش حاضر بررسی نمود آغازی ساخت فعل متوالی زبان فارسی و تعیین رابطه ­ الحاق- پیوند این ساخت در چارچوب دستور نقش و ارجاع است. در زبان فارسی قرار گرفتن فعل معین در کنار فعل اصلی بیانگر زمان، نمود و وجه است و بین فعل معین و فعل اصلی رابطه­  تنگاتنگی از لحاظ ساختار و کاربرد وجود دارد به گونه­ای که یک واحد فعلی محسوب می ­شوند و مشابه ساخت فعل متوالی نامتقارن رفتار می­ کنند. بدین جهت در راستای هدف پژوهش، محمول­ های پیچیده­­  متشکل از فعل­ های معین و فعل اصلی مبنای انتخاب داده­ ها قرار گرفتند. این فعل ­ها شامل«گرفتن، برداشتن، برگشتن، رفتن، آمدن، درآمدن و زدن» هستند که از معنای اصلی خود فارغ شده ­اند و بیانگر نمود آغازی هستند. لازم به ذکر است که داده­ های پژوهش از فرهنگ فارسی عامیانه نجفی، پایگاه دادگان زبان فارسی، کتاب داستان، سایت­ها و سایر آثار پژوهشی گردآوری شدند و به دلیل پرهیز از اطناب و تکرار برای هریک از فعل­ های مذکور تنها به یک مورد بسنده شد که ابتدا براساس معیارهای شش­گانه تشخیص افعال متوالی آیخنوالد، مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت نوع رابطه  الحاق-پیوند آنها براساس دستور نقش و ارجاع توصیف و تبیین شدند. یافته­ ها حاکی از آن است که این ساخت­ ها متوالی هستند و نوع رابطه ­ی الحاق-پیوند آنها ناهمپایگی افزوده-هسته­ ای است

بررسی صحت ترجمه چت جی‌پی‌تی در انتقال سطح مشترک معنا-نحو: مورد فراکارکردهای اندیشگانی در ترجمه انگلیسی قرآن

صفحه 141-166

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.391037.666912

سجاد فرخی پور، داوود پادیز، بامشاد حکمت شعار طبری

چکیده مدل‌های تحلیل داده­های زبانی مبتنی بر هوش مصنوعی، به دلیل بسط نظری و عملی، در سال­های اخیر، توجه محققان را به خود جلب کرده است. در این میان، ترجمه ماشینی و ترجمه مبتنی بر هوش مصنوعی، نقطه محوری این پیشرفت‌ها بوده است و درعین‌حال سؤالات زیادی در زمینه کارایی و صحت عملکرد آن‌ها مطرح شده است. تحقیق حاضر تلاشی است تا با کاربست یک قالب ارزیاب ترجمه از زبانشناسی نقش­گرای نظام­مند، صحت انتقال فراکارکردهای اندیشگانی متون قرآن از عربی به انگلیسی را در چت جی‌پی‌تی (نسخه 4) مورد بررسی قرار دهد. بدین منظور صحت انتقال شش دسته فراکارکرد اندیشگانی رفتاری، ذهنی، کلامی، مادی، رابطه­ای و وجودی در 200 آیه منتخب از سوره­های قرآن بر اساس گروه فعلی مرتبط، مشارکان فرایند و شرایط تحقق هر فرایند، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که چت­ جی­پی­تی در بیشتر موارد بررسی‌شده قادر به انتقال فرایندهای مادی، رفتاری و وجودی بوده است درحالی‌که در انتقال فرایندهای ذهنی و رابطه­ای موفق نبوده است. به نظر می­رسد که موفقیت در بخش ابتدایی به دلیل توانایی هوش مصنوعی در تشخیص تمایزات و مشخصات فرایندها نیست بلکه به دلیل تحدید گروه فعلی­ و عینی­تر بودن واحدهای معنایی، مشارکان و شرایط تحقق فرایندهای مادی، رفتاری و وجودی است. ازآنجایی‌که مشخصات ادات کلام در زبانشناسی نقش­گرای برای هر فرایند تبیین و تعریف شده است، می‌توان این مشخصات را در قالب افزونه­های نحوی-معنوی در الگوهای ترجمه ماشینی و هوش مصنوعی به واحدهای لغوی-دستوری الصاق کرد و خطای ماشین در عدم شناخت و انتقال این فراکارکردهای اندیشگانی را کاهش داد.

بررسی ویژگی‌های مبتدای اولیه و ثانویه در کردی جنوبی (رویکردی پیکره-محور)

صفحه 167-191

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.400925.666936

حبیب گوهری، صفورا عزیزی، علی جمالی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی خصوصیات زبانی و کلامی مبتداهای اولیه و ثانویه در کردی جنوبی با رویکردی پیکره-محور می‌باشد. میزان همبسیتگی و ارتباط مبتداهای اولیه و ثانویه با عواملی مانند نقش دستوری، جانداری، معرفگی، ارجاعی‌بودن، مشخص‌بودن و مطابقه مورد بررسی قرار گرفتند. در حالت بی‌نشان، مبتدای اولیه با فاعل جاندار کنش‌گر و مبتدای ثانویه با مفعول غیرجاندار کنش‌پذیر انطباق پیدا می‌کنند. دالریمپل و نیکولاوا (2010) و لامبرکت (1994) به عنوان چارچوب اصلی پژوهش حاضر به دفعات مورد استناد قرار گرفته‌اند. مفهوم مبتدا بر اساس رابطه دربارگی تعریف شده است. به عبارتی، مبتدا آن عنصری در جمله است که گزاره در مورد آن است. ملاحظات کلامی و کاربردی نقش اصلی در تعیین مبتدای جمله دارند. گفتگوهای طبیعی بین گویشوران کردی جنوبی ضبط و ثبت و سپس آوانگاری شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس محدودیت‌های پژوهش، حدود 208 مبتدا شناسائی و مورد بررسی قرار گرفتند. پاسخ‌ها به صورت کدهائی در نرم افزار آماری اس‌پی‌اس‌اس (SPSS) تعریف شدند. نتایج نشان داد که در حالت بی‌نشان مبتداهای اولیه غالبا معرفه، جاندار، مشخص، ارجاعی، کنش‌گر و مبنای مطابقه (اجباری) هستند. همچنین، مبتداهای ثانویه غالبا با ویژگی‌های ذاتی خود مانند مفعول‌بودن، مشخص و ارجاعی‌بودن، کنش‌پذیری و قابلیت مبنای مطابقه (اختیاری) انطباق دارند. از لحاظ صرفی، هم مبتدای اولیه و هم ثانویه به‌صورت گروه اسمی معرفه و از لحاظ نوائی، مبتدای اولیه به‌صورت فاقد تکیه و مبتدای ثانویه همراه با تکیه (فعال‌ساز) نمود پیدا می‌کنند. چون مصداق مبتداها (اولیه و ثانویه) قابل بازیابی است، لذا قابلیت حذف و یا انتقال دارند. در حالت نشان‌دار، مبتداهای اولیه و ثانویه با خصوصیات ذاتی خود انطباق ندارند، لیکن این عدم انطباق منجر به صورت‌بندی زبانی متفاوتی در مبتدا (اولیه یا ثانویه) در کردی جنوبی نشده است. بررسی دقیق پیامدهای عدم انطباق مبتدا با ویژگی‌های ذاتی خود در زبان کردی و دیگر زبان‌های ایرانی می‌تواند پیشنهاد نویسندگان حاضر برای پژوهش‌های آتی باشد.

بررسی تطابق ترجمه‌های چت‌جی‌پی‌تی، دیپ‌سیک، گوگل، مایکروسافت و ریورسو با معیارهای دستور خط مصوّب فارسی و اصول نگارش نویسه‌های سجاوندی

صفحه 193-228

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.400687.666934

غلامرضا مدادیان

چکیده از‌آنجایی‌که تطابق ترجمه‌ها‌ با اصول و ویژگی‌های خطی زبان مقصد یکی از ابعاد مهم کیفیت آنهاست، در این مطالعه تبعیّت ترجمه‌های انگلیسی-به-فارسی پنج سامانة برخط (در ژانر متون مطبوعاتی) با دستورالعمل‌های دستور خط مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی و اصول نگارش نویسه‌های سجاوندی بررسی شد. برای این منظور چندین متن برگرفته از متون انگلیسی منتشره در روزنامه‌های انگلیسی‌زبان جمع‌آوری شد و توسط پنج سامانه برخط (چت‌جی‌پی‌تی، دیپ‌سیک، گوگل ترنسلیت، مایکروسافت ترنسلیتر و ریورسو) به فارسی ترجمه شد. با بررسی دقیق ترجمه‌ها به‌صورت کلمه به کلمه بر مبنای دستورالعمل‌های دستور خط مصّوب، مجموعاً 16 نوع خطای رسم‌الخطی و سجاوندی در ترجمه‌ها شناسایی گردید، که به سه دستة عمده تقسیم گردیدند: خطاهای (نیم)فاصله‌گذاری بین اجزاء کلمات و ترکیبات، خطاهای نگارش نویسه‌های ثانوی و خطاهای فاصله‌گذاری نویسه‌های سجاوندی. طبق نتایج، گوگل، مایکروسافت و ریورسو تمامی این خطاها را تولید کرده بودند. دیپ‌سیک و جت‌جی‌پی‌تی نیز به‌ترتیب 4 و 12 نوع از این خطاها را در برونداد خود داشتند. به‌علاوه، نتایج نشان داد که عملکرد هیچ‌یک از سامانه‌ها کاملاً یک‌دست نیست به‌طوری‌که گاهی یک سامانة واحد یک ترکیب یا نویسه واحد را صحیح نگارش کرده بود و گاهی ناصحیح. همچنین، مشخص شد که خطاها مشابهت بسیار بالایی با خطاهای رسم‌الخطی موجود در متون انسانی دارند. علت این امر آن است که متونی که برای آموزش سامانه‌های ترجمه استفاده می‌شود عموماً متون تک‌زبانه یا دوزبانة منبع‌بازی هستند که توسط نویسندگان و مترجمان در بسترها و بافت‌های مختلف تولید شده‌اند. با ‌توجه ‌به استفادة ‌روزافزون از سامانه‌های ترجمه، این خطاها می‌توانند به‌مرور به رسم‌الخط احاد جامعة فارسی‌زبان نفوذ کنند و تلاش‌های معیارسازی خط توسط فرهنگستان زبان را تحت تأثیر قرار دهند. یک راه‌حل رفع این مشکل آن است که سامانه‌های مجزا یا تجمیع‌شده‌ای توسط متولیان این سامانه‌‌ها (یا توسعه‌دهندگان مستقل) ایجاد شود تا قبل‌از تحویل ترجمه به کاربر نهایی آن را از منظر سازگاری با دستور خط مصوب و اصول نگارش نویسه‌های سجاوندی بررسی و پس‌ویرایش نماید.

بررسی ملی ـ فرهنگی نماد اورنیتونیم‌ها در زبان‌های روسی و فارسی؛ دستمایۀ واکاوی تاریخی و جهان‌بینی مردمان ایران و روسیه

صفحه 229-250

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.385782.666904

سوینج مهدیخانلی، صدیقه خزایی

چکیده آگاهی از مفهوم نمادها که ریشه در جنبۀ فرهنگ‌شناسی زبان دارد در هنگام یادگیری زبان‌ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.  به همین دلیل در فرآیند آموزش زبان خارجی لازم است که دست‌اندرکاران این حوزه خود را مکلف بدانند تا علاوه بر تقویت جنبه‌های دستوری زبان، شناخت فرهنگ زبان مورد یادگیری را نیز ارزشمند شمرده و موضوعات فرهنگی و ادبی دربردارندۀ نماد و نمادشناسی را نیز در محتوای آموزشی بگنجانند. بدین ترتیب، نمادها به‌عنوان بخشی از فرهنگ در محتوای آموزشی گنجانده شده و در نهایت به فهم صحیح متون ملی و فرهنگی می‌انجامد.  با در نظر گرفتن اهمیت جنبه‌های فرهنگ شناسی در آموزش زبان‌های خارجی و نگاهی به ادبیات و فرهنگ عامه در‌می‌یابیم که نمادها و نماد شناسی در فرآیند آموزش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، چرا که هنگام یادگیری زبان خارجی و ادبیات یک کشور لازم است تا خواننده از معانی نهفته در دل نمادها آگاهی داشته باشد. اورنیتونیم‌ها یکی از حوزه‌های نماد‌شناسی در فرهنگ عامه‌، ادبیات و شعر هر ملت است که تا‌کنون در زبان‌های روسی و فارسی هیچ پژوهش مقایسه‌ای در این خصوص انجام نشده است. نویسندگان این تحقیق با استفاده از روش گردآوری کتابخانه‌ای و همچنین روش تحلیل داده‌های پرسش‌نامه و با هدف دستیابی به تفاوت‌ها و شباهت‌های نماد پرندگان در زبان‌های نامبرده، ضمن طرح پرسشنامه‌ای به منظور سنجش میزان آگاهی دانشجویان مقطع کارشناسی زبان روسی از نماد اورنیتونیم‌ها، به بررسی موضوع پرداخته و پس از بررسی مقایسه‌ای و تحلیل داده‌های پرشسنامه با تبیین شباهت‌ها و تفاوت‌های نمادشناسی پرندگان در زبان‌های روسی و فارسی به دانشجویان و مترجمان زبان روسی کمک می‌کنند تا هنگام ترجمۀ متون فرهنگی و ادبی به درستی مفهوم نماد پرندگان را به مخاطب منتقل کنند.  بنابراین، با توجه به اهمیت موضوع لازم است که آشنایی با مفهوم نمادها در محتوای آموزشی دروسی مانند «اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های روسی»، «تأثیرات فرهنگی ـ ادبی ایران بر روسیه»، «ترجمه متون» و «کشورشناسی» مقطع کارشناسی آموزش زبان روسی گنجانده شود.

افق‌های نوین ترجمه: مطالعه‌ای کیفی درباره مزایا، چالش‌ها و مسیرهای آینده ترجمه با هوش مصنوعی

صفحه 251-282

https://doi.org/10.22059/jolr.2025.403095.666941

اصغر مولوی نافچی، ریحانه سادات شادپور، یاسر حازم قاسم قاسم

چکیده هم‌زمان با شتاب گرفتن پیشرفت‌ها در حوزه هوش مصنوعی، این پژوهش کیفی بررسی می‌کند که مترجمان حرفه‌ای مزیت‌ها، چالش‌ها و مسیرهای احتمالی آینده ترجمه یاری‌گرفته از هوش مصنوعی را چگونه می‌بینند؛ برای گردآوری داده‌ها با بیست مترجم دارای دست‌کم سه سال سابقه از تخصص‌ها و محیط‌های کاری گوناگون مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته از طریق سامانه‌های دیدار تصویری انجام شد، متن مصاحبه‌ها کلمه‌به‌کلمه پیاده‌سازی و بر پایه دستورالعمل‌های براون و کلارک با روش تحلیل مضمونی بررسی گردید، و برای افزایش اعتبار، کدگذاری توسط همکار باتجربه بازبینی شد؛ یافته‌ها چهار فایده برجسته را نشان داد: افزایش سرعت از راه پیش‌نویس‌سازی و خودکارسازی بخش‌های تکراری، مقرون‌به‌صرفه بودن برای پروژه‌های بزرگ یا در مواردی که ضیق وقت وجود دارد، بهبود انسجام و کنترل دقیق‌تر اصطلاحات به‌ویژه در متون فنی، و تسهیل همکاری از طریق حافظه‌ها و واژه‌نامه‌های مشترک؛ در کنار این‌ها، مخاطرات و چالشهای مهمی نیز گزارش شد: دشواری همیشگی در بازنمایی ظرافت‌های فرهنگی و کاربردشناختی و در ایجاد اثرگذاری بلاغی، خطر اتکای بیش‌ازحد که می‌تواند به فرسایش مهارت‌ها و افزایش توقعات مشتریان بینجامد، خستگی ناشی از پساویرایشِ برون‌دادهای نامأنوس یا مبهم، نگرانی‌های اخلاقی درباره حریم خصوصی داده، محرمانگی، مؤلفیت و امنیت شغلی، و محدودیت‌های فنی در زبان‌های کم‌منبع یا گونه‌های پیچیده زبانی؛ با جمع‌بندی شواهد همسو و ناهمسو، الگوی «انسان در حلقه با محوریت شخصی‌سازی و بهره‌وری» پیشنهاد می‌شود که در آن هوش مصنوعی به‌عنوان همیار در پوشش آموزشی و حرفه‌ایِ انسان‌محور به کار گرفته می‌شود و خبرگی انسانی همچنان در صورت‌بندی مسئله، سازگار کردن متن با مخاطب، تضمین کیفیت و تصمیم‌های ارزش‌مدار تعیین‌کننده می‌ماند؛ دلالت‌های عملی شامل توسعه حرفه‌ای هدفمند در زمینه سواد هوش مصنوعی، راهبردهای پساویرایش و آگاهی از سوگیری، بازطراحی برنامه‌های آموزش مترجمی برای پرورش شایستگی‌های ترکیبی و ارزیابی انتقادی برون‌دادهای هوش مصنوعی، و تدوین سیاست‌های سازمانی و بخشی درباره حاکمیت داده، شفافیت و جبران خدمت منصفانه است. در مجموع، نتایج از افتادن به دام بدبینی نسبت به فناوریهای روز و شورزدگی و تعصب کورکورانه پرهیز می‌دهد و بر همکاریِ سنجیده انسان و هوش مصنوعی تأکید می‌کند؛ همکاری‌ای که از این فناوری در جایی بهره می‌گیرد که ارزش می‌افزاید و هم‌زمان ژرفای فرهنگی، یکپارچگی اخلاقی و عاملیت خلاقانه مترجم حرفه‌ای را پاس می‌دارد.